
Operation Fortune: Ruse de Guerre، هیاهوی بیحاصل یک جاسوسبازی
صفحهٔ فیلم و هشدارهای محتوایی ←زمان مطالعه: حدود ۴ دقیقه۱ بازدید
همیشه وقتی اسم آقای Guy Ritchie به عنوان کارگردان میاد، منتظر یه فیلم پرانرژی با تدوینهای سریع، دیالوگهای تند و تیز و کمدی سیاه بریتانیایی هستیم. اما متأسفانه فیلم Operation Fortune: Ruse de Guerre (۲۰۲۳) نشون میده که حتی کارگردانهای صاحبسبک هم میتونن یه اثر کاملاً توخالی و فراموششدنی بسازن. این فیلم که سعی داره یه اکشن-کمدی جاسوسی و بینالمللی باشه، بیشتر شبیه یه نسخه دستچندم و خستهکننده از فیلمهای قبلی خود آقای کارگردانه.
این فیلم که در دوران کرونا فیلمبرداری شد، در ابتدا قرار بود با اسم Five Eyes منتشر بشه. اما نکتۀ عجیبتر اینه که اکران فیلم بیشتر از یک سال به تعویق افتاد. دلیلش؟ در نسخه اولیه، شخصیتهای منفی فیلم اوکراینی بودن و با شروع جنگ اوکراین، استودیو از ترس واکنشهای منفی مجبور شد فیلم رو عقب بندازه و اشاره به ملیت شرورها رو از داستان حذف کنه. همین تأخیرها و دستبهدست شدن فیلم بین استودیوهای مختلف باعث شد تا در نهایت اکران بسیار بیسروصدا و ضعیفی داشته باشه.
داستان فیلم درباره یه جاسوس حرفهای به اسم Orson Fortune با بازی آقای Jason Statham هست که توسط دولت بریتانیا استخدام میشه تا جلوی فروش یه سلاح فوقمخفی (که فقط بهش میگن The Handle) رو بگیره. ایشون برای این کار یه تیم تشکیل میده که شامل یه هکر به اسم Sarah با بازی خانم Aubrey Plaza میشه و در ادامه مجبور میشن یه ستارۀ مشهور هالیوود با بازی آقای Josh Hartnett رو هم وارد بازی کنن تا بتونن به یه دلال اسلحه میلیاردر با بازی جناب آقای Hugh Grant نزدیک بشن.
اما بیایید فیلم رو دقیقتر و البته انتقادیتر بررسی کنیم. مشکل اصلی اینجاست که سبک کارگردانی همیشگی آقای Ritchie تو این فیلم به شدت تحمیلی و توخالی به نظر میرسه. انگار کارگردان فقط برای اینکه ژستِ باحال بودن بگیره، یه سری موسیقی و کاتهای سریع رو تو فیلم گنجونده که هیچ کمکی به پیشبرد داستان نمیکنن و کمدیِ فیلم هم در بیشتر مواقع کاملاً بیمزه از آب درومده و اجباری به نظر میاد.

از طرف دیگه، بزرگترین پاشنه آشیل فیلم خودِ Jason Stathamه. در ابتدای فیلم به ما گفته میشه که شخصیتش یه آدم روانرنجوره که کلاستروفوبیا (تنگناهراسی) و آگورافوبیا (گذرهراسی، نوعی اختلال اضطرابیه که باعث ترس شدید از مکانهای باز، فضاهای شلوغ یا موقعیتهایی میشه که فرار ازشون سخته) داره، اما این ایدۀ جالب در همون دقایق اول کاملاً فراموش میشه و Statham دوباره همون تیپِ همیشگی، تکراری و بیروح خودش رو بازی میکنه. ایشون شبیه آقای Steven Seagal دهه ۹۰ میلادی شده؛ قهرمانی که در هیچ مبارزهای هیچ آسیبی نمیبینه و هیچوقت احساس خطر نمیکنه، که همین موضوع باعث میشه سکانسهای اکشن به شدت خستهکننده و فاقد هیجان بشن.
علاوه بر این، خط داستانیِ مربوط به Josh Hartnett (بازیگری که مجبور میشه برای نفوذ به تشکیلات یه میلیاردرِ طرفدارش، نقش بازی کنه) به شدت تقلیدی دستچندم و ضعیف از فیلم The Unbearable Weight of Massive Talent (با بازی آقای Nicholas Cage) به نظر میرسه و عمق خاصی نداره. در واقع فیلم در یه نقطه بلاتکلیف گیر کرده؛ نه اونقدر جدیه که بشه به عنوان یه اکشن-جاسوسیِ ناب مثل James Bond بهش نگاه کرد، و نه اونقدر خندهداره که در حد آثار کالتِ Ritchie مثل Snatch یا Lock, Stock ظاهر بشه.
تنها نقطه قوت فیلم که باعث میشه دیدنش کاملاً غیرقابلتحمل نباشه، بازیگران نقش مکمل هستن. Aubrey Plaza با اون انرژیِ عجیب و دیالوگهای طعنهآمیزش به خوبی تو دل داستان جا افتاده و Hugh Grant هم کاملاً تو نقش یه دلال اسلحۀ جذاب و در عین حال کثیف فرورفته و یکی از بهترین المانهای فیلمه. همچنین حضور آقای Cary Elwes در نقش رئیس تیم، با اون کاریزمای خاصش، یکی از معدود نکات مثبت اثره.
در انتها، اگه خیلی طرفدار Guy Ritchie هستید یا فقط میخواید یه فیلم متوسط رو موقع غذا خوردن تماشا کنید، شاید Operation Fortune بتونه در حد یک بار دیدن سرگرمتون کنه (به عنوان یه فیلم که فقط برای لحظاتی بهتون آرامش بده و زود هم از یادتون بره). اما اگه منتظر یه شاهکار اکشن یا حتی یه فیلم جاسوسیِ منسجم هستید، این اثر احتمالاً ناامیدتون میکنه.




کامنتها ۰
برای مشارکت وارد شو.
هنوز کامنتی نیست. اولین نفر باش.