
Spider-Man: Across the Spider-Verse، مایلز در برابر سرنوشتِ ازپیشنوشته
صفحهٔ فیلم و هشدارهای محتوایی ←زمان مطالعه: حدود ۷ دقیقه۰ بازدید
در ادامۀ پست قبلی، امروز راجع به فیلم انیمیشنی Spider-Man: Across the Spider-Verse (٢٠٢٣) مینویسم. جالبه بدونید که این فیلم با مدت ١۴٠ دقیقه، بلندترین فیلم انیمیشنی آمریکایی تا به امروزه. Across the Spider-Verse که توسط آقایون Joaquin Dos Santos و Kemp Powers و Justin K. Thompson کارگردانی شده، قسمت دوم از سهگانۀ Spider-Verseه و به ماجراهای Miles Morales با جامعۀ فوق سری Spider-Manها و villainی (آدم بَده) به اسم Spot میپردازه. البته که تمرکز داستان فقط به روی Miles، روابط خونوادگیش و ماجراجوییهاش نیست و بخش قابل توجهی از داستان به پیشینۀ داستانی Gwen Stacy و روابطش با بقیه کاراکترها میپردازه. Gwen که در پنهون کردن هویتش از باباش به کلی چالش برخورده برای نجات Spider-Manها در دنیاهای موازی به جامعۀ فوق سری Spider-Manها ملحق شده.

در مورد villain فیلم، Spot، که به شکل مجرمی بیاهمیت که نادیده گرفته شدنش اون رو به مرز نابود کردن کل دنیا میکشونه، این رو باید بگم که این کاراکتر که اولین بار در جلد ٩٨م کمیکبوک Peter Parker, The Spectacular Spider-Man (١٩٩۵) معرفی شد، دکتری به اسم Jonathan Ohnnه که از دانشگاه MIT فارغالتحصيل شده بوده و برای Kingpin (آدم بَدۀ فیلم قبلی) کار میکرده. Kingpin از Dr Ohnn میخواد تا تشعشعات "شنلِ Cloak" (شنلی که کاراکتر Cloak با استفاده ازش میتونه طیالعرض کنه، از داخل موانع رد بشه و دشمنانش رو احاطه و نابود کنه) رو با مهندسی معکوس بازسازی کنه. Kingpin ازش میخواد تا در کنار کار روی شنل، با دستیابی آزمایشگاهی به قدرت درمانی کاراکتر Dagger، همسر مریضش که رو به موته رو نجات بده. Dr Ohnn درخواست Kingpin رو به خاطر عدم توانایی دستگاههای آزمایشگاهیش برای تقلید قدرت Dagger رد میکنه. اون شب وقتی Ohnn مشغول کار روی شنل بوده، انباشت انرژی باعث ترکیدن دستگاه و ایجاد یک سیاهچالۀ بزرگ در آزمایشگاه میشه. نکتۀ عجیب راجع به این سیاهچاله عدم گرانش اون بود. گرانشی که مخصوص سیاهچالههای فضاییه. پس Ohnn تصمیم میگیره تا برای تحقیق بیشتر روش، وارد اون بشه! (آقا به خدا ما هم تو آزمایشگاه تحقیقاتی کار میکنیم و در چنین شرایط غیرمعمولی عربدهکشان محل رو ترک میکنیم). بگذریم، Ohnn چشمهاش رو باز میکنه و خودش رو در فضایی سفید، احاطه شده با نقطههای مشکی پیدا میکنه. به سمت یکیشون حرکت میکنه و بعد از لمس کردنش به آزمایشگاه پرتاب میشه. ولی متوجه میشه که دیگه خبری از سیاهچاله نیست. بعد به خودش نگاه میکنه؛ روی پوستش که حالا به سفیدی رنگ دیواره، دونههای درشت مشکی ظاهر شده. وقتی میخواد یکی از لکههای سیاه رو لمس کنه، دستش در خودش فرو میره. اینجاست که Spot متولد میشه. تو جلد بعدی همین کمیکبوک، Spot متوجه میشه که میتونه لکههای مشکی رو از بدنش جدا کنه و با وارد شدن بهش به هر جایی که میخواد طیالعرض کنه. همین موقعه که Spider-Man و Black Cat به آزمایشگاه حمله میکنن. Spot یکی از لکههاش رو به سمت Black Cat پرتاب و باعث ناپدید شدنش میشه. Spider-Man که گیج شده، میپرسه که این دیگه چی بود؟ و جواب میشنوه که "من Spotام". در زبان انگلیسی، spot به معنی لکهس، پس Spider-Man میزنه زیر خنده. این میشه که Spot که بهش برخورده شروع به جنگیدن با Spider-Man میکنه. برگردیم به فیلم؛ برخلاف کمیکبوک، Dr Ohnn به خاطر فعال شدن دستگاه ادغام کنندۀ دنیاهای موازی (داستان فیلم قبلی) تبدیل به Spot شده. اون که Spider-Man رو مقصر حال و روز الانش میدونه. برای گرفتن انتقام سر راهش سبز میشه.

نکتهای که Spot رو به کاراکتری باحال تبدیل کرده، سیریه که در طول داستان طی میکنه؛ اون از کاراکتری فرعی و بیاهمیت به بزرگترین دردسر قهرمان داستان تبدیل میشه؛ درست مثل سیری که معمولا توسط قهرمانهایی چون Miles Morales طی میشه. یک سوم اول فیلم به چالشهای Miles Morales و تلاشش برای ایجاد توازن بین زندگیش به عنوان آدمی معمولی و ماجراجوییهاش زیر نقاب Spider-Man و البته معرفی Spot و تلاش Miles برای متوقف کردنش میپردازه. یک سوم دوم فیلم حول معرفی کاراکتر Miguel O'Hara میگرده. این کاراکتر که اولین بار در جلد ٣۶۵م کمیکبوک The Amazing Spider-Man (١٩٩٢) توسط آقایون Peter David و Rick Leonardi به عنوان شخصیتی فرعی معرفی شد، اولین حضورش به عنوان کاراکتر اصلی رو در جلد اول کمیکبوک Spider-Man 2099 (١٩٩٢) تجربه کرد. اون که نصف مکزیکی-نصف ایرلندیه، در دنیای Earth 928 و درسال ٢٠٩٩ رئیس دپارتمان ژنتیک کمپانی Alchemaxه (همون کمپانی که تو قسمت اول فیلم توسط Kingpin اداره میشه). اون در تلاشه تا با آزمایشهای ژنتیکی نسخهای از Peter Parker خلق کنه.
قبل از ادامۀ داستان باید بگم که رئیسش (Tyler Stone) برای کنترل داشتن روی کارمندهاش اونها رو یواشکی چیزخور و معتاد به مادهای به اسم Rapture میکنه. Miguel که حسابی معتاد شده، برای ترک اعتیادش دست به دستکاری کدهای ژنتیکیش میزنه. ولی یکی از همکاراش به امید گرفتن ترفیع گند میزنه تو آزمایشهاش و باعث انفجار فاجعهباری میشه. Miguel تحت تاثیر انفجار، قدرتهای عجیبی بدست میاره، چشمهاش درشتتر میشه و پنجههایی گرگمانند پیدا میکنه. اینجاست که Miguel تبدیل به Spider-Manی مدرن میشه و Alchemax رو از بین میبره. توی فیلم، Miguel رئیس سازمان فوق سری Spider-Manهاست و وقتی متوجه سرپیچی Miles از دستورهاش برای برهم نزدن سرنوشت مشترک و تراژیک Spider-Manها (از دست دادن یکی از عزیزانشون) میشه، سعی در متوقف کردنش میکنه.

تو یک سوم پایانی، Miguel به Miles میگه که اون یه مورد غیرعادی تو دنیای Spider-Manهاست و اصلا قرار نبوده که تبدیل به Spider-Man بشه، چون موجودی که گزیدش از دنیای Earth-42 بوده و باعث شده تا Earth-42 هیچ Spider-Manی نداشته باشه. بهش میگه که اگه اون موجود نمیگزیدش، اسپایدرمنِ دنیای Eartn-1610 دستگاه ادغام شونده رو متوقف میکرو و کشته نمیشد (برخلاف اتفاقی که اول قسمت قبلی افتاد). پس Miles به Earth-42 میره، جایی که عموش (Aaron Davis) زندهس، پدرش مُرده و از همه بدتر Miles Morales همون Prowlerه! حالا باید حداقل تا سال ٢٠٢۶ برای قسمت سوم و بقیۀ داستان صبر کنیم.
یکی از نکات قابل توجه این فیلم، سرعت بالای سیر رواییشه. سرعت اتفاقات فیلم، حجم اطلاعات و جوکهایی که به سمت مخاطب پرتاب میشه اونقدر بالاست، که اگه حواسمون نباشه، ممکنه قسمتهایی از داستان رو متوجه نشیم. برای همین شاید تماشای دوبارۀ فیلم خالی از لطف نباشه. Across the Spider-Verse لبریز از جلوههای گرافیکی و کاراکترهای مختلف با جزئیات فراوون، مثل قسمت قبلی فیلم ولی یه سر و گردن بالاتر. سبک و سیاق گرافیکی فیلم من رو یاد سریال موفق Arcane میندازه. بگذریم. هر کدوم از دنیاهای موازی که Miles و Gwen بینشون در حرکتن از سبک و سیاق گرافیکی مخصوص به خودش برخورداره که بعضا با سبکهای کمیکبوکهای مختلف یا کارتونها، فیلمها و سریالهای قدیمی تطابق داره. حتی در طول فیلم شاهد رفرنسهایی مستقیم به فیلمهای مرتبط با Spider-Man مثل Venom و فیلم لگویی Spider-Man هستیم.

در کنار داستان قوی و انیمیشن پر از جزئیات و عمیق کاراکترهای فیلم یا فضایی که داخلش ورجه وورجه میکنن و ارتباطات باورپذیر بین کاراکترها، مخاطب میتونه راحتتر با داستان ارتباط برقرار و با شخصیتهاش همذاتپنداری کنه. درست مثل فیلم قبلی، در لیست صداپیشههای این فیلم هم اسامی بزرگی چون Oscar Isaac و Jason Schwartzman و Daniel Kaluuya به چشم میخوره.
با تمام این اوصاف یکی از روی اعصابترین اتفاقاتی که در فیلمهای جدید شاهدش هستیم در این فیلم هم اتفاق افتاده و اون زورچپون کردن فمینیسم افراطی و وُکیسم در صحنههایی چون حرکات ژانگولری کاراکتر فرعی Jessica Drew روی موتور حین حاملگی و پوستر "از بچههای ترنس حمایت کنیم" روی دیوار اتاق Gwenه. در مورد کاراکتر Jessica این سوال برام پیش میاد که اصلا حضور این کاراکتر که نقش آنچنانیای هم در جلو رفتن داستان نداره تو همچین فیلمی که همینطوریش خیلی طولانیه چیه؟





کامنتها ۰
برای مشارکت وارد شو.
هنوز کامنتی نیست. اولین نفر باش.