
Tatami، مبارزه بیرون از میدان
صفحهٔ فیلم و هشدارهای محتوایی ←زمان مطالعه: حدود ۴ دقیقه۰ بازدید
سال ١٣٨٣، مسابقات المپیک آتن، آرش میراسماعیلی، قهرمان دو دورۀ جهان در جودو که پرچمدار کاروان تیم ایران در مسابقات هم بود، به طور رسمی به دلیل اضافه وزن در روز وزنکشی از دور مسابقات حذف شد. بعدا گندش درومد که این حرکت عمدی و برای مواجهه نشدن با Ehud Vaks، جودوکار اسـرائیـلی بوده. میراسماعیلی به ایران برگشت، توسط محمد خاتمی (رئیسجمهور وقت) افتخاری ابدی برای ایران خونده شد، ١٢۵ هزار دلار از کمیته المپیک جایزه دریافت کرد و بعدتر ریاست فدراسیون جودو رو برعهده گرفت. ۴ سال بعد، محمد علیرضایی دیزیچه، شناگر رشتۀ شنای قورباغۀ ایران که برای اولین بار پای تیم ایران رو به چنین رقابتهایی باز کرد، برای مواجه نشدن با Tom Be'eri اسـرائیـلی، مریضی رو بهونه کرد و از مسابقات کنارهگیری کرد. البته این تنها باری نبود که ایشون از مسابقه دادن مقابل ورزشکاران اسـرائیـلی انصراف داد. در سالهای ١٣٨٨ و ١٣٩٠ هم در رم و شانگهای هم از مسابقه دادن انصراف داد. بهونهش در سال ٩٠ خستگی ناشی از تاخیر در دریافت ویزا و پرواز طولانی بود. بعدها هم در ایران کلی پست مربیگری و مدیریتی گرفت.
بارها پیش اومده که ورزشکاری بعد از مدتهای مدید برنامهریزی، تمرین، تحمل کاستیها و گذشتن از فیلترهای مختلف به تیم ملی و بعد به مسابقات جهانی رشتۀ مربوط به خودش راه پیدا کرده، حریفهای قَدَر رو یکی بعد از دیگری از سر راهش برداشته و یهو برخلاف میلش با بهونههای مختلف مجبور به ترک مسابقات شده تا نکنه مجبور به رویارویی با ورزشکاران اسـرائیـلی بشه! بر خلاف مثالهایی که زدم ورزشکارانی هم بودن که عشقشون رو به سیاست نفروختن، فشارها رو تحمل کردن و زیر بار حرف زور نرفتن. آقای سعید مولایی در مسابقات جهانی جودو در توکیو در سال ١٣٩٨ با وجود فشارهای امنیتی برای شکست خوردن و مواجه نشدن با Sagi Muki از مسابقات کنارهگیری نکرد و بعدتر مجبور به ترک میهن و پیوستن به تیم ملی مغولستان شد. فیلم Tatami (٢٠٢٣) به کارگردانی آقای Guy Nattiv و خانم زهرا امیرابراهیمی یا اونطور که خودشون میخوان زر امیرابراهیمی روایتگر داستانی مشابهه. داستانی که برای لیلا حسینی (با بازی بازیگر ایرانی-چیلیایی Arienne Mandi) جودوکار تیم ملی بانوان ایران و مربیش مریم قنبری (با بازی خانم زر امیرابراهیمی) اتفاق میفته. کمیتۀ المپیک ایران، مریم رو تحت فشار میذاره تا لیلا که حریفهاش رو پشت سر هم تار و مار کرده رو متقاعد کنه تا با کنارهگیری از مسابقات از روبرویی احتمالیش با Shank Lavi اسـرائیـلی پیشگیری کنه. ولی گوش لیلا به این حرفها بدهکار نیست و با حمایت شوهرش، نادر، جلوی مریم و گروه فشار رژیم وامیسته و ادامه میده.

از نکات مثبت فیلم میتونم به سینماتوگرافی سیاه و سفید آقای Todd Martin با ابعاد ٣ در ۴ش برای القای حس کلاستروفوبیا یا تنگناهراسی اشاره کنم که به خاطرش جایزۀ بهترین سینماتوگرافی Camerimage رو از آن خودش کرد. خانم امیرابراهیمی توی مصاحبهای سیاه و سفید بودن فیلم رو به زندگی تحت فشار و رنگ مُردۀ زنان ایرانی ربط داده و گفته که ابعاد تصویر فیلم جهت نشون دادن فشار محیط بر زنان به این صورت انتخاب شده. نکتۀ قابل توجه دیگه شاید گردش داستانی فیلم با وجود موضوع قابل حدسِ (حداقل برای مخاطب ایرانی) اون و بعضی ارجاعیاتش به جنبش زن، زندگی و آزادی باشه. Tatami سعی داره تا این پیام رو برسونه که برنده شدن به بالارفتن دست ورزشکار روی تاتامی مسابقه محدود نمیشه و اون کسی برندهس که برای بدست آوردن حقش کوتاه نمیاد و تا پای جون ایستادگی میکنه. با این حال این فیلم زیاد به دل من یکی ننشست. ممکنه بازیهای بازیگرهاش دل منتقدین خارجی رو ببره ولی برای مخاطب ایرانی، بازی بازیگرها تصنعی و غیرقابل باور به نظر میرسه. از لهجۀ خارجی فارسی صحبت کردن خانم Arienne Mandi که نقش خانمی متولد و رشد کرده در ایران رو بازی میکنه بگذریم، بازی خشک خانم امیرابراهیمی با اون دوبلۀ ضعیف و عدم وجود تعامل بین بقیه بازیکنهای تیم ملی و لیلا زیاد طبیعی به نظر نمیرسه. بعد اینکه مخاطب ایرانی میدونه که فاصلۀ تهران تا نزدیکترین مرز کشور رو نمیشه تو چند ساعت رانندگی کرد و بدون دستگیر شدن از عوارضیهای شهرهای مختلف گذشت. نکتۀ دیگهای که شاید هر از گاهی روی اعصابم پیادهروی میکرد، حضور بیدلیل و زورکی خانم جاستینا (خوانندۀ ضعیف رپ فارسی) و موسیقیشون توی فیلم در نقش خودشون بود.

با تمام این اوصاف Tatami برندۀ جایزۀ بهترین فیلم جشنوارههای فیلم ونیز و مونیخ در سال ٢٠٢٣ شد و شاید بد نباشه تماشاش کنید.




کامنتها ۰
برای مشارکت وارد شو.
هنوز کامنتی نیست. اولین نفر باش.