رفتن به محتوای اصلی
لوگوی چشم سوم
۲۰۲۳کارگردان: Wim Wenders۱۲ شهریور ۱۴۰۵کسرا، چشم سوم

Perfect Days؛ زندگی بین نور، درخت و نوار کاست

Perfect Days
امتیاز فیلم
۸٫۵ از ۱۰
امتیاز نقد
۴٫۶ از ۵
اسپویلراین نوشته جزئیات مسیر و زندگی روزمرۀ شخصیت اصلی رو توضیح می‌ده.

فیلم Perfect Days (٢٠٢٣) به کارگردانی آقای Wim Wenders، نامزد جایزهٔ اسکار بهترین فیلم بین‌المللی در سال ٢٠٢۴، داستان زندگی یه نظافتکار توالت‌های عمومی توکیوئه که مسیر منزل تا محل کارش و برعکس رو با گوش دادن به کاست‌های قدیمی غربی می‌گذرونه. همین! هیچوقت دوست ندارم بدون اخطار قبلی، فیلمی رو اسپویل کنم ولی در مورد این فیلم کاریش نمی‌شه کرد. اگه حال و حوصلهٔ تماشای تکرار دو ساعتهٔ چیزی که چند خط پیش توضیح دادم رو ندارید و دنبال آثاری دراماتیک با روند و تعداد اتفاقات بالا هستید، شاید بهتر باشه که سمت این فیلم نرید. ولی اگه آشنایی تدریجی با کاراکتری درونگرا، ساکت و مأخوذ به حیا، کنجکاوی‌های کاشفانه‌تون رو ارضا می‌کنه و دنبال اومدن لبخندی گرم به روی صورت خودتون هستید، تماشای Perfect Days رو بهتون پیشنهاد می‌کنم. به عنوان مثال اگه از فیلم‌هایی چون Paterson (٢٠١۶) آقای Jim Jarmusch یا Florida Project (٢٠١٧) آقای Sean Baker یا به طور کلی فیلم‌هایی که تحت عنوان slice of life (برشی از زندگی) طبقه‌بندی می‌شن، خوشتون میاد، Perfect Days رو از دست ندید.

Hirayama در حال نگاه کردن به نور لای شاخ‌وبرگ درخت‌ها
Hirayama؛ نظافتکاری که از تماشای نور لای شاخ‌وبرگ درخت‌ها لذت می‌بره.
Hirayama در حال عکس گرفتن از درخت‌ها
عکس گرفتن از درخت‌ها، یکی از بخش‌های ثابت زندگی روزمرۀ Hirayama.

از نکات مثبت فیلم می‌تونم به بازی فوق‌العادهٔ جناب آقای Kōji Yokusho در نقش Hirayama اشاره کنم که واقعا نمی‌دونم چرا برای نامزدی دریافت جایزهٔ اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد سال ٢٠٢۴ انتخاب نشد وقتی چند ماه قبلتر تونست جایزهٔ بهترین بازیگر نقش اول مرد جشنوارهٔ کن رو از آن خودش کنه. با وجود دیالوگ خیلی محدودی که براشون نوشته شده، آقای Yokusho تونسته احساسات Hirayama رو با بازی بی‌نظیر صورت و بدنش به بهترین شکل ممکن به بیننده القا کنه تا جایی که همذات‌پنداری باهاش به امری غیرقابل اجتناب تبدیل شده. با کاراکتر Hirayama برای دو ساعت هم که شده، بیننده عاشق جزئیاتی از زندگی می‌شه که برای سالیان سال با بی‌توجهی ازشون گذشته. عطشش به خیره شدن‌های کوتاه ولی مکرر به آسمون و شاخ و برگ درخت‌ها و بعد لبخند ملیح رضایت روی صورت دلنشینش آدم رو به اینکه "زندگی‌ هنوز قشنگیاش رو داره" امیدوار می‌کنه. به قول آقای شوپنهاور "هر روز، کمی زندگی است. هر بیدار شدن، کمی تولد. هر صبح تازه، کمی جوانی و هر بار خوابیدن، کمی مرگ". این همون مفهوم فلسفی "بازگشت ابدیه" که می‌شه اینجوری تفسیر بشه که هر روز یه فرصت تازه برای زندگی و تجربه‌های جدیده.

Hirayama بعد از کار رو به آسمون نگاه می‌کنه
لبخند Hirayama وقتی دوباره نور و آسمون رو می‌بینه.
Hirayama در یکی از توالت‌های عمومی توکیو
Hirayama شغلش رو با وسواس و احترام انجام می‌ده؛ حتی وقتی کسی کارش رو نمی‌بینه.

نقش اصلی فیلم نه قهرمانه و نه زندگی عجیب و غریبی داره. اون یه نظافتچی توالت‌های عمومیه که با وجود سطح ظاهری پایین شغلش، برخوردها و اصول زندگی خیلی شرافتمندانه‌ای داره. او متعهد به شغلیه که ممکنه به چشم کسی نیاد ولی زندگی شهری رو تحت تاثیر قرار می‌ده. زندگی روزانهٔ Hirayama طبق اصول و برنامه‌ای سفت و سخت جلو می‌ره. هر روز صبح بعد از بیدار شدن، جمع کردن رختخواب، آب دادن به گیاه‌هاش، مسواک زدن و اصلاح صورت از خونه بیرون می‌زنه. اولین کاری که به محض باز کردن در می‌کنه یه نگاه به آسمونه. انگار می‌خواد ببینه آیا هنوز سر جاش هست؟ بعد، از دستگاه فروش خودکار نوشابهٔ دم خونه‌ش یه قهوه می‌گیره و سوار ماشینش می‌شه و تمام راه تا سر کارش رو به کاست‌های قدیمی خوانندگانی چون Lou Reed و Patty Smith و Nina Simone و The Kings گوش می‌ده. او کارش که نظافت توالت‌های عمومی شهریه رو خیلی جدی می‌گیره، به مردم احترام می‌ذاره و همکار جَوون‌ِ رو مُخیش رو تحمل می‌کنه. ناهارش که ساندویچ کوچکیه رو توی پارک می‌خوره. هرازگاهی حین وقفه‌های کوتاه بین کارش دوربین عکاسی قدیمی رو از جیبش در میاره و بدون تامل یا تنظیم خاصی از نور خورشید که از لای شاخ و برگ درخت‌ها به لنزش رسیده عکس‌ می‌گیره و آخر هفته، بعد از چاپ کردنشون، اون‌هایی که ارزش نگهداری دارن رو در جعبه‌هایی با برچسب هر ماه قرار می‌ده و توی کمدش بایگانی می‌کنه. شام رو در کافه‌های قدیمی می‌گذرونه و آخر سر هم شب‌ها بعد از چند صفحه‌ای کتاب خوندن به خواب می‌ره و رویاهایی که انعکاسی از اتفاقات روزمره‌شه می‌بینه.

Hirayama در کنار یک پسربچه
برخوردهای کوتاه روزانه، روتین Hirayama رو از یکنواختی درمیارن.
کتاب Trees در دست Hirayama
کتاب "Trees"؛ یکی از چیزهای کوچیکی که شب‌های Hirayama رو کامل می‌کنه.

در طول فیلم اتفاقاتی مثل سر زدن مهمونی ناخونده، مرخصی گرفتن همکارش یا پیدا کردن اتفاقیِ کاغذی با جدول بازی XO در یکی از دستشویی‌ها، تغییراتی رو به روتین زندگیش تحمیل می‌کنه و این چگونگی واکنش Hirayama به اون‌هاست که بیننده رو یواش یواش با شخصیت جالب، بزرگ‌منش و دوست‌داشتنیش آشنا می‌کنه. رفته رفته می‌فهمیم که انگار دنبال یه شروع مجدد یا حداقل تغییر در سبک زندگیشه. انگار داره از زندگی‌ای مشابه با زندگی روزمرهٔ ما فرار می‌کنه، متوجه شده که چیزهای با ارزشی مثل خورشید و درخت‌ها که هر روز بی‌توجه از کنارشون می‌گذریم چقدر مهمن و عمر سریع‌تر از اونی که فکر می‌کنیم در گذره. این می‌شه که رفتن به کافه‌های کوچیک، گوش دادن به صدای زیبای خانم کافه‌چی، تماشای مناظر چشم‌نواز طبیعی و خوندن کتاب‌های ادبی تبدیل می‌شن به لذت‌هایی که نمی‌تونه از روتین روزانهٔ زندگی کنار بذاره. با کمی دقت متوجه می‌شیم که Hirayama علاقهٔ خاصی به زندگیِ آنالوگ ماقبل تکنولوژی روز داره؛ به جای اتلاف وقت جلوی Netflix، ترجیح می‌ده قبل از خواب کتابی که به تازگی از کتابفروشی‌ای خلوت خریده رو بخونه، صفحاتش رو بو و لمس کنه و متوجه سنگینیش توی دستش بشه. نمی‌دونه Spotify چیه و صدای نوار کاست‌هایی که تو عصر حاضر به خاطر قدمتشون ارزش مادی پیدا کردن به اوج لذت می‌برش. تو عصر گوشی‌های هوشمند با دوربین‌های فلان مگاپیکسلی، با یه دوربین کامپکت Olympus Mju 1 کشویی از چیزهایی که نظرش و جلب میکنه عکس می‌گیره بدون اینکه بتونه نتیجه رو فوری ببینه و عکس‌های بی‌خود رو با یه کلیک پاک کنه. دور زدن با دوچرخه‌ش در شهر و تعامل با آدم‌ها رو به دور دور با ماشین‌های لوکس و رسانه‌های اجتماعی ترجیح می‌ده. این شاید پیام آقای Wenders در این فیلم باشه؛ اینکه شاید باید هر از گاهی تکنولوژی ماشینی روز رو کنار بذاریم، از زندگی و زنده بودن لذت ببریم.

Hirayama کنار ضبط و نوارهای کاست
خونه، کتاب و نوار کاست؛ شکل آنالوگ زندگی Hirayama.

امتیاز سایت‌های مرجع

نقدهای دیگر