
Rosemary's Baby؛ وقتی همسایهها، شوهر و شیطان همپیمان میشن
صفحهٔ فیلم و هشدارهای محتوایی ←زمان مطالعه: حدود ۶ دقیقه۰ بازدید
همونطور که آقای Quentin Tarantino در مصاحبهای با Eli Roth گفته، فیلم Rosemary's Baby (۱۹۶۸) به کارگردانی جناب آقای Roman Polanski یکی از بهترین فیلمهای ژانر ترسِ تاریخ سینماس. چنین ادعایی بیدلیل هم نیست؛ برخلاف داستان ظاهری اون که به جادوی سیاه، مکاتب شیطانی و زنی که بستر زایش ابلیسه خلاصه میشه، این فیلم ترکیب بینقصی از عرفان با نقدی بر جامعه، در قالب تریلری کلاستروفوبیکه که در لایهای عمیقتر، به کنکاش اخلاقیات دنیای در حال تغییر، پیروی از رسوم و عقاید، فردیت و تبعیض جنسی میپردازه. این فیلم یک شاهکار در سبک وحشت واقعگرایانهس؛ ترسهای واقعی مخاطب از زندگی شهری، مذهب، بدن زن، حاملگی و از همه مهمتر از دست دادن کنترل رو هدف قرار میده.
Rosemary's Baby که یکی از فیلمهای محبوب آقای Stanley Kubrick هم هست، الهامبخش فیلمهایی مثل The Exorcist، The Omen، Mark of the Devil و The Brotherhood of Satanه. بیشتر فیلمهای ترسناک مدرن روی جلوههای ویژه و صحنههای خونبار تکیه میکنن؛ این در حالیه که ترس واقعگرایانۀ فیلم تکیه داره بر ایجاد آهستۀ بحران و تنش، شخصیتپردازی دقیق، برداشتهای طولانی و استفادهٔ درست از زاویۀ دید کاراکتر. سبک کارگردانی Polanski و سینماتوگرافی William Fraker با برداشتهای بلند و ایجاد باور وجود تحرک و زندگی خارج از فریم، مخاطب رو با زاویهدید Rosemary آشنا میکنه. مخاطب تکههای پازل رو بههمراه او برای کشف حقیقت در کنار هم قرار میده و وقتی تصویر از دید او نیست، کلوزآپ صورتشه تا به حسش در این تجربۀ مشترک پی ببره. همین نداشتن کنترل، ستون اصلی ترسناکی ماجرا رو تشکیل میده.
یکی از مهمترین عناصر فیلم، زمان و مکان داستان اونه. فیلم که در ژوئن ۱۹۶۸ روی پرده رفت بر اساس رمان سال ۱۹۶۷ِ Ira Levin با همین عنوان ساخته شده؛ داستان رمان بین اکتبر ۱۹۶۵ و ژوئن ۱۹۶۶ اتفاق میافته. این دهه شاهد تغییر فرهنگی بزرگی حاصل از کاهش اعتقادات مذهبی و سنتی افراد و ظهور شیطانپرستی و فرهنگ پاپ بود. در ۶ ژوئن ۱۹۶۶ Anton LaVey "کلیسای شیطان" را تأسیس کرد و این تاریخ با تولد بچۀ Rosemary در فیلم تطابق داره. در همان دهه موزیسینهایی مثل Donovan و The Rolling Stones مضامین شیطانپرستانه را وارد آثارشان کردند و سردیس Aleister Crowley روی جلد Sergeant Pepper گروه The Beatles نشست. با این حال فیلم چیزی فراتر از شیطانپرستی را نشانه میرود و بر افول اخلاقیاتی که این جنبش را همراهی میکند تمرکز دارد. Guy، همسر Rosemary، حاضره سلامتی همسرش در بهدنیا آوردن اولین فرزندشون رو با موفقیت در کارش تاخت بزنه؛ نقدی بر صنعت سینما و نمایش و همچنین کاپیتالیسمی که زندگی مرفه را به قیمت رنج دیگری میخواهد.
از همون لحظه که Rosemary پا به خونۀ جدیدشون میذاره، تمام فردیتش ازش گرفته میشه. او تبدیل به نماد "خانم خانهدار سنتی" میشه؛ باهاش مثل یک بچه برخورد میشه و مدام مجبوره چیزهایی که دوست نداره رو تحمل کنه. خانوادۀ Castevet گذشتهش رو ازش میگیرن و به تربیت کاتولیکیش میتازن تا او رو از خانواده و دوستهاش جدا کنن. او بارها تلاش میکنه تا با مقاومت راهی که خودش میخواد رو پیش بگیره، ولی هر بار با مخالفت اطرافیانش مواجه میشه: موهای کوتاهش را نمیپسندند، اجازهٔ کتاب خواندن و وقتگذرانی با آدمهای مهم زندگیاش را نمیدهند. در آخر هم علیرغم اینکه میفهمه پدر اصلی بچهش کیه، قبول میکنه تا براش مادری کنه. انقدر با قلدری براش و بهجاش تصمیم گرفتن که کنترل از دستش خارج شده.

چیزی که فیلم رو ترسناک میکنه ارتباط خیلی ناچیزی با عناصر شیطانی اون داره. Roman Polanski میگه: "چیزی که در مورد رمان آزارم میداد، حضور فیزیکی شیطان در اون بود" و توضیح میدهد که میخواسته با این فرض که ایدۀ شیطان ساختۀ ذهن آزردۀ Rosemary است، راهی برای واقعگرا کردن فیلم پیدا کند. پس هیچ چیز فراطبیعی بهطور قطعی نشان داده نمیشود. در اصل تمرکز فیلم بر روی خانمها و نقششون در اجتماعه. Ira Levin میگه: "دلهرهآورترین قسمت یک داستان ترسناک، قبل و نه بعد از وقوع اتفاق ترسناکه." حاملگی، همین انتظار نهماهه برای جواب سؤال "یعنی چی میشه؟" بستر خوبی برای ساختن این دلهره فراهم کرده.

وقتی Rosemary و Guy وارد آپارتمان جدیدشون میشن، این Rosemaryه که همهٔ کارها را به دوش میکشه و سعی داره اونجا را به یک "خونه" تبدیل کنه، ولی Guy مدام تلاش میکنه کنترل او را در دست بگیره. او Rosemary را مجبور میکند پودینگ مسمومشدۀ Castevetها را بخورد و پس از تجاوز، با ماجرا چنان بیاهمیت برخورد میکند که انگار سرگرمی بوده. Rosemary در طول فیلم بهطور مستمر دستآویز بقیۀ کاراکترها میشه، نگاهی بالا به پایین بهش میشه و دروغ میشنوه. بازی فوقالعادۀ Mia Farrow این درد و عذاب را بهخوبی نشان میدهد. او به دکتر Hill پناه میبرد، اما دکتر به جای به رسمیت شناختن حق او، وی را به همان مردانی میسپارد که ازشان فرار میکرده. در اینجا دکتر Hill نماد جامعهس. فیلم میخواد بگه ریشۀ ترس واقعی، دنیای ماورا نیست و همیشه بین ما بوده و هست.

خب حالا که تا اینجا رو مطالعه کردید، نظرتون رو به حواشی این فیلم جلب میکنم:
شهرت Rosemary's Baby فقط به داستان، کارگردانی، سینماتوگرافی، موسیقی و بازیهای طبیعیش خلاصه نمیشه. به خاطر اتفاقات بعد از انتشارش، از نظر خیلیها فیلمی طلسمشده و شومه. یک سال بعد از ساخت فیلم، طرفداران Charles Manson همسر حاملهٔ Polanski یعنی Sharon Tate را به همراه چهار نفر دیگر در خانهاش به قتل رساندند. در سال ۱۹۸۰ John Lennon جلوی پلههای ساختمون Dakota، همان ساختمانی که فیلم در آن ضبط شده، کشته شد. Krzysztof Komeda، آهنگساز فیلم، یک سال بعد از انتشار آن در ۳۷ سالگی فوت کرد. تهیهکننده William Castle هم بعد از دریافت نامههای تهدیدآمیز بیمار شد و Ira Levin در سال ۱۹۹۲ گفت از نوشتن داستان حس گناه میکند.

تهیۀ فیلم هم بیمشکل نبود. Frank Sinatra، شوهر Mia Farrow، با بازی او در فیلم مخالفت میکرد و بعد از مخالفت Farrow نامۀ دادگاه برای طلاق را مستقیم به صحنۀ ضبط فرستاد. Polanski و Robert Evans کلی مصیبت داشتند تا Farrow را متقاعد به ادامۀ کار کنند. در صحنۀ فرار Rosemary از Bramford و ورودش به ترافیک، Polanski به او گفت "نترس کسی به یه زن حامله صدمه نمیزنه"؛ آنقدر این کار خطرناک بود که خود Polanski پشت دوربین ایستاد. در صحنۀ تماس Rosemary با Donald Baumgart نیز Farrow نمیدانست چه کسی آنور خط است و Polanski از Tony Curtis خواست دیالوگ را بگوید. صحنۀ خوردن جگر خام واقعیه، صدای لالایی تیتراژ هم صدای Farrowه و Ira Levin فیلم را "تنها اقتباس هالیوودی کاملاً متعهد به مرجع" خوانده. همچنین Robert Evans، Jack Nicholson را برای نقش Guy پیشنهاد داده بود، ولی Polanski به چهرهای معصومتر نیاز داشت.




کامنتها ۰
برای مشارکت وارد شو.
هنوز کامنتی نیست. اولین نفر باش.