رفتن به محتوای اصلی

زمان مطالعه: حدود ۱۲ دقیقه۰ بازدید

(اسپویلر ←) فیلم Poor Things (٢٠٢٣) به کارگردانی آقای Yorgos Lanthimos روایتگر سفر جالب تکاملی زنی با نام Bella Baxter (با بازی خانم Emma Stone)ه که به شکل عجیبی توسط دانشمندی به نام Godwin Baxter (با بازی آقای Willem Dafoe) از مرگ دوباره متولد شده. آقای Lanthimos توی این فیلم که بر اساس رمانی تحت همین عنوان، نوشتۀ آقای Alasdair Gray درسال ١٩٩٢ه، با استفاده از عناصر نمادگرایانۀ بجا، روایتی متفاوت از داستان Frankestein خانم Mary Shelley ارائه کرده که مخاطب رو به سفری جالب در طول سیر تکامل فکری بشر می‌بره. رشد و تکامل کاراکتر Bella در اصل سیری نمادین تو دوره‌ها و مکاتب هنری و فلسفی مختلف مثل عصر روشنگری، رومانتیسم، تعالی‌گرایی و حتی هالیوود دهۀ ٣٠ میلادیه. موسیقی رعب‌آور تیتراژ آغازین فیلم یادآور سینمای وحشت کلاسیک هالیوود مثل Bram Stoker's Dracula (١٩٣٢)ه که البته این تشابه خیلی هم اتفاقی نیست، چون سینماتوگرافر فیلم، آقای Robbie Ryan در مصاحبه‌ای از اون به عنوان اصلی‌ترین الهامش برای فیلمبرداری Poor Things نام برده.

بلا در صحنه‌ای از آزمایش گادوین بکستر
بلا در صحنه‌ای از آزمایش گادوین بکستر

طرح‌های دوخته شده روی پارچه، هم یه جورایی پیشگویی اتفاقاتیه که توی فیلم میفته و هم نمادیه برای پروسۀ خلق اثر هنری روی چیزی دست‌نخورده، درست مثل خلق Bella توسط Godwin. بعد با صحنۀ پریدن خانمی به درون رودخونه به دنیایی سیاه و سفید وارد می‌شیم، انگار به شروع چیزی برمی‌گردیم‌؛ به دنیای سینمایی قبل از رنگِ هالیوود دهۀ ٣٠ میلادی. در همین باره آقای James Price و خانم Shona Heath، طراحان تولید فیلم، توی مصاحبه‌ای گفتن که آقای Lanthimos می‌خواسته با تکنولوژی روز، فیلمی از جنس آثار دهۀ ٣٠ میلادی‌ بسازه. قسمت‌های مختلف فیلم با تصاویری کوتاه و فونتی که یادآور تصاویر علمی‌ای که دهه‌ها پیش دانشمندها از آزمایشاتشون می‌گرفتنه، از هم جدا می‌شن. پس مخاطب اولین تصاویر Bella و Godwin Baxter رو مثل دانشمندهایی که می‌خواستن از اسرار علمی یه آزمایش عجیب سردربیارن می‌بینه. اولین کلامی که در فیلم به گوش می‌رسه سخنرانی Baxter در مورد خلق Bellaست؛ درست مثل آغاز هر کتاب الهی که اول سخن خالق در مورد آفرینشش رو می‌خونیم.

گادوین بکستر در خانه و آزمایشگاهش
گادوین بکستر در خانه و آزمایشگاهش

چهرۀ Godwin پر از جای زخم و وصله پینه‌س و حتی برای خوردن و هضم غذا احتیاج به ماشین‌آلات مکانیکی داره. انگار می‌خواد به بیننده بگه که شاهد داستان زایش یک Frankestein از یه Frankestein دیگه‌س. الان توضیح می‌دم؛ در سال ١٨١۶،خانم Mary ‌Shelley هجده ساله کتابی تحت عنوان Frankestein یا The Modern Prometheus می‌نویسه که روایتگر داستان کاراکتر دانشمندی به اسم Victor Franksteinه که با وصله و پینه کردن اعضای اجساد و استفاده از برق، موجودِ دو مترو نیمی وحشتناکی خلق می‌کنه. موجود که از طرف جامعه طرد می‌شه و با خودش و موجودیتش به مشکل می‌خوره، به انتقام از خالقش بلند می‌شه. منظورم از "زایش یک Frankestein از یه Frankestein دیگه‌" اینه که در Poor Things داستان Frankestein تکه‌پاره شده و دوباره بهم وصله و پینه شده تا داستانی جدید رو بوجود بیاره. ظاهر وصله‌ و پینه‌ای Godwin به خاطر آزمایشات پدرش روی بدنشه، همون‌طور که هیولای Frankestein با وصل کردن اعضای اجساد مختلف بهم ساخته شده. اسم Godwin Baxton از پدرِ خانم Shelley یعنی William Godwin گرفته شده. ایشون یکی از فیلسوفان و پایه‌گذاران آنارشیسم که با انحصارطلبی در قدرت (مخصوصا در نظام‌های کاپیتالیستی) ضدیت داره بود. یعنی با افراد قدرتمندی که هر روز به ثروتشون اضافه می‌شه مشکل داشت.

خب حالا اگه Godwin Baxter نسخه‌ای متفاوت از هیولای Frankestein باشه، مخلوقش یا Bella Baxter چیه؟ برگردیم به داستان زندگی Mary Shelley؛ وقتی ایشون ١١ روزش بود، مادرش رو از دست می‌ده و در ١۶ سالگی به خواستۀ مادرخونده‌ش به شهر Dundee اسکاتلند فرستاده می‌شه تا با خونوادۀ "Baxter" زندگی کنه. پس هر دوی Bella Baxter و Mary Shelley مادرشون رو در کودکی از دست دادن. در ابتدای فیلم، وقتی Bella به زحمت راه می‌ره و دایره لغات کمی داره، Godwin رو می‌بینیم که به Bella در مورد والدینش این رو می‌گه "اونا پاشون رو از شناخته شده‌ها فراتر گذاشتن و مجبور به دادن هزینه شدن". وجود Bella درست مثل خلق هیولا توسط Victor Frankestein در رمان Shelley، مثل شورشی علیه نظم طبیعی حاکمه. خانم Shelley این کتاب رو در زمانی نوشت که جهان در حال عبور از عهد روشنگری (قرون ١٧ و ١٨ میلادی) به رمانتیسم (قرون ١٨ و ١٩) بود. عهد روشنگری دورۀ جنبش‌های فکری و فرهنگی مبتنی بر منطق و علم بود که توسط رمانتیسم جایگزین شد؛ جنبشی که مثل یه شورش علیه روشنگری و بر اساس عواطف، احساسات و طبیعت پایه‌گذاری شده بود. پس وقتی Godwin به Bella از "هزینه برای قدم گذاشتن به ناشناخته‌ها" می‌گه منظورش مجازاتیه که به بشر به خاطر تحت سلطه درآوردن طبیعت با کمک علم تحمیل شد؛ همون درون‌مایۀ اصلی رمان خانم Shelley. درست مثل تضاد عهد روشنگری با رومانتیسم، علم Frankestein در مغایرت مستقیم با قوانین طبیعت بود و Bella نمایندۀ همین تضاد بین علم و طبیعته. درسته که اون نتیجۀ یک آزمایش علمیه، به محض بیرون رفتن از خونه

بلا باکستر در خانۀ گادوین، کنار یکی از حیوانات پیوندی
بلا باکستر در خانۀ گادوین، کنار یکی از حیوانات پیوندی

دو دستی طبیعت رو به آغوش می‌کشه و در تلاشه تا با محیط اطرافش قاطی بشه.

در هر کجای فیلم که Bella با پدیده‌ای جدید مواجه می‌شه، تصویر با لنز fish eye ضبط شده، انگار دنیای فیلم رو از چشمان بچه‌ای می‌بینیم که هنوز پی به رموز این دنیا نبرده.

بعدتر با کاراکتر Duncan Wedderburn (با بازی آقای Mark Ruffalo) آشنا می‌شیم که پروسۀ تکامل Bella و تغییر استایل فیلم رو با آشنا کردن دختر با دنیای هنر، ادبیات و سکس تسریع می‌کنه. هرچند Bella به شاگرد Godwin یعنی Max McCandles (با بازی آقای Ramy Youssef) قول ازدواج داده بود،

بلا و دانکن ودربرن در آغاز سفرشان
بلا و دانکن ودربرن در آغاز سفرشان

راهی این سفر با Duncan به دنیای رنگی می‌شه؛ درست مثل صحنه‌ای در فیلم The Wizard of Oz (١٩٣٩) که در اون تصویر سیاه و سفید با خارج شدن Dorothy از خونه و ورودش به شهر Oz جاش رو به تصاویر رنگی می‌ده. در هر دو فیلم دختری جَوون از جهان بی‌رنگ بچگی‌ش قدم به دنیایی جادویی میذاره.

چشم‌انداز خیال‌انگیز لیسبون در فیلم
چشم‌انداز خیال‌انگیز لیسبون در فیلم

از اینجا به بعد فیلم، شاهد تصاویر هنری برجسته‌تری مثل معماری‌های اغراق شده و عجیب و غریبیم که رفرنسی هستن به نقاشی‌های Egon Schiele و Hieronymus Bosch و Francis Bacon که همگی پر از نمادگرایین. این تصاویر نشون‌دهندۀ شکل دنیا از چشمان Bellaس.

بلا در اتاقش؛ مکثی در مسیر کشف جهان
بلا در اتاقش؛ مکثی در مسیر کشف جهان

در اولین مقصد سفرش در رمانتیسم، Bella در لیسبونِ پرتغال زنی در حال نواختن و آواز خوندن رو می‌بینه. شعری که زن می‌خونه اشاره به حس تنهایی در مکان‌های تنگ و تاریک داره، همون حسی که باعث شده بود Bella از اتاق هتلش با Duncan بیرون بیاد و بعدها رابطه‌ش باهاش رو بهم بزنه. همون شب، سر میز شام با شنیدن دیالوگی از نمایش‌نامۀ The Importance of Being Ernest (١٨٩۵) بهم می‌ریزه. این نمایشنامه راجع به دو مرده که با انتخاب شخصیتی متفاوت سعی در فرار از وظایف اجتماعیشون دارن؛ درست مثل Bella که Duncan مجبورش کرده تا رفتاری متفاوت از خود واقعیش سر میز داشته باشه. به هر حال حوصلۀ Bella سر می‌ره و

رقص بلا در رستوران لیسبون
رقص بلا در رستوران لیسبون

به سمت سکوی رقص رستوران می‌ره و شروع به انجام یه سری حرکات نامنظم می‌کنه و کمی بعد Duncan بهش اضافه می‌شه. رقص Bella و Duncan خیلی شبیه به سبک خانم Pina Bausch طراح رقص تئاتر آلمان و اتریش و مبدع Tanztheatre (ترکیب تئاتر و رقص) در دهۀ ٢٠ میلادیه. خانم Bausch درتئاترهاش با تنظیم حرکات رقص به بیان ارتباطات پیچیدۀ زن و مرد و تاثیر فشارهای جامعه بر ذهن و بدن آدما می‌پرداخته. مدل رقصیدن Bella سمبلیه بر سیر و سلوک این کاراکتر؛ بدنش به رشد و تکامل کافی رسیده و آماده‌س تا به تفکر فلسفی و تکامل ذهنش مشغول بشه. شروع رشد فلسفی Bella باعث ترس Duncan می‌شه، پس اون رو وقتی توی کشتی هستن داخل یه جعبه زندانی می‌کنه. آقای Lanthimos گفته که کشتی نماد حیوونی دربنده. اگه به مرمر کف سالن کشتی دقت کنید، طرح پوست پلنگی رو می‌بینید که آمادۀ شکار یه بزه. همچنین تابلوهای زیادی از حیوون‌های اسیر در قفس به در و دیوار اتاق‌های کشتی آویزونه. این سفر دریایی اشاره‌ای دیگه به داستان رمان خانم Shelleyه که قسمت زیادیش در دریا اتفاق میفته. حالا Bella در وسط دریا گیر افتاده و راهی جز تسلیم دربرابر نیروی طبیعت نداره. اینجاست که Bella که غرق در دنیای رمانتیسم شده، با کاراکترهای Martha و Harry آشنا می‌شه که با بحث راجع به فلسفه باعث رشد ذهنی اون می‌شن. تا جایی که وقتی Duncan کتاب Bella رو به بیرون پرت می‌کنه این جمله از آقای Ralph Waldo Emerson رو ازش می‌شنوه: "I'm a changeable feast, as are all of us" که به طور کلی به معنی قابل تغییر بودن طبیعت انسان داره. این خیلی مهمه، چون آقای Emerson یکی از تاثیرگذارترین پایه‌گذاران جنبش تعالی‌گرایی در قرن ١٩ میلادی بود. تعالی‌گرایی یه جنبش فلسفی-ادبی بود که به دریافت‌های ذاتی و مثبت هر فرد و سیر و سلوکش می‌پرداخت. یکی از معروف‌ترین و خوشبینانه‌ترین جملاتی که از Emerson مونده اینه که "زندگی منبعی پایان ناپذیر از فرصت‌هاست". Bella شدیدا درگیر این فلسفه شده

تصویر اسکندریه در سفر دریایی بلا
تصویر اسکندریه در سفر دریایی بلا

با دیدن بدبختی مردم در اسکندریه که مسببش "پولدارهای قدرتمند"ن، قلبش می‌شکنه. این صحنه که اشاره‌ایه به فلسفۀ آنارشیستی William Godwin که قبلتر راجع بهش صحبت شد، به بی‌عدالتی سیستم کاپیتالیست اشاره می‌کنه. Bella برای حل این مشکل به سراغ پول‌های Duncan می‌ره و اون رو دو دستی تقدیم دو خدمۀ کشتی می‌کنه تا به دست فقرا برسونن. اما این دو خدمه که خودشون محصول دنیای کاپیتالیسمن، پول رو به جیب خودشون می‌زنن. این صحنه نشون می‌ده که در جامعۀ کپیتالیستی، برخلاف اعتقاد Emerson، بشر قادر به همزیستی با طبیعت نیست.

اینجاست که وارد دوره‌ای جدید از تکامل فلسفی بشری می‌شیم. آقای Karl Marx، فیلسوف قرن ١٩ میلادی، در کتاب Das Kapital (١٨۶٧) نظام کاپیتالیستیِ زادۀ انقلاب صنعتی و کیفیت زندگی بشر وابسته به کپیتالیسم رو به نقد می‌کشه. حالا که دیگه پولی برای Duncan و Bella نمونده،

پاریس برفی و درختان سرخ‌رنگ در جهان فیلم
پاریس برفی و درختان سرخ‌رنگ در جهان فیلم

مجبور به ترک کشتی در پاریس برفی می‌شن. به گفتۀ طراحان صحنۀ فیلم، حضور درختان سرخ‌رنگ در زمینۀ سفید پاریس برف‌پوش جهت ایجاد تصویر شُش‌ها در ذهن بیننده بوده که یادآور شکل بوجود اومدن Bella یا همون هیولای Frankensteinه. به هر حال Bella با Swiney، صاحب یکی از فاحشه‌خونه‌های شهر و متعاقبا جنبه‌های زنونۀ خودش مثل آرایش کردن، سکس و البته درد آشنا می‌شه. این آخرین قسمت از سفر تکاملی Bellaس که در اون با فمینیسم و دنیایی که توسط مردها اداره می‌شه گلاویز می‌شه. طریقۀ بوجود اومدن Bella (قرار دادن مغز بچۀ داخل رحمش در جمجمه‌ش) باعث شده که او یه جورایی مادر خودش باشه و زنونگی رو از تجربیاتش و کتاب‌ها یاد بگیره. همونطور که قبلا گفته شد، خانم Mary Shelley مادرش رو در ١١ روزگی از دست داد. مادر ایشون، خانم Mary Wollstonecraft، کتابی تحت عنوان A Vindication of the Rights of Woman (١٩٧٢ - احقاق حقوق زنان) داره که یکی از اولین متون فمینیستی تاریخه که به تساوی تحصیل و حقوق دیگۀ خانم‌ها و آقایون می‌پردازه. برای همینه که گفتم Poor Things "داستان زایش یک Frankestein از یه Frankestein دیگه‌س".

در پاریس، دوست Bella، او رو با سوسیالیسم آشنا می‌کنه. سوسیالیسم یه جورایی ادامۀ طبیعی تعلیمات اولیۀ Marxه. همین که Bella با نقشش در جامعه به عنوان یک زن آشنا می‌شه، نظرهای سیاسی بخصوصی هم پیدا می‌کنه. این رو به وضوح وقتی برای آخرین بار دست رد به سینۀ Duncan می‌زنه می‌شه دید.

حالا که به بلوغ کامل بدنی، جنسی، فلسفی، اجتماعی و سیاسی رسیده،

بلا در بازگشت به لندن
بلا در بازگشت به لندن

به خواست Godwin به لندن برمی‌گرده. بعد از اینکه واقعیت رو در مورد چگونگی بوجود اومدنش از Godwin می‌شنوه، تصویر فیلم به رنگ‌ها و زوایای واقع‌گراتری تبدیل می‌شه. حالا که Bella دنیا رو همونجوری که هست می‌بینه، دیگه خبری از رنگ‌های جیغ صورتی و زرد نیست. با این حال یک بار دیگه

بلا در لباس عروسی
بلا در لباس عروسی

وقتی عروسیش با ورود Duncan و مردی مرموز بهم می‌خوره، شاهد استفادۀ مجدد لنز fish eyeیم. مرد مرموز که Alfie (با بازی آقای Christopher Abbott) نام داره، همسر Victoria Blessingtonه. Victoria همون زن حامله‌ایه که در ابتدای فیلم به داخل رودخونه می‌پره و خودکشی می‌کنه و بعدتر توسط Godwin به زندگی برمی‌گرده و اسم Bella روش گذاشته می‌شه. Alfie تعریف می‌کنه که Victoria بچۀ توی شکمش رو هیولا می‌خونده. این رفرنسی دیگه به رمان خانم Shelleyه. اسم Victoria می‌تونه رفرنسی باشه به عصر ویکتوریایی قرون ١٩ و ٢٠ میلادی. یعنی Bella از Victoria زاده می‌شه و در آخرین مرحلۀ سفر تکاملیش به عهد ویکتوریایی می‌رسه. Alfie با زندانی کردن Bella، شکنجه دادن خدمه برای کنترل اون و تهدیدش برای ختنه کردنش، خشونت رو وارد دنیای Bella می‌کنه. آخرین آزمون Bella با کوکتل مارتینی مسمومه که یه جورایی اشاره داره به داستان حوا، سیب بهشتی و شیطان. به هر حال Bella به Alfie حمله می‌کنه، باعث می‌شه تیری به پاش شلیک بشه و نهایتا با کار گذاشتن مغز بُزی توی جمجمه‌ش، اون رو در فضای باغ خونه‌ش رها می‌کنه. در صحنۀ نهایی فیلم که رفرنسی به نقاشی The Garden of Earthly Delights (١۴٩٠) آقای Hieronymus Boschه، Bella رو در باغ خونه‌ش به همراه دوستان و پروژه‌های علمیش می‌بینیم. با توجه به تابلوی آقای Bosch که اشاره به سرنوشت غائی انسان داره، این صحنه نشون‌دهندۀ عاقبت بشر بعد از گذران دوره‌های مختلف فلسفی-هنریه. Poor Things مخاطب رو به این فکر وا می‌داره که از کجا اومده، به کجا می‌ره و اومدنش برای چی بوده!

در پایان ازتون می‌خوام تا Poor Things رو با Barbie (٢٠٢٣) مقایسه کنید؛ هر دو فیلم زنی ساده که پا به دنیای جدید و "بد"ی می‌ذاره و بعد از شناخت خودش با مردسالاری مبارزه می‌کنه رو به تصویر می‌کشن. با این تفاوت که Barbie زیبا و بی‌نقصه ولی Bella کیلومترها با چیزی که جامعه از یک زن انتظار داره فاصله داره. Barbie با کودن، وقیح و بی‌مصرف نشون دادن مردها، جنبه‌ای سطحی، کودکانه و عقده‌گشایانه از تلاش خانم‌ها برای رسیدن به حقشون رو به تصویر می‌کشه. حال اونکه Poor Things با اشاره به دلایل چنین تلاش‌هایی، شکلی منطقی‌تر و البته هنری‌تر به چنین جریانات درستی داده.

کامنت‌ها ۰

برای مشارکت وارد شو.

هنوز کامنتی نیست. اولین نفر باش.

نقدهای دیگر