رفتن به محتوای اصلی

زمان مطالعه: حدود ۹ دقیقه۱ بازدید

فیلم Project Hail Mary (۲۰۲۶) به کارگردانی آقایون Chris Miller و Phil Lord برداشتی سینمایی از رُمانی تحت همین عنوان نوشتۀ آقای Andy Weirه. آقای Weir رو از کتاب The Martian (۲۰۱۱) و فیلمی که از روش در سال ۲۰۱۵ توسط آقای Ridley Scott ساخته شد می‌شناختم. از دو تا کارگردان فیلم هم قبلا فقط Cloudy with a Chance of Meatballs (۲۰۰۹) رو تماشا کرده بودم و کنجکاو بودم ببینم این Project Hail Mary که اسم آقای Ryan Gosling هم درشت زیر عنوان فیلم تو پوستر خورده چجور فیلمیه! از لحاظ تماتیک، Project Hail Mary خیلی شبیه Martianه؛ هر دو داستانی بامزه و علمی-تخیلی راجع به دانشمندهایی نابغه هستن که تک و تنها تو وسعت بی‌نهایت فضا گیر کردن ولی برخلاف Martian که توش کل مردم زمین برای بقای دانشمند داستان در تلاشن، Project Hail Mary روایتگر تلاش یه دانشمند برای بقای بشر روی زمینه. (اسپویلر ←) فیلم با بیدار شدن دکتر Ryland Grace از کمای القایی (کما از طریق دارو) تو سفینه‌ای به اسم Hail Mary، سال‌های نوری دورتر از زمین شروع می‌شه. بقیه خدمۀ سفینه بدلیل اختلال دستگاه پشتیبان حیاتِ سفینه (دستگاهی که زندگی فضانوردهای به کما رفته رو تضمین میکنه) مُردن و Grace که حافظه‌ش از اینکه کیه و اونجا چیکار می‌کنه رو از دست داده، تنها موجود زنده توی اون سفینه و محیط اطرافشه.

رایلند گریس پس از بیدارشدن از کمای القایی در سفینه هیل مری
رایلند گریس پس از بیدارشدن از کمای القایی در سفینۀ هیل مری

با برگشتن تدریجی حافظه‌ش، متوجه می‌شیم که زمین دچار بحران عجیبی شده؛ میدون الکترومغناطیسی خورشید داره توسط انگلی فضایی به اسم Astrophage خورده می‌شه و اگه کسی جلوش رو نگیره، ۱/۴ جمعیت زمین ممکنه سی سال آینده رو نبینه. تنها امید موجود، ستاره‌ای در فاصلۀ ۱۲ سال نوری زمین به اسم Tau Cetiه که تنها ستاره‌ایه که تحت تاثیر Astrophageها قرار نگرفته. پس Grace که ترجیح داده یه معلم زیست تو یه مدرسۀ راهنمایی باشه، برخلاف میل خودش بهمراه یه سری دیگه سوار Hail Mary شده و با سوختی محدود که از خود Astrophageها تولید میشه به سفری یک‌طرفه به اون ستاره رفته تا ببینه موضوع از چه قراره و جواب رو به زمین بفرسته و بشریت رو نجات بده.

نمونه آستروفاژ زیر ابزار تصویربرداری آزمایشگاه در فیلم Project Hail Mary
نمونۀ آستروفاژ زیر ابزار تصویربرداری آزمایشگاه

Grace متوجه می‌شه که تنها موجود زندۀ اون اطراف نیست و سفینه‌ای عجیب و غریب هم در نزدیکی ستارۀ مد نظر پارک کرده. تنها ساکن سفینۀ بیگانه، موجودی خرچنگ مانند و سنگی از سیارۀ Iridه که تلاش می‌کنه تا با Grace ارتباط برقرار کنه. با کلی مکافات و استفاده از کامپیوتر و کلی بند و بساط دیگه، Grace موفق به ترجمۀ آواهایی که از موجود که اسمش رو Rocky گذاشته بیرون میاد می‌شه و می‌فهمه که اون هم مثل خودش تمام همراهانش رو از دست داده و اومده اینجا تا با کشف راز این ستاره، سیارۀ خودش رو از نابودی نجات بده. پس با هم شروع به همکاری برای جواب به سؤال‌هاشون می‌کنن.

راکی همراه فرازمینی رایلند گریس در فیلم Project Hail Mary
راکی، همراه فرازمینی گریس

Grace روی زمین کشف کرده بود که Astrophageها ارگانیسم‌های تک‌سلولی فضایی هستن که برای تولید مثل به دی‌اکسیدکربن احتیاج دارن. پس با مصرف خورشید انرژی لازم برای رفتن به سیاره‌ای که پر از این گازه (سیارۀ زهره تو منظومۀ شمسی ما) رو بدست میارن. حرکت Astrophageها از خورشید به سمت سیارۀ مملو از دی‌اکسیدکربن باعث ایجاد راهی روشن به اسم خط Petrova می‌شه. Grace و Rocky متوجه می‌شن که تعداد Astrophageهایی که از ستارۀ Tau Ceti به سمت سیارۀ مملو از دی‌اکسیدکربن در حرکتن با اون‌هایی که بعد از زاد و ولد به سمت ستاره برمی‌گردن یکیه. دلیل این عدم افزایش در وجود گونه‌ای در سیاره‌س که از Asteophageها تغذیه می‌کنه. پس از اون گونه چند تا نمونه جمع می‌کنن تا به ستارۀ منظومۀ خودشون ببرن و اینجوری جون ستاره‌شون رو نجات بدن. تو این عملیات نمونه‌گیری، سفینۀ Hail Mary آسیب می‌بینه و Rocky با به خطر انداختن خودش، جون Grace رو نجات می‌ده. این تنها جان‌فشانی Rocky نیست و با تقسیم سوخت سفینه‌ش با Grace و طولانی‌تر کردن سفر خودش به سیاره‌ش، بهش فرصت برگشت به زمین رو می‌ده. وقتی با هم خداحافظی می‌کنن تا به سیاره‌هاشون برگردن، Grace کشف می‌کنه که گونۀ مهاجم که از Tau Ceti آوردن تکامل پیدا کرده و می‌تونه محفظۀ نمونه رو از بین ببره. این یعنی که می‌تونه به سوخت سفینه‌ها که از Astrophageه و همچنین خود سفینۀ Rocky که از جنس محفظه‌س حمله و جون Rocky رو به خطر بندازه. پس دل رو به دریا می‌زنه، چند نمونه از گونۀ مهاجم رو بهمراه یه دستور‌العمل به زمین می‌فرسته و با تمام سوختی که براش باقی مونده به سرعت به دنبال سفینۀ Rocky و نجاتش می‌ره. Grace که آدمی بدون اعتماد به نفس و ترسو بود بالاخره حرکتی شجاعانه می‌کنه. در جایی از فیلم وقتی در این باره با یکی از فضانوردها به اسم Yao صحبت میکنه، بهش گفته می‌شه که “همه آدم‌ها شجاع هستن، فقط کافیه کسی که باید بخاطرش شجاعت به خرج بدن رو پیدا کنن”. Grace دوست و فامیلی نداره و به همون میزان که توی سفینه و وسعت خالی فضا تنها بود، روی زمین هم حس تنهایی می‌کرد. پس Rocky میشه همون کسی که شجاعتش رو برمی‌انگیزه. Grace بهمراه Rocky به سیارۀ Irid می‌ره و تو یه مدرسه مشغول به کار می‌شه.

رایلند گریس و راکی در محیط برفی در فیلم Project Hail Mary
گریس و راکی در یکی از صحنه‌های فیلم

از نکات مثبت فیلم می‌شه به شخصیت‌پردازی Grace و Rocky و‌ رفاقت باورپذیر بینشون اشاره کرد. Rocky یه تیکه سنگ زمخت با ۵ تا دست و پای خرچنگ‌طوره. اون‌ حتی صورت هم نداره که cute و بانمک بحساب بیاد. با این حال ترکیب نویسندگی درست، عروسک‌گردونی حرفه‌ای و جلوه‌های تصویری حداقلی ولی باورپذیر باعث شده تا تبدیل به کاراکتری دوست‌داشتنی تو مایه‌های E.T بشه. نکتۀ دیگه‌ای که نظرم رو جلب کرد، سینماتوگرافی خوب آقای Greig Fraser، سینماتوگرافر قسمت‌های اول و دوم سه‌گانۀ Dune و The Batman، بود. نورپردازی فوق‌العاده و کادربندی‌های آقای Fraser تماشای فیلم رو به تجربۀ بصری خوشایندی تبدیل کرده.

رایلند گریس با لباس فضایی در فیلم Project Hail Mary
رایلند گریس در لباس فضایی

خودم کتاب آقای Weir رو نخوندم ولی اینطور که متوجه شدم، فیلم تا حد زیادی به کتاب متعهد بوده. با این حال تفاوت‌هایی هم وجود داره؛ مثلا توی کتاب، یکی از ویژگی‌هایی که مسافرین این ماموریت باید داشته باشن اینه که از لحاظ ژنتیکی قادر به دَووم آوردن کمای مصنوعی باشن. اینجوری می‌شه که فقط سه نفر برای این ماموریت انتخاب می‌شن. یا مثلا اینکه توی کتاب، پروسۀ بازگشت حافظۀ Grace خیلی طولانی‌تر و ماجراجویانه‌تر از این حرف‌هاست که توی فیلم نشون داده شد. اون اتاق مجهز به مانیتورها که توی سفینه هستن و مدام تصاویری از زمین رو نشون می‌دن هم توی کتاب وجود نداره یا مثلا توی کتاب، ۱۶ سال بعد از رسیدن Rocky و Grace به Irid, ستاره‌شناس‌های Iridی بهش می‌گن که خورشید منظومۀ شمسی به صورت کامل احیا شده. یعنی نمونه‌هایی که Grace به زمین فرستاده بوده با موفقیت تونسته بودن Astrophageهای خورشید رو مهار کنن. Grace فقط می‌فهمه که خورشید احیا شده و شاید بشریت تونسته به زندگیش روی زمین ادامه بده. ولی توی فیلم میبینیم که Iridiها که موفق به تولید Astrophage کافی برای سفر Grace به زمین می‌شن بهش پیشنهاد می‌دن تا به پیش مردم خودش برگرده.

اما چیزی که من رو به عنوان یک دانش‌پژوه اذیت می‌کنه ایرادات فاحش علمی Project Hail Maryه. می‌دونم شاید تو دلتون بگید که “بیخیال بابا! فیلم علمی-“تخیلی”ه دیگه! مستند که نساختن که دنبال قاتل Bruce Lee می‌گردی! ولی نه؛ علمی-تخیلی داریم تا علمی تخیلی! وقتی داستان فیلم تو دنیای خودمون اتفاق میفته و قوانین فیزیک دنیای ما روش برقراره، “سوتی”های علمی‌ش رو نمی‌تونم نادیده بگیرم. اولی و بدترینش توی آزمایشگاه وقتی Grace دو تا لولۀ نمونه رو توی سانتریفیوژ قرار می‌ده اتفاق میفته. اول باید توضیح بدم که از سانتریفیوژ‌های کوچیک که تو محیط‌های آزمایشگاهی استفاده می‌شن عمدتا با ایجاد نیروی گریز از مرکز باعث جداسازی اجزای یک نمونه بر اساس چگالی می‌شن؛ مثلاً برای رسوب‌دادن ذرات معلق در یک مایع. برای اینکه سانتریفیوژ بتونه با سرعت بالا و بدون لرزش شدید بچرخه، باید لوله‌ها داخل دستگاه ‘بالانس” بشن؛ یعنی لوله‌هایی با جرم تقریباً یکسان، دقیقاً روبه‌روی هم قرار بگیرن تا توزیع جرم حول محور چرخش متقارن باشه. اما توی فیلم، Grace دو نمونه رو در کنار همدیگه می‌ذاره و دستگاه رو روشن می‌کنه. در دنیای واقعی چنین چیدمانی سانتریفیوژ رو به‌شدت از بالانس خارج می‌کنه. بعضی دستگاه‌های جدید اصلاً اجازه نمی‌دن دستگاه به سرعت برسه و خطای عدم‌تعادل می‌دن؛ دستگاه‌های دیگه ممکنه شروع به چرخش کنن، اما با لرزش شدید و بالقوه خطرناک که نه تنها به جداسازی‌ای مطلوب ختم نمی‌شه بلکه می‌تونه به دستگاه هم آسیب بزنه. در هر صورت، چیزی که توی فیلم می‌بینیم، کاری نیست که یه نفر تو آزمایشگاه واقعی انجام بده.

دو لوله نمونه در خانه‌های مجاور سانتریفیوژ در فیلم Project Hail Mary
قرارگرفتن دو لولۀ نمونه در خانه‌های مجاور سانتریفیوژ

نکتۀ دیگه عدم وجود هود آزمایشگاهی (fume hood) مجهز به محفظۀ امن و دستکش‌های مخصوص (flow box) تو آزمایشگاهیه که توش Grace روی Astrophageها تحقیق می‌کنه. هر دانشجوی میکروبیولوژی می‌دونه که وقتی روی نمونۀ زیستی با طبیعت مجهول کار می‌کنی باید از خودت و محیطی که توش نفس می‌کشی و کار می‌کنی حفاظت حداکثری کنی!

رایلند گریس هنگام کار مستقیم با نمونه‌ها در آزمایشگاه سفینه
گریس هنگام کار مستقیم با نمونه‌ها در آزمایشگاه سفینه

Flow boxها از تجهیزات ابتدایی و لازم آزمایشگاه‌های زیستی و شیمی هستن که محیط آزمایش و تحقیق روی نمونه‌های خطرناک یا مجهول رو از محقق و محیط آزمایشگاه جدا می‌کنن. محقق دست‌هاش رو از طریق دستکش‌هایی به داخل محفظۀ بسته و مجهز به هود آزمایشگاهی و منبع نوره می‌کنه و آزمایشات لازم رو بدون برخورد مستقیم فیزیکی به روی ماده انجام می‌ده.

نمونه‌ای از گلاوباکس آزمایشگاهی با محفظه و دستکش‌های یکپارچه
نمونه‌ای از گلاوباکس آزمایشگاهی با محفظه و دستکش‌های یکپارچه

این درحالیکه که Grace بدون هیچ اقدام امنیتی و در هوای باز آزمایشگاه، Astrophageها رو از ظرفی به ظرف دیگه جابجا (pipette) می‌کنه و هیچ خیالیشم نیست. از این‌ها بگذریم، مطمئنم که مهندس‌های برق هم با دیدن کلنجار Grace با کابل‌های داخل سفینه و جرقه‌هاش حسابی آمپر چسبوندن! یا مثلا این ادعا که تمام ستاره‌های جهان تحت تاثیر Astrophage قرار گرفتن به این معنیه که با منطق فیلم در مجاورت تمام اون‌ ستاره‌ها سیاره‌ای سنگی مملو از دی‌اکسیدکربن وجود داره! این سال‌های نوری با درک من از رندوم بودن هستی فاصله داره. ممکنه بگید که مواردی که گفتم خیلی تخصصی هستن و Project Hail Mary قرار نیست تا این حد از لحاظ علمی دقیق باشه! باشه، قبول! اما این رو چی می‌گید؟ تو صحنه‌ای از فیلم، Grace روی یه ناو هواپیمابر، تو یه مخروط پلاستیکی ترافیکی بالا میاره (گلاب به روتون!)، اما به صورت معجزه‌آسایی استفراغش از اون سمت مخروط بیرون نمی‌ریزه. بله مخروط‌های ترافیک از هر دو طرف باز هستن! از اون گذشته، مطمئنم که از چنین مخروطهای سبکی روی عرشۀ ناو هواپیمابر، جایی که باد بی‌داد می‌کنه استفاده نمی‌شه! با وجود این تفاصیل، Project Hail Mary فیلمی سرگرم‌کننده و بامزه‌س! اما آیا حاضرم دوباره تماشاش کنم؟ نه!

رایلند گریس با مخروط ترافیکی روی عرشه ناو هواپیمابر
گریس با مخروط ترافیکی روی عرشۀ ناو هواپیمابر

کامنت‌ها ۰

برای مشارکت وارد شو.

هنوز کامنتی نیست. اولین نفر باش.

نقدهای دیگر