رفتن به محتوای اصلی
لوگوی چشم سوم
۲۰۲۳کارگردان: Jonathan Glazerاردیبهشت ۱۴۰۳کسرا، چشم سوم

The Zone of Interest؛ دیواری که صدا سوراخش می‌کنه

The Zone of Interest
امتیاز فیلم
۸٫۷ از ۱۰
امتیاز نقد
۴٫۸ از ۵
اسپویلراین نوشته بخش‌هایی از داستان فیلم رو لو می‌ده.

فیلم The Zone of Interest (٢٠٢٣) به کارگردانی آقای Jonathan Glazer و تهیه و پخش کمپانی A24، روایتگر زندگی خونوادهٔ افسری آلمانی در اوایل دههٔ ۴٠ میلادیه که دیوار به دیوار اردوگاه کار اجباری مخوف Auschwitz زندگی می‌کنن. این فیلم به طور نصفه و نیمه‌ای بر اساس رمانی تحت همین عنوان نوشتهٔ آقای Martin Amis در سال ٢٠١۴ ساخته و پرداخته شده. داستان رمان حول رابطهٔ عاشقونهٔ یک افسر نازی با همسر یکی دیگه از افسرهای اردوگاه می‌گرده و ماجرا با شک بردن افسر دوم به همسرش حسابی داغ می‌شه. اما داستان فیلم مسیر کاملا متفاوتی رو طی می‌کنه و به زندگی خونوادگی و روابط زناشویی یک زن با شوهر نظامیش در همسایگی یکی از کمپ‌های آدم‌سوزی Auschwitz می‌پردازه. با این حال کتاب و فیلم تم داستانی و شکل روایی مشابهی رو دنبال می‌کنن. اسم افسر داستان رمان Paul Dollه که به گفتهٔ آقای Amis بر اساس شخصیتی واقعی در اردوگاه Auschwitz به اسم Rudolf Höss نوشته شده؛ همون Rudolf Hössی که توی فیلم می‌بینیم. این نشون می‌ده که کتاب زاویه نگاهی داستانی-خیالی و فیلم برداشتی تاریخی و واقع‌گرایانه از داستان داره. آقای Jonathan Glazer در مصاحبه‌ای دربارهٔ اینکه چرا این کتاب رو برای ساخت فیلم جدیدش انتخاب کرده گفت که "فقط و فقط به خاطر اینکه داستانش از زاویه دید آدم بَده‌س! در اینکه آقای Martin ‌Amis کتاب رو نوشته هیچ شکی نیست. الحق که کتاب گیرایی هم هست. ولی خوندن این کتاب باعث شد تا سراغ منابع تاریخیش برم و بعدش عمیقا مجذوب خونوادهٔ داستان در دنیای واقعی شدم". از اونجایی که ایشون به جنبه‌های واقع‌گرایانهٔ داستان خیلی اهمیت می‌داده، تمام سعی‌ش رو بر این گذاشته تا فیلم رو تا جایی که می‌شده جوری بسازه که حس و حالی طبیعی، واقعی و خام داشته باشه.

جلد کتاب The Zone of Interest نوشتۀ Martin Amis
جلد رمان The Zone of Interest نوشتۀ Martin Amis

به عنوان مثال، طراحی خونهٔ Höss، باغچه‌ش و دیواری که اون رو از کمپ آدم‌سوزی جدا می‌کنه، بعد از کلی تحقیق و با دقتی بالا صورت گرفته تا بیشترین شباهت رو به خونهٔ واقعی خونوادهٔ افسر ژرمن داشته باشه. پس در این فیلم هیچ خبری از طراحی‌ها و دستکاری‌های هالیوودی، تغییر فوکوس‌های هنری، زوم‌های عجیب و غریب و چرخش‌های ٣۶٠ درجهٔ دوربین و نورپردازی‌های چشم‌نواز نیست. شاید همین باعث شده که The Zone of Interest از لحاظ تکنیکال و سینماتوگرافی زیاد به دلم نشینه. ولی این واقعا مهم نیست چون قصد کارگردان از ساخت فیلمی با همچین شرایطی، دادن فرصت به بیننده برای برقراری ارتباط با دنیای اثرش بوده. اون می‌خواسته تا مخاطب، خونهٔ Höss در سال ١٩۴٣ رو خونهٔ خودش بدونه و دنیا رو از چشم اهالیش ببینه. این حتی در صداهایی که از پیرامون خونه به گوش می‌رسه رعایت شده و بیننده رو وارد دنیای ترسناکش می‌کنه. هر دوی کتاب و فیلم از وجوه شخصیتی‌ای از Rudolf Höss بهره بردن تا اصلی‌ترین ویژگی اون، یعنی تعهد بی‌قید و شرطش به نظم و انظباط کاری اردوگاه و نابودی کامل یهودیان رو نشون بدن. ولی هر چی در طول داستان پیش می‌ریم بیشتر به نواقص و عدم تعادل ارزش‌هاش و مدل فکریش و اینکه احتمالا درگیری‌های ذهنی شدیدی داره پی‌ می‌بریم.

خونوادۀ Höss کنار استخر و گلخونۀ خونه
زندگی روزمرۀ خونوادۀ Höss در باغ خونه؛ دیوار اردوگاه چند قدم اون‌طرف‌تره.

تماشای زندگی راحت خونوادهٔ Höss در جوار قتلگاه یهودیان حس عجیبی رو توی بیننده بوجود میاره. در طول فیلم بارها شاهد صحنه‌های عجیبی هستیم. مثلا وقتی خونواده گرم صحبت‌های روزمرهٔ دور میز صبحونه‌س از بیرون خونه سر و صدای شلیک گلوله، جیغ، شیون و التماس میاد، یا موقع شام دود سیاه دودکش‌های دالون‌های آدم‌پزی نازی یا قطارهایی که یهودیا رو به قتلگاهشون میارن کاملا مشخصه. توانایی اعضای خونواده در نادیده گرفتن اتفاقات زجرباری که پشت دیوار خونه‌شون در حال رخ دادنه واقعا تعجب‌آوره. البته که این‌ها همه به شکلی سمبولیک اشاره‌ایه به مای مخاطب! بذارید منظورم رو جور دیگه‌ای بگم. فکر می‌کنید هیتلر و دار و دستهٔ نازیش در سال ١٩۴٣ فکر می‌کردن آدمای بدی هستن؟ خیر، اونا خودشون رو قهرمان‌هایی می‌دیدن که دارن دمار از روزگار دشمنی درمیارن که برای ده‌ها سال بهشون بدی کرده و باعث و بانی سقوط امپراتوری و اقتصاد ژرمن‌ها بوده. هیتلر و نوچه‌هاش بر این باور بودن که حذف یهودیان نقطهٔ پایانیه برای تمام مشکلات کشورشون. ممکنه با خودتون فکر کنید که "نه، من کجا و این آدمای بی‌رحم و بی‌انصاف کجا!". بذارید نظرتون رو به صحبت‌های آقای Glazer در مورد این فیلم جلب کنم. ایشون می‌گه که "نمی‌خواستم فیلمی بسازم که مخاطب با خیال راحت و از راه دور به اتفاقاتش نگاه کنه. قبلا کلی فیلم راجع به همین دوره از تاریخ ساخته شده که می‌شه تماشاشون کرد و بعد فکر کرد که 'خب، چه خوب که من آدمِ بدی نیستم. هیچ تشابهی بین من و آدم بَده‌های فیلم نیست. اصلا در توانم نیست همچین کارهایی بکنم. عمرا همچین آدمی بشم'. می‌خواستم این فیلم متفاوت باشه. هر چی توش هست در خدمت این ایده‌س که چقدر شبیه آدم بَدهٔ فیلمیم و نه قربانی‌هاش!". اشتباه نشه، منظور آقای Glazer این نیست که من و شما به داغونیِ نازی‌هاییم. فقط می‌خواد بگه که اون‌ها هم آدمیزاد بودن و از فضا نیومده بودن! اونا با این کاراکترهای سورئالی که نماد شرارت محضن و تو بقیه فیلم‌ها می‌بینیم متفاوت بودن.

Hedwig Höss با پالتوی پوست در اتاق خواب
Hedwig Höss پالتوی پوستِ گرفته‌شده از یکی از قربانی‌ها رو در اتاق خوابش امتحان می‌کنه.

اگه دقت کنید متوجه می‌شید که بارها پیش اومده که ما هم مثل خونوادهٔ توی فیلم چشم‌هامون رو به روی اتفاقات ناگوار دور و برمون بستیم. مثلا وقتی پای میز شامیم و تلویزیون خبر از کشتار مردم یه کشور دیگه می‌ده یا وقتی حین بالا پایین کردن اینستاگرام و لایک کردن پست‌های مربوط به کنسرت فلان خوانندهٔ دوزاری چشممون به ویدئوهای مربوط به وحشی‌گری پلیس و تعرض آمرین فضول به عابرین میفته یا مثلا موقع خرید سراغ محصولات میهن‌ می‌ریم، در واقع چشم‌هامون رو به فاجعه‌ای که اطرافمون افتاده می‌بندیم و به زندگی عادیمون ادامه می‌دیم. صحنه‌هایی که به دورهمی‌های شاد و تباه زنونه و بحث‌های با آرامش مردهای نظامی راجع به مکانیسم کوره‌های آدم سوزی اردوگاه می‌پردازه، اشاره‌ای به وجه تاریک زندگی روزمرهٔ انسانی داره. دیوار بین خونه و اردوگاه نمادیه به دیوارهای مدرن بین آسودگی ما و گرفتاری اطرافیانمون؛ همون صفحهٔ نمایش گوشی و تلویزیون و شیشهٔ ویترین‌ موزه‌ها که ما رو از بدی که همه می‌دونیم در جریانه جدا می‌کنه.

جلسۀ افسرهای نازی دور میز
جلسۀ افسرها بر سر نقشۀ سازوکار اردوگاه؛ کشتار در قالب یک کار اداریِ روزمره.

سه دقیقهٔ اول فیلم با تصویری سیاه و موسیقی‌ هراس‌آوری شروع می‌شه که به نظرم جهت آماده‌سازی مخاطب برای مواجهه با همین وجه تاریک زندگی بشری، مرگ و تراژدیه. در جای دیگه‌ای از فیلم، تصویر در رنگ قرمز جیغ غرق می‌شه تا مخاطب از شرارت و خونباری اوضاع موجود بیشتر معذب بشه.

Rudolf Höss کنار پنجره در پوستر فیلم
Rudolf Höss کنار پنجره؛ تصویر تبلیغاتی فیلم The Zone of Interest.

بگذریم، با تمام این تفاسیر، دیوار بین خونهٔ Höss و اردوگاه، اونقدرا هم خونواده رو از اتفاقات دورش مصون نمی‌کنه. همونطور که گفته شد، تلاش آقای Glazer در فیلم The Zone of Interest برای به تصویر کشیدن چهرهٔ واقعی نیروی نازی بوده (نه اینکه بخواد گناهاشون رو بشوره‌ها). در طول فیلم هم متوجه واکنش‌های روانی‌ خونواده به اتفاقاتی که بیرون از چهار دیواری خونه‌شون میفته، می‌شیم. مهم نیست چقدر تلاش کنیم، اخلاقیات ما نمی‌تونه با شرارت همسویی داشته باشه. اخلاقیاتی که از طفولیت همراهمونه و این مسئله به خوبی در شخصیت‌های خردسال فیلم و صحنه‌های سیاه و سفید اون مشخصه. صحنه‌هایی که شر و نیکی رو به خوبی و با کنتراستی بالا به تصویر کشيدن و دنیایی وارونه رو به مخاطب نشون می‌ده. دنیایی که احساسات و خرد جمعیش شکلی معکوس به خودش گرفته و جای خوب و بدش عوض شده. در طول فیلم هر بار که تصویر سیاه و سفید می‌شه شاهد اشاره‌هایی به داستان فولکلور Hansel and Gretel (١٨١٢) هستیم.

دختر جَوون در نمای سیاه‌وسفید حرارتی فیلم
نمای حرارتیِ سیاه‌وسفید؛ دختر جَوونی که شبانه برای زندانی‌ها غذا پنهون می‌کنه.
داستانی که حول وابستگی، حرص و امیال مخربی می‌گرده که بچه‌ها باید بهشون غلبه کنن. به نظرم هدف ساخت چنین فیلمی، نشون دادن پتانسیل آدما (بدون در نظر گرفتن زمان و مکانی که توش زندگی می‌کنن) برای سوق پیدا کردن به سمت شر و در عین حال میل عمیق و ذاتی هر فرد برای غلبه بر اونه.

Hedwig Höss و بچه‌اش در باغ
Hedwig و بچه‌اش در باغ خونه؛ آرامشی که بدون صدای بیرون از قاب، کاملاً عادی به نظر می‌رسه.

امتیاز سایت‌های مرجع

نقدهای دیگر