رفتن به محتوای اصلی

زمان مطالعه: حدود ۶ دقیقه۱ بازدید

فیلم Napoleon (٢٠٢٣) به کارگردانی آقای Ridley Scott و با بازی آقای Joaquin Phoenix در نقش فرماندۀ نظامی‌ای افسانه‌ای که نهایتا تبدیل به یکی از مهمترین امپراتورهای تاریخ می‌شه، به قدرت‌گیری و سقوط ناپلئون بناپارت می‌پردازه. نکتۀ جالب این فیلم که یه جورایی وجه تمایزش با بقیۀ فیلم‌هاییه که از این شخصیت ساخته شدن، در نگاه اون به زندگی پُر فراز و نشیب ناپلئون از دریچۀ ارتباطات عاطفی مریض، بی‌ثبات و نامتعادلش با همسرش، Joséphineه. وقتی به کارنامۀ ٢٨ فیلمیِ آقای Ridley Scott هشتاد و شش ساله نگاهی میندازیم، می‌بینیم که تو ساخت آثار تاریخی-حماسی‌ (حالا چه بر اساس اتفاقات واقعی باشه، چه ریشه در افسانه‌ها داشته باشه) یَدِ طولایی داره. از جمله این آثار می‌شه به The Duellist (١٩٧٧)، Gladiator (٢٠٠٠)، Kingdom of Heaven (٢٠٠۵)، Robin Hood (٢٠١٠) و Exodus: Gods and Kings (٢٠١۴) اشاره کرد. در این فیلم هم که ضبطش تنها ۶٢ روز طول کشیده، تبحر آقای Scott مخصوصا در ساخت صحنه‌های نبرد با اون حجم از سیاهی‌لشگر، اسب‌ و سلاح و البته افکت‌های باورپذیر تصویریش به خوبی مشخصه. مطمئنا Napoleon به دلایلی که در ادامه توضیح می‌دم بهترین فیلم آقای Scott نیست ولی واقعا دلیل بعضی جبهه‌گیری‌های تند منتقدین به اون رو متوجه نمی‌شم. اگه این فیلم رو هنوز تماشا نکردید، پیشنهاد می‌کنم اون رو در تاریکی، بر روی پرده یا صفحه نمایش بزرگ و با صدای بلند ببینید.

ناپلئون سوار بر اسب سفید، مقابل ساختمان‌های شهر
ناپلئون بر اسب سفید، در یکی از قاب‌های پرشکوه فیلم ریدلی اسکات.

آقای Joaquin Phoenix برای بازی در این فیلم وظیفه‌ای دشوار رو برعهده داشته چون در طول تاریخ قضاوت‌های متناقضی در مورد ناپلئون صورت گرفته؛ از نظر بعضیا اون یه قهرمانه و افراد دیگه او رو به خاطر اینکه باعث مرگ خیلیا شده و حتی برده‌داری رو در مستعمرات فرانسوی احیا کرده مورد قضاوت قرار می‌دن. به همین خاطر دید درستی از شخصیت واقعی ناپلئون در دست نیست. به گفتۀ آقای Scott، دو هفته قبل از شروع فیلمبرداری، آقای Phoenix بهش می‌گه که هیچ ایده‌ای برای اجرای نقش نداره. پس ده روز رو به توضیح شخصیت ناپلئون می‌گذرونه. تصویری که بازی آقای Phoenix از ناپلئون به مخاطب می‌ده فردی میهن‌پرست، استراتژیست جنگی فوق‌العاده و همسری بی‌جربزه‌س. بیشتر تمرکز فیلم به همین صفت آخر و رابطۀ عاطفی ناپلئون با همسرش معطوف شده. البته جوری که در فیلم نشون داده می‌شه، در زمان زندگی ناپلئون هم چگونگی این رابطه و کلا اتفاقات اتاق خوابی امپراتور نقل مجلس مردم و تیتر روزنامه‌ها بوده (درست مثل عطش جامعۀ امروزی به اخبار اینچنینی سلبریتی‌های دوزاری خودمون). با وجود هنرنمایی‌های خارق‌العادۀ آقای Phoenix، ستارۀ درخشان فیلم از نظر من، خانم Venessa Kirby در نقش Joséphineه. آقای Scott در نشون دادن زشتی روابط اون دوره و زمونه و اینکه چطور به خانم‌ها به شکل وسایلی برای تولید مثل نگاه می‌شده هیچ ابایی نداره. مخصوصا وقتی اون خانم، همسر امپراتور باشه و ناتوان از باروری. خانم Kirby از پس به نمایش کشیدن چنین وضعیت اسفناکی به خوبی برومده، به صورتی که تماشای قسمت‌هایی که به روابط میان ایشون و امپراتور می‌پردازه جذابیتی همتا با تماشای صحنه‌های پرشکوه نبردهای فیلم پیدا کرده.

ناپلئون در مراسم تاج‌گذاری، تاج را بر سر ژوزفین می‌گذارد
ناپلئون تاج را بر سر ژوزفین می‌گذارد؛ رابطه‌ای که فیلم بخش بزرگی از روایتش را به آن اختصاص می‌دهد.

از لحاظ تکنیکال، Napoleon هیچ چیزی کم نداره؛ طراحی صحنه و لباس، موسیقی و سینماتوگرافی فیلم فوق‌العاده‌س. جایی که فیلم لنگ می‌زنه تلاش اون برای جا دادن سه دهه زندگی پر از اتفاق ناپلئون در مدت زمان دو ساعت و سی و هشت دقیقه‌س. شاید بهتر بود که داستان در قالب یک سه‌گانه و یا حتی یک مینی‌سریال ساخته و پرداخته می‌شد تا شکل روایی اون به این شکل جسته و گریخته و هول‌هولکی و اتفاقات مهم زندگی ناپلئون تا این حد ساده‌سازی و مختصر نمی‌شد. اشتباه برداشت نشه، فیلم در نشون دادن جزئیات این اتفاقات خیلی هم سربلند بیرون میاد، چیزی که کمبودش حس می‌شه عدم پیش‌زمینه‌سازی برای چنین وقایعیه. یعنی مخاطب واقعه رو می‌بینه ولی دلیل مهمی اون رو نمی‌تونه درک کنه. دلیل جنگ‌های عجیب و غریب و بزرگ ناپلئون با روسیه، انگلستان، اسپانیا و پروسیا یا کارزار مصر و چرایی برگشتش به اروپا توضیح داده نمی‌شه و مخاطب بی‌اطلاع از تاریخ اروپا و فرانسه ممکنه لذت کامل رو از فیلم نبره. عدم وجود توضیحات اینچنینی باعث می‌شه تا مخاطب از درک نبوغ نظامی و خلاقیت بالای ناپلئون که باعث پیشروی‌های پیاپی و پیروزی‌هاش شد ناتوان بمونه.

ناپلئون میان سربازان دو دستش را روی گوش‌هایش گذاشته است
ناپلئون در میان سربازان، هیاهوی میدان نبرد را با دست‌هایش پس می‌زند.

گویا یک نسخۀ Director's Cut چهار ساعت و نیمی از این فیلم قراره منتشر بشه که شدیدا مشتاق تماشا کردنش هستم. با این حال در کنار کوتاهی نسخۀ سینمایی، اختلافات فاحش داستان فیلم با اسناد تاریخی از جمله نقاط ضعف Napoleonه. تابلوترینشون شاید قد آقای Phoenix (١٧٣ سانتی‌متر) باشه که در مقایسه با اون چیزی که در اسناد تاریخی اومده، خیلی بلندتر از ناپلئونه (١۵٧ سانتی‌متر). از طرف دیگه، ناپلئون در زمان اعدام Mary Antoinettes درحال جنگیدن در نبرد Toulon بود و برخلاف چیزی که در فیلم می‌بینیم در مراسم اعدام حضور نداشت.

ناپلئون پشت میز در کشتی و مردی ایستاده روبه‌روی او
ناپلئون پس از شکست واترلو، روبه‌روی دوک ولینگتون در کابین کشتی «بلروفون»؛ دیداری که فیلم نشان می‌دهد اما در واقعیت رخ نداد.

ناپلئون هیچگاه به احرام ثلاثۀ مصر حمله نکرد و توپی به سمت اون‌ها شلیک نشد. سربازان اون دوره هم به ندرت از خندق‌هایی که می‌کندن برای نبرد رو در رو بیرون میومدن. ناپلئون در خط مقدم جنگ Waterloo نجنگید و شلیک sniper انگلیسی کلاش رو سوراخ نکرد (این کلاه در موزۀ تاریخ برلین نگهداری می‌شه). اصلا در اون زمان اسلحه‌های sniper با دوربرد و دقت بالا به شکلی که در فیلم نشون داده می‌شه وجود نداشته.

ناپلئون از پشت در برابر صف سربازان زانو‌زده
ناپلئون رو به صف سربازان؛ فیلم پیوند او با ارتش را در قاب‌های گسترده نشان می‌دهد.

نکتۀ دیگه‌ای که شخصا برام عجیب بود حس‌های متفاوتی بود که از کاراکتر ناپلئون می‌گرفتم؛ در بعضی صحنه‌های مرتبط به زندگی شخصیش، شخصیتی نونور و لوس ازش به نمایش گذاشته شده و در صحنه‌های دیگه رفتاری قلدرمعابانه، مستبد و مردسالار ازش سر می‌زنه. انگار از صحنه‌ای به صحنۀ دیگه شخصیت و تمایلات ناپلئون هم تغییر می‌کنه. همین باعث شده تا بعضی صحنه‌های فیلم تِمی کمدی به خودش بگیره.

نمای نزدیک ناپلئون با تاج زرین
نمای نزدیک از ناپلئونِ تاج‌گذاری‌شده؛ چهره‌ای که فیلم میان اقتدار و آسیب‌پذیری جابه‌جایش می‌کند.

در کنار این، گریم آقای Phoenix در طول فیلم که بازه‌ای سی ساله رو در برمی‌گیره، به گونه‌ایه که انگار سن ایشون در این مدت زمانی ثابت مونده! مثلا در ابتدای فیلم با ناپلئون ٢۴ ساله طرفیم در صورتیکه چهرۀ آقای Phoenix مردی تقریبا ۵٠ ساله رو تداعی می‌کنه (ناپلئون در ۵١ سالگی از دنیا رفت). مسئلۀ دیگه‌ای که شاید به اندازۀ نکات قبلی اذیتم نکرد زبان دیالوگ‌های فیلم بود. به جز شاید یکی دو خط از کل دیالوگِ فیلم که به آلمانی یا روسی بیان می‌شن، تمام شخصیت‌ها بدون در نظر گرفتن ملیتشون انگلیسی صحبت می‌کنن، اون هم بدون لهجه! در پایان سوالی که بی‌پاسخ موند اینه که چطور Joséphine و ناپلئون فرزندهایی از همسران دیگه‌شون داشتن ولی تلاش‌هاشون برای فرزندآوری بی‌نتیجه موند؟ بعد این بچه‌ها چی ‌شدن؟ مخصوصا پسر ناپلئون که بیشتر تمرکز فیلم به روی به دنیا اومدنش بود. شاید یکی دو خط راجع بهش در متنی که در انتهای فیلم برای توضیح ادامۀ ماجرا به روی تصویر ظاهر شد میومد بد نبود.

ناپلئون و سواره‌نظام فرانسه در حال پیشروی
ناپلئون در پیشاپیش سواره‌نظام، شمشیر به دست، در یکی از صحنه‌های نبرد فیلم.

با تمام این اوصاف به نظرم Napoleon ارزش تماشا کردن رو داره. سینماتوگرافی محشر آقای Dariusz Wolski (که سابقۀ همکاری با آقای Ridley Scott در فیلم‌هایی چون Prometheus (٢٠١٢) و The Martian (٢٠١۵) رو داره) و رفرنس‌های به جایی که به تابلوهای نقاشی کلاسیک داده شده این فیلم رو تبدیل به اثری چشم‌نواز کرده. فیلمی که تصویری جالب از ناپلئون به عنوان مردی کله‌شق، نونور، خودپسند و کالیگولا مانند ولی نابغه و Joséphine به عنوان زنی قوی، جذاب و مستقل ارائه می‌ده.

کامنت‌ها ۰

برای مشارکت وارد شو.

هنوز کامنتی نیست. اولین نفر باش.

نقدهای دیگر