رفتن به محتوای اصلی
لوگوی چشم سوم
۲۰۲۳کارگردان: Viggo Mortensenاردیبهشت ۱۴۰۴کسرا، چشم سوم

The Dead Don’t Hurt؛ عشق و رنج در غرب وحشی

The Dead Don't Hurt
اسپویلراین نوشته بخش‌های مهم داستان و پایان فیلم رو لو می‌ده.

من که نمی‌دونستم آقای Viggo Mortensen، همون Aragorn تو سه‌گانهٔ The Lord of the Rings و Tom Stall فیلم A History of Violence و Tony Lip فیلم Green Book، نویسندگی، کارگردانی و آهنگسازی دو تا فیلم بلند رو که خودشم توشون نقش‌آفرینی کرده رو تو کارنامه‌ش داره. اولیش فیلم ملودرامِ Fallingه که من ندیدمش و سال ٢٠٢٠ منتشر شده و دومیش یه فیلم وسترن به اسم The Dead Don't Hurtه که سال ٢٠٢٣ منتشر شده و می‌خوام کمی راجع بهش صحبت کنیم. فیلم روایتگر داستانی غیرخطی راجع به عشق کهنه‌سربازی دانمارکی به اسم Holger Olsen و زنی کانادایی-فرانسوی به اسم Vivienne Le Coudy در غرب آمریکای دههٔ ١٨۶٠ه. فیلم، برخلاف ساختار و فضای خشن وسترنش، بیشتر حول محور روابط انسانی کاراکترهاش می‌گرده تا اینکه درگیر اِلِمان‌های سینمای غرب‌ وحشی مثل جنایت و انتقام بشه. The Dead Don't Hurt که روایتگر تلاش دو آدمِ ناجور با فضای اطرافشون، برای ساخت دنیای کوچیک خودشون حین جنگ داخلی آمریکاس، توسط آقای Marcel Zyskind فیلمبرداری شده و فریم‌های عریضش از طبیعت زیبای نوادا، تماشای این فیلم رو به تجربه‌ای چشم‌نواز تبدیل کرده. علاوه بر جلوهٔ بصری فیلم، این بازی خانم Vicky Krieps (بازیگر فیلم Phantom Thread آقای Paul Thomas Anderson) که در نقش Vivienneه توجه مخاطب رو به خودش معطوف می‌کنه. کاراکتری که آقای Mortensen بر اساس مادر خودش نوشته. به غیر از این دو نقطهٔ قوت، به شخصه نتونستم خیلی با این فیلم ارتباط برقرار کنم. داستان فیلم نه پیام ژرف و تاثیرگذاری رو به بیننده القا می‌کنه و نه از سرعت پیشروی خوبی برخورداره تا حوصلهٔ مخاطب سر نره. غیر خطی بودن داستان کمی گیج کننده‌س و چیزی به هیجان فیلم اضافه نمی‌کنه. اینجوری که باید ٢۵ دقیقهٔ ابتدایی رو دَووم بیارید تا کامل متوجه بشید که چی به چیه و باید منتظر چه جور درامی باشید. در استادانه بودن بازی آقای Mortensen هیچ شکی نیست ولی بازیشون انقدر تحت تاثیر نقش و قدرت بازیگری خانم Kriepsه که اصلا به چشم نمیاد. البته که گریم بد ایشون هم در باورناپذیر بودن کاراکترشون نقش عمده‌ای داشته. نقش‌های منفی فیلم هم خیلی تک‌بعدی و سطحی‌ن و به اندازهٔ کافی تاثیرگذار، ترسناک یا حتی حرص‌درآر نیستن؛ یا خیلی حراف و یُبس و بی‌روحن، یا مثل بچه‌ای که شاید با یه پس‌گردنی بشینه سرجاش لوس و آبکی‌ن. اگه دنبال تماشای یه وسترن سریع و مهیجید، شاید بهتر باشه سراغ فیلم‌های دیگه‌ای از این ژانر برید ولی اگه دوست دارید به تماشای بازی درخشان خانم Krieps در یک درام تاریخی بشینید، شاید از دیدن این فیلم خوشتون بیاد.

Vivienne و Holger Olsen
Vivienne و Holger Olsen در آرامش کوتاه میان خشونت‌های غرب وحشی.

(اسپویلر ←) Holger Olsen یه نجار دانمارکی با سابقهٔ سه سال حضور در جنگ بین دانمارک و پروسیاست که پیش از جنگ‌های داخلی به آمریکا مهاجرت کرده و خیلی اتفاقی با Vivienne Le Coudy، زنی فرانسوی-کانادایی و زیبا با خلق و خویی مستقل آشنا می‌شه. Vivienne که به تازگی از رابطه‌ای سمی با مردی ثروتمند ولی بی‌خود خلاص شده، یک دل نه صد دل عاشق Olsen که شاید ده-پونزده سالی ازش بزرگ‌تره می‌شه و شروع می‌کنه به زندگی تو کلبه‌ش که در خارج از شهر قرار داره. با دانش بر گذشتهٔ Vivienne به نظر می‌رسه که عشقش به Olsen شکلی فرویدی داره. همین موقع‌هاست که Olsen کله‌شق برخلاف میل Vivienne برای شرکت در جنگ داخلی عازم میادین نبرد می‌شه و اون رو با صاحب‌کاری عوضی و هیز که اتفاقا پسر یکی از ملاکین و دوستان صمیمی کلانتر شهره تنها می‌ذاره. Vivienneی که از پدر عدالتخواهی که در راه آرمان‌هاش جونش رو از دست داده و مادری که  ژان دارک رو الگوی اسوه‌ش قرار داده متولد شده، بیدی نیست که با این بادها بلرزه. بهش تجاوز می‌شه ولی شیرزنانه به دور از همسر به ضبط و ربط دادن زندگیش و بزرگ کردن پسری که حاصل چنین خشونتیه ادامه می‌ده.

Vivienne با چراغ و اسلحه
Vivienne در شب؛ تنها و آماده برای دفاع از خودش.

به هر حال، با پایان یافتن جنگ، Olsen به خونه برمی‌گرده، با پسربچه‌ای (Vincent) که از خودش نیست ولی باید براش پدری کنه و همسری که به خاطر تجاوز درگیر سیفلیس شده مواجه می‌شه. بعد از مرگ آهسته و دردناک Vivienne، شوهر به همراه Vincent وارد ماجرایی انتقام‌جویانه می‌شه.

عنوان فیلم از سوال تامل برانگیز پسر از Olsen راجع به اینکه آیا گنجشکی که شکار کرده درد می‌کشه یا نه گرفته شده. Olsen جواب می‌ده که  نه، "کسی که مُرده دیگه درد نمی‌کشه" (The dead don't hurt). دردی که Vivienne از مردای اطرافش کشیده، چه وقتی مجبور به شنیدن طعنه‌های دوست‌پسر پولدارش بوده، چه وقتی نگاه‌های هیز و تجاوز اون آقازاده رو تحمل کرده، چه وقتی بقیهٔ مردا تو لحظه‌هایی که به حمایت نیاز داشته ساکت موندن، و چه اون تنهایی‌ای که Olsen روی دوشش گذاشته، همه با رسیدن مرگ تموم می‌شن و دیگه مجبور نیست هیچی رو تحمل کنه. مرگی که حتی با گرفتن انتقام Olsen از متجاوز هم، برای نقش‌های مثبت فیلم و مخاطب جبران نمی‌شه. هرچند می‌دونیم که آدم‌بَده به مرگ سریعی نمرد و جون کَند تا پیام عنوان فیلم خیلی شامل حالش نشه.

Olsen و Vincent کنار رودخانه
Olsen و Vincent بعد از مرگ Vivienne.

امتیاز سایت‌های مرجع

نقدهای دیگر