
زمان مطالعه: حدود ۱۲ دقیقه۲ بازدید
فیلم The Boy and the Heron (پسر و مرغ ماهیخوار) به نویسندگی و کارگردانی جناب آقای Hayao Miyazaki اثر سال ٢٠٢٣ استودیو Ghibliه. هر چند در نگاه اول، درک کامل داستان این انیمه ممکنه سخت به نظر بیاد، آهنگسازی فوقالعادۀ جناب آقای Joe Hisaishi که در ده اثر دیگه از آقای Miyazaki هم همراهیش کرده، در کنار جلوههای بصری چشمنواز اون و دوبلۀ هیجانانگیز انگلیسیش با صداپیشگی ستارههایی چون آقایون Christian Bale و Robert Pattinson (👌🏻) و Willem Dafoe و Dave Bautista و Mark Hamill و خانمها Florence Pugh و Gemma Chan لذت تماشاش رو دوچندان کرده.

(اسپویلر ←) فیلم راجع به پسر دوازده سالهای به اسم Mahitoه که در تلاشه با چالشهای زندگی در شهری جدید بعد از مرگ مادرش کنار بیاد. Mahito در تلاشه تا با استفاده از دنیای خیال، این دورۀ سوگواری رو بسر کنه. تو این گیر و دار با مرغ ماهیخوار (حواصیل) سخنگویی برخورد میکنه و ازش میشنوه که مادرش هنوز زندهس. پس برای پیدا کردن مادرش وارد برجی متروکه میشه و سر از دنیایی جادویی در میاره.
رفرنسهای مکرر به بقیۀ آثار آقای Miyazaki در طول فیلم، این حس رو به بیننده القا میکنه که این دنیای جادویی نمادی بر سبک و سیاق و به شکل کلی زندگی هنری آقای Miyazakiه. مثلا درست مثل فیلم Spirited Away (٢٠٠١) کاراکتر اصلی این فیلم وارد دنیایی خیالی میشه، کلبۀ لب دریای Lady Himi یادآور کلبۀ Howl در فیلم Howl's Moving Castle (٢٠٠۴) یا خونۀ والدین Kiki در Kiki's Delivery Serviceه (١٩٨٩) و تکنیک انیمیشنی صحنهای از فیلم که در اون Himi با آتش به جنگ پلیکانها میره خیلی شبیهه به تکنیکی که در Howl's Moving Castle به کار رفته. قلعۀ متروکی هم که Mahito واردش میشه و یکی از ندیمهها با اون خال گوشتی وسط پیشونیش، هم به ترتیب یادآور شهربازی متروک و Yubaba توی Spirited Awayن. Warawaraها یا همون روحهای آمادۀ تولد رفرنسی به Kodama کوچولوهای سفید روحمانند جنگل در فیلم Princess Mononoke (١٩٩٧) هستن و درخشش دیوارهای سنگی داخل برج یادآور اِتریوم درخشان کف معدن در فیلم Castle in the Skyه (١٩٨۶). صحنهای که در اون تصویر مادر Mahito با لمس انگشتان پسرش شروع به ذوب شدن و جاری شدن میکنه هم خیلی شبیه به صحنهای مشابه در فیلم Howl's Moving Castleه.

همۀ اینها باعث میشه که فکر کنیم کاراکتر خانعمو که رئیس دنیای خیالیه و مسئولیت برقراری تعادل اون رو برعهده داره، خود جناب Miyazakiه. اینکه شخصیت خانعمو به دنبال یه جانشین با آزادی عمل کامل میگرده هم خیلی جالبه. آقای Miyazaki بارها راجع به بازنشسته شدن صحبت کرده و The Boy and the Heron از نظر خیلیا اثر پایانی از پروندۀ درخشان هنریشه. همۀ اینها باعث میشه تا مخاطب به این فکر بیفته که ایشون چه هوشمندانه به فعالیت خودش پایان داده و این موضوع رو مطرح میکنه که دنیای انیمیشن بعد از او هم ادامه خواهد داشت. البته خودش این رو تایید نکرده و شایعاتی هست که داره روی یه فیلم دیگه کار میکنه.

پس خانعمو میتونه اشارهای به آقای Isoa Takahata، همکار آقای Miyazaki و یکی از مؤسسان استودیو Ghibli باشه که سال ٢٠١٨ در سن ٨٢ سالگی از دنیا رفت. مردی که در کالبد مرغ ماهیخوار میبینیم میتونه رفرنسی به آقای Toshio Suzuki، از تهیهکنندگان فیلمهای آقای Miyazaki و یکی دیگه از مؤسسان استودیو باشه. به نظرم آقای Miyazaki همون Mahitoه. چیزی که باعث میشه به همچین نتیجهای برسم، شباهت شخصیت Mahito با آقای کارگردانه؛ مثلا پدر هر دوی اونها رئیس شرکت تولید قطعات هواپیماهای جنگی در زمان جنگ جهانی دوم بوده. یا اینکه درست مثل Mahito، آقای Miyazaki در کودکی مجبور شد تا شهرش رو بخاطر بمبارونهای جنگ جهانی دوم ترک کنه. نکتۀ جالب دیگه اینکه این انیمیشن بر اساس رمانی همعنوان با اسم ژاپنی فیلم، یعنی "چطور زندگی میکنی؟" (١٩٣٧) به نویسندگی آقای Genzaburo Yoshini ساخته و پرداخته شده که توسط مادر آقای Miyazakin در کودکی بهش کادو داده شده بوده. برای اینکه فکر نکنید همۀ اینها رو از خودم درآوردم، باید بگم که سالها پیش آقای Miyazaki به آقای Toshio Suzuki گفته بوده که میخواد فیلمی راجع به خودش و همکاراش در استودیو Ghibli بسازه.
علاوه بر کتاب How Do You Live? که پیشتر راجع بهش صحبت شد، آقای Miyazaki برای ساخت این فیلم از آثار دیگهای مثل رُمان Ghost Tower (١٩٨٩) آقای Edogawa Rampo و انیمیشن کوتاه The Man Who Planted a Tree (١٩٨۶) آقای Fredrick Bach و آثاری چون The Wizard of Oz (١٩٠٠) و Alice's Adventures in Wonderland (١٨۶۵) الهام گرفته. داستان فیلم همون الگوی کلی "سفر قهرمان" رو دنبال میکنه که در اون قهرمان داستان برای به پایان رسوندن ماموریتی قدم به دنیایی ناشناخته میذاره، در مواجهه با یاران و هیولاها امتحان میشه و نهایتا با موفقیت در اتمام ماموریت به شکل فردی پخته به دیار خودش برمیگرده. علاوه بر این، داستان فیلم شدیدا تحت تاثیر مذهب سنتی Shinto ژاپن و مسلک و راه و رسم سامورایی Bushidoه که ٨ فضیلت اخلاقی (عدل، شجاعت، بخشش، ادب، صداقت، شرافت، تعهد و عزت نفس) رو برای جنگجوی کامل تعریف میکنه. در طول داستان Mahito به یه سری از این فضایل میرسه. مثلا وقتی با وجود اخطار Natsuko (نامادری) رهسپار جنگل برای ورود به برج میشه از خودش شجاعت نشون میده. فضایل بخشش و ادب رو زمانی که به مرغ ماهیخوار برای ترمیم نوکش کمک میکنه کسب میکنه. وقتی به شرارت درونش در برابر خانعمو اعتراف میکنه به راستگویی میرسه و بارها در طول فیلم متوجه عزت نفسش میشیم.
در بالای ورودی برج متوجه عبارت ایتالیایی Fecemi la divina potestate به معنی "قدرت الهی مرا آفرید" از کتاب دوزخ دانته (١٣٢١) میشیم. در کتاب، این عبارت بالای دروازۀ جهنم نوشته شده. شاید این اشارهای باشه به ورود پسربچه به دنیای مردگان یا همون جهان باقی. بعدتر متوجه میشیم که کل این دنیا توسط نیروی سنگی مقدس ساخته شده.

Mahito بعد از ورود به برج با تیر و کمانی که از یکی از پَرهای مرغ ماهیخوار ساخته به مرغ حمله میکنه و بهش صدمه میزنه. این یادآور داستان شکارچی و عقابِ آقای Aesop (برده و قصهگوی یونانی) که بعدتر توسط جناب ناصر خسرو هم به نظم درومده (همون شعر "روزی ز سر سنگ عقابی به هوا خواست...). در بسیاری از آثار ادبی، درونمایۀ این داستان به عنوان جزای غرور یاد میشه که در این فیلم به سراغ مرغ ماهیخوار میاد.
در ابتدای فیلم Natsuko به Mahito میگه که خانعموش یه سری تونل زیر برج کنده که بخاطر خطرناکیشون مهر و موم شدن. اینکه دنیای خانعمو زیر دنیای ما بنا نهاده شده، من رو یاد Underworld یا دنیای مردگان در اساطیر یونانی با ترجمۀ تحت اللفظی دنیای زیرین میندازه. در اساطیر چینی، دنیای زیرین یا Diyu به شکل تونلهای تودرتو با کلی شکنجهگاه توصیف شده. تو داستانهای اساطیری بقیه فرهنگها هم دنیای زیرین با اسمهای مختلف وجود داره، مثل Mictlan در اساطیر Aztek یا Hel در اساطیر نورث.
وقتی Mahito به قبرستون میرسه، متوجه تختهسنگ بزرگی میشه که روی پایههای سنگی عمودی قرار گرفته و یادآور یادمان ماقبل تاریخی Stonehengeه. به چنین ساختارهای سنگی Dolmen یا میزسنگ میگن که به وفور تو اروپا و کُره یافت میشن. هنوز که هنوزه هیچکس نمیدونه چه کاربردی داشتن. بعضیا میگن حکم سنگ قبر رو داشتن. مخصوصا اینکه تو کُره زیر چندتاشون بقایای آدمیزاد (احتمالا اشراف) پیدا شده. حالا اینا رو برای چی گفتم؟ این میز سنگها یه جای دیگه از فیلم هم به چشم میخورن و اون جایی نیست جز اتاق وضع حمل Natsuko؛ جایی که باید مملو از زندگی باشه ولی حالا در سایۀ مرگه (این تناقض رو به یاد بسپارید. بعدا باهاش کار داریم).
بعد از اینکه Mahito توسط Kiriko از دست پلیکانها نجات پیدا میکنه، باهاش به ماهیگیری میره،

ماهی عجیب و غریبی (که یادآور موجودات داستانهای Lovecraftه) صید میکنه، باهاش سوپ میپزن و به Warawaraها میدن تا جون بگیرن و به دنیای آدما پرواز کنن (متولد بشن). خب برگردیم به دنیای زیرین چینیا. در Diyu تنها راه تولد مجدد (تناسخ) عبور از پل Naiheس. روحها برای گذر از این پل باید یه پیاله سوپ از ایزد تناسخ (Meng Po) بگیرن. این سوپ باعث پاک شدن حافظهشون از زندگی قبلی که داشتن میشه و برای تولد مجدد آمادهشون میکنه. باحال بود، نه؟
در جایی از فیلم، ندیمههای خونۀ Natsuko به صورت مجسمههای کوچکی روی طاقچۀ خونۀ Kiriko به چشم میخورن، انگار اونجان تا هوای Mahito رو داشته باشن. این مجمسمهها یادآور عروسکهای Daruma هستن که در ژاپن به عنوان طلسم خوششانسی استفاده میشن و به عنوان نمادی بر مقاومت و تلاش برای رسیدن به هدف به شمار میان. اونها رو به صورت گرد و توخالی با تمرکز وزن در قسمت پایینیشون میسازن تا اگه کسی دَمَرشون کرد، دوباره به حالت اولیهشون برگردن. توی فیلم هم Kiriko به Mahito میگه تا مجسمهها رو دمر نکنه. به هر حال، حضور ندیمهها به صورت مجسمه میتونه نشونهای از خیالی بودن دنیای Kiriko هم داشته باشه.
آتش و قدرت اون و تبدیل تدریجیش از چیزی خطرناک و دهشتناک به حسی زیبا در طول فیلم بسیار جالبه. در بسیاری از فرهنگها طبیعت دوگانۀ آتش خیلی مورد توجه بوده؛ قدرت زندگی بخش و در عین حال نابودگرش. این دقیقا همون چیزیه که در فیلم داره بحث میشه؛ طبیعت دوگانۀ زندگی! اینکه به همون میزان که احتیاج به دوستی و شادی داریم، حضور ترس و مرگ هم غیرقابل اجتنابه.
مثل همون ایدۀ ینگ و یانگ. عبارت "هر آنکه به دنبال حقیقت من است محکوم به نابودیست" بالای ورودی قبرستون میتونه به این معنی باشه که جستجوی دانش و زندگی میتونه به قیمت جون آدما تموم بشه. یادتون میاد که Himi برای نجات حداقلی Warawaraها مجبور به فدا کردن اکثر اونها در آتش شد؟ با وجود اعتراض Mahito، واکنش Kiriko به شکلی بود که این باید اتفاق میفتاد. در جای دیگهای از فیلم وقتی Himi در پاسخ به اخطار Kiriko که اون رو از برگشتن به دنیا و کشته شدن متعاقبش برحذر میداشت گفت که از هیچی نمیترسه. این دوباره اشارهایه به هزینۀ بالایی که بعضیا حاضرن برای رسیدن به اون دانشی که راجع بهش صحبت شد بپردازن.
وقتی Mahito به سراغ Natsuko در اتاق وضع حمل میره، مورد هجوم کلی تکه کاغذ که خیلی شبیه به برگه طلسم Ofudaی ژاپنی هستن، قرار میگیره.

این برگهها که میتونن از کاغذ یا چوب ساخته بشن حاوی اورادی برای محافظت، شانس یا کمک هستن. بعضیاشون که Anzan نام دارن رو برای کمک به زنان حامله در طول فرآیند وضع حملشون درست میکنن.

وقتی Mahito بالاخره به بالای برج میرسه، روبروش دری ذوزنقهای شکل و نورانی ظاهر میشه که اون رو به اتاق خانعمو میرسونه. در سازههای باستانی Incaها و مصریها چنین درهای ذوزنقهای شکلی به وفور پیدا میشه. مثلا در هرم بزرگ جیزۀ قاهره راهرویی اصلی با سقفی بلند و دیوارهای ذوزنقهای که در بالا به هم نزدیک شدن وجود داره به اسم گالری بزرگ. به نظرم وجود چنین راهرو و دری در فیلم میتونه اشارهای باشه به گالری بزرگ که مقبرۀ ملکه رو به مقبرۀ شاه وصل میکنه و شاید به این معنیه که دنیای زیرین در فیلم همون دنیای مردگانه. همچنین در اتاق خانعمو، شاهِ مرغ عشقها دنیای زیرین رو به بهشت تشبیه میکنه که مهر دیگهای بر تایید این نظر میتونه باشه.
خب دیگه وقت پرندههای فیلم الالخصوص مرغ ماهیخواره. معمولا پرندهها نماد آزادی و زیبایی هستن ولی در این فیلم به نظر میاد آقای Miyazaki رویۀ جناب آقای Alfred Hitchcock رو پیش گرفته و اونا رو نمادی بر افکار منفی که مثل سیلی ویرانگر به فرد سوگوار هجوم میارن دونسته.
در افسانههای ژاپنی، مرغ ماهیخوار نمادی از مرگ، مراسم تدفین، ارواح، خدایان و دنیای اخرویه که حداقل در لایههای سطحی خیلی شبیه به مرغ ماهیخوار داستان فیلمه. در اساطیر یونانی از مرغان ماهیخوار به عنوان پیامآوران الهی یاد شده، درست مثل نقشی که مرغ ماهیخوار در ابتدای فیلم برعهده داره. اون از دنیای زیرین برای فریب Mahito و کشوندنش به برج اومده تا خانعمو بتونه فرمانروایی دنیای خیال رو بهش اعطا کنه. در اساطیر سِلتی، مرغان ماهیخوار نماد نیروهای فراطبیعی میان دنیاهای خشکی و آب هستن، درست مثل طبیعت جادویی و فراطبیعی مرغ ماهیخوار فیلم. در بسیاری از فرهنگها، موجوداتی که قدرت تغییر شکل دارن به وفور یافت میشن که اکثرا به دنبال فریب دادن قربانیهای از همه چیز بیخبرشونن. در افسانههای ژاپنی، روباههایی به اسم Kitsune (تو افسانههای چینی بهشون Huli Jing میگن - توی اپیزود Good Hunting سریال Love, Death and Robots بهشون پرداخته شده) وجود دارن که میتونن به شکل زنی زیبارو تغییر شکل بدن و مردها رو از راه به در کنن. یه داستان ژاپنی به اسم Heron Maiden هم هست که داستان عشق یه مرد برای مرغ ماهیخواری که به شکل زنی جَوون و زیبا تغییر شکل میده رو روایت میکنه. اما ضعف مرغ ماهیخوار در مورد سلامت پرها و نوکش، من رو بیشتر یاد Selkieهای اساطیر سِلتی میندازه که فقط زمانی که پوستشون سالم باشه میتونن به شکل فوک دریایی دربیان. با این حال مرغ ماهیخوار میتونه یکی از بیشمار فریبکاران تغییرشکل دهنده در افسانهها و داستانها باشه که حدس قصد و نیتشون همیشه کار راحتی نیست. گاهی فقط دنبال شیطنتهای بچگونهن، گاهی هدف شرارتبار بزرگی رو دنبال میکنن و حتی گاهی مهربون و یاری رسونن. مثل Wisakedjak قصههای سرخپوستی یا Dionysus افسانهها یونانی، یا Loki داستانهای نورث که با اینکه با تغییر شکلش کلی دردسر برای خدایان ایجاد کرده بود، گاهی توسط اونها برای حل مشکلات و کمک احضار میشده. مرغ ماهیخوار قصۀ Miyazaki هم خیلی سریع بین مرز اذیت کردن و یاری رسوندن به Mahito در حرکته.
با تمام این تفاسیر باید خدمتتون عرض کنم که برداشتی که من از این فیلم ارائه دادم الزاما تنها تفسیر صحیح نیست و هر فردی با توجه به درک خودش از فیلم میتونه برداشتی متفاوت ارائه کنه. بذارید همینجا تیر خلاص رو بزنم؛ آقای Miyazaki تو یکی از مصاحبههاش گفته که خودش هم معنی بعضی قسمتهای فیلم رو نمیدونه و تفسیر اونها رو به مخاطب سپرده.




کامنتها ۰
برای مشارکت وارد شو.
هنوز کامنتی نیست. اولین نفر باش.