رفتن به محتوای اصلی
World War III
World War III

جنگ جهانی سوم؛ نقدی بر چرخۀ قدرت و خشونت

صفحهٔ فیلم و هشدارهای محتوایی ←
محصول:ایران

زمان مطالعه: حدود ۳ دقیقه۰ بازدید

هشدار اسپویل: این نقد جزئیات داستان و پایان فیلم را بررسی می‌کند.

فیلم "جنگ جهانی سوم" (١۴٠٢) محصول دومین همکاری آقای هومن سیدی با نماواس که جوایز متعددی رو در جشنواره‌های بین‌المللی فیلم از جمله فستیوال فیلم شهرهای ونیز، لوگزامبورگ، استکهلم، بلگراد،فرایبورگ، توکیو و استانبول از آن خودش کرد. "جنگ جهانی سوم" داستان چگونگی تبدیل شدن قشر ضعیف و توسری خوردۀ اجتماع به هیولا، اون هم باالجبار و بدون داشتن حق انتخاب توسط طبقۀ بالا دسته. کاراکتر شکیب، کارگری از اونجا مونده و از اینجا رونده‌س که بالادستی‌ها ازش سوءاستفاده می‌کنن و تازه منت هم سرش می‌ذارن که هر جی شده یا بشه از صدقه سری اون‌هاس. اون هم بالادستی‌هایی از قشری که ادعای روشنفکری، هنر و انسان‌دوستی داره و در حال ساخت فیلمی راجع به ظلم قدرت غالب بر قشر ضعیف در بنده. غافل از اینکه رفتارشون با کارگرهای استخدامی چیزی جز دیکتاتوری و ظلم هیتلری نیست. قشری که شکیب رو به زور از یه کارگر روزمزد به سیاهی‌لشگری تبدیل می‌کنه که باید صبح‌ها لخت به اتاق‌ گاز ژرمن‌ها بره و گور خودش رو جلوی دوربین بِکنه و شب‌ها رو توی اتاقکی بی در و پیکر، سرد و خیس به نگهبانی از صحنۀ ضبط بگذرونه. همین قشر حاکمه که بعدتر با دست خودش به رغم مخالفت شکیب، او رو از یه یهودیِ در بند به مقام هیتلر می‌رسونه و بهش یاد می‌ده که به فرودست‌ها یا مخالفینش به شکل قاتلینی نگاه کنه که خونوادش رو کشتن. جالب اینجاست که خودشون همین بلا رو سر شکیب میارن و با سرکوب و تو سری زدن بهش، انتظار دارن واکنشی متفاوت از چیزی که از هیتلر برمیاد داشته باشه. این میشه که شکیب شکیباییش رو از دست می‌ده و تبدیل میشه به دیکتاتوری جانی!

هومن سیدی، کارگردان فیلم، در پشت‌صحنۀ جنگ جهانی سوم
هومن سیدی، کارگردان «جنگ جهانی سوم»، در پشت‌صحنۀ فیلم

از آقای سیدی در مقام کارگردان خیلی خوشم میاد. به نظرم آدم باهوشیه، مطالعه می‌کنه و برخلاف خیلی از کارگردان‌های دیگۀ ایرانی، فیلم غیرایرانی می‌بینه و ازشون یاد می‌گیره! رفرنس دهی و نمادگرایی می‌دونه و ارزش سینماتوگرافر خوب رو می‌دونه. توی همین فیلم اگه اتفاقاتی که برای شکیب میفته رو در کنار سیر زندگی هیتلر بگذارید، متوجه منظورم می‌شید. انتخاب واگنی که یادآور واگن Compiégneه (جایی که پیمان‌های آتش‌بس ١١ نوامبر ١٩١٨ بین متفقین و آلمان در جنگ جهانی اول و آتش‌بس ٢٢ ژوئن ١٩۴٠ بین آلمان نازی و جمهوری سوم فرانسه در جنگ جهانی دوم امضا شد) به عنوان اتاق گریمی که در اون شکیب به شمایل هیتلر درمیاد و بعدتر تصمیم به کشتن عوامل فیلم می‌گیره، گواه دیگه‌ای به این ادعاس.

واگن آتش‌بس کومپین
واگن تاریخی کومپین؛ محل امضای آتش‌بس ۱۹۱۸

نکتۀ دیگه‌ای که حسابی حالم رو خوب کرد استفاده از آقای حاتم مشمولی (که احتمالا از برنامۀ کتاب‌باز می‌شناسیدش) در نقش کارگردان فیلم بود. از نکات مثبت فیلم می‌تونم به بازی فوق‌العادۀ آقای محسن تنابنده اشاره کنم که واقعا توی نقشش فرورفته و اجرای باورپذیری رو ارائه داده. بزرگترین نقطۀ ضعف فیلم، در کنار مکالمات نامفهوم، طولانی و بدون زیرنویس شکیب با لادن (که شاید برای تاکید بر اینه که هیچکس جز شکیب حرف دل لادن رو نمی‌فهمه)، در شخصیت پردازی ضعیفش برای کاراکترهای فرعیشه. در کل، "جنگ جهانی سوم" به دلم نشست. امیدوارم که شما هم از دیدنش لذت ببرید.

کامنت‌ها ۰

برای مشارکت وارد شو.

هنوز کامنتی نیست. اولین نفر باش.

نقدهای دیگر