
Mulholland Drive؛ کابوس هالیوود در آینۀ رؤیا
صفحۀ فیلم و هشدارهای محتوایی ←این نقد جزئیات داستان و پایان فیلم را آشکار میکند و به آزار جنسی، خشونت و خودکشی اشاره دارد.
فیلم Mulholland Drive به بیان داستانِ Diane Selwyn، بازیگری دلشکسته که دستور قتل عشق سابق و رقیب حرفهایش رو میده میپردازه. Diane که برندۀ مسابقۀ رقصی در شهرِ Deep River آنتاریو شده با آرزوهای بزرگ به هالیوود اومده. متاسفانه او در این شهر، یه ماهی کوچک تو اقیانوسه و موفقیت ازش مثل سایه فراریه. اما اوضاع برای عشقش، Camilla Rhodes، که بازیگری فوقالعاده خوشگله و از چهره و بدنش برای پیشرفتش استفاده کرده، متفاوته. Diane و Camilla همدیگه رو برای اولین بار در تست بازیگری برای ایفای نقش اول فیلمی به اسم Sylvia North Story به کارگردانیِ Bob Brooker ملاقات میکنن. Camilla بازی در این نقش رو میبَره و این حسادتِ کاریِ Diane رو حسابی برمیانگیزه. در عین حال وارد یه رابطۀ احساسی-جنسی میشن. ولی Diane تنها کسی نیست که شیفتۀ جذابیت Camilla شده؛ Adam Kesher، کارگردانیه که با Camilla کار میکنه و به سرعت تبدیل به رقیب عشقی جدیای برای Diane شده. Kesher که به تازگی از همسر خائنش جدا شده، وارد ارتباط عاشقانهای با Camilla میشه و در مهمونیای در حضور Diane اعلام میکنه که قصد ازدواج دارن. کمی بعد، Diane از شخصی میخواد تا Camilla رو بکشه ولی بعد از انجام کار دچار عذاب وجدان میشه. او که بخاطر عدم موفقیتش در دنیای بازیگری و نقشش در کشته شدن Camilla حسابی بهم ریخته، وارد حالتی توهمی میشه و در مورد اتفاقات زندگیش شروع به خیالپردازی میکنه. او اشخاص، اماکن و اشیائی رو که در واقعیت باهاشون سر و کار داشته رو با کلی تغییر وارد دنیای خیالیش میکنه و این همون دنیای خیالی Dianeه که قسم اعظمی از فیلم رو در برمیگیره. وقتی بالاخره از رویاهاش بیدار میشه، ترس، افسرگی و عذاب وجدان، توهمی رو در او ایجاد میکنه که به خودکشی ختم میشه.
آقای David Lynch در مصاحبهای گفته که هر مخاطبی میتونه تفسیر خاص خودش رو برای این فیلم داشته باشه، اینجا تفسیر من رو از اون بخونید. بعد تفسیر خودتون رو کامنت بذارید.
فیلم با صحنهای در آپارتمان Diane شروع میشه که در اون دوربین فرود سر Diane به روی متکایی قرمز رنگ رو دنبال میکنه. این یکی از اشارات و رفرنسهای فیلم به دنیای خیال و رویاست که به بیننده میگه که چیزی که داره میبینه قسمتی از یه توهم یا خیاله. Diane تحت نشئگی حاصل از مصرف مواد مخدر به رویاپردازی داستانی خیالی که در اون همه چیز اونجوری که اون میخواد اتفاق میفته میپردازه و هم دختری رو که دوست داره و هم شغل آرزوهاش رو بدست میاره.
داستان Diane از برنده شدنش در یه مسابقۀ رقصِ Jitterbug شروع میشه. میدونیم که Jitterbug یه رقص دو نفرهس، ولی بجای یه پارتنر مرد، در دو طرف او زوج مسن لبخند بر لبی رو میبینیم که میتونن از خویشاوندانش و یا از داوران مسابقه باشن. این زوج از گذشتۀ معصوم Diane و قبل از اینکه حباب رویاهای هالیوودیش بترکه میان.
در تصاویر رقص ابتدای فیلم، تصویر شرکتکنندهها از داخل همدیگه رد میشن و همپوشانی میکنن. این میتونه اشارهای باشه به همپوشانی اسمها و شخصیتهای دو دنیای واقعی و خیالی فیلم. بعد از این صحنه، Diane رو کنار همون زوج مسن میبینیم. محو بودن صورت اونها شاید نشونۀ ذهنیتی باشه که بخاطر مسئلهای مرموز و منفی کدر شده. در خوانشی که بعدتر بهش میپردازم، میشه این دو نفر رو تصویر پدربزرگ و مادربزرگ Diane در نظر گرفت؛ هرچند فیلم این نسبت خانوادگی رو صریحا تأیید نمیکنه.

صدای نفسنفس زدنهای مضطرب، وقتی تصویر به تخت Diane میرسه، هم میتونه به همین گذشتۀ مبهم مربوط باشه. شاید این تخت فقط محل شروع رویا نیست و خاطرهای آزاردهنده رو هم تداعی میکنه. فعلا این احتمال رو نگه داریم تا با نشانههای دیگۀ فیلم کنارش بذاریم.
خانمی رو روی صندلی عقب ماشینی که در خیابان Mulholland در حال حرکته میبینیم. ماشین یهو متوقف میشه و زن اعتراض میکنه که قرار نبود اینجا وایسن. یکی از دو مردی که در جلو نشستن اسلحهای رو به سمتش نشونه میگیره. به نظر میرسه که قراره زن کشته بشه. ولی قبل از اینکه اتفاق بیفته، ماشینی باهاشون برخورد میکنه. زن از تصادف جون سالم به در میبره، از میون زبونههای آتش بیرون میاد (نماد پاکسازی و تولد مجدد) و برای یافتن سرپناه، خودش رو به Sunset Boulevard میرسونه. سوء قصدی که علیهش ترتیب داده شده بود بیثمر میمونه اما متوجه میشیم که حافظهش رو از دست داده. این میتونه آرزوی Diane برای ناموفق بودن قتل Camilla در دنیای واقعی باشه و اینکه ای کاش یادش بره چه اتفاقاتی افتاده.

در رستوران Winkie’s مردی رو میبینیم که برای دوستش "خوابی" که دیده رو تعریف میکنه. این اشارهای دیگه به رویا بودن این قسمت از فیلمه. مغز Diane در حین رویاپردازی، بارها سعی میکنه تا او رو هوشیار و با جنایتی که مرتکب شده روبرو کنه. این صحنه هم یکی از همون لحظات رو نشون میده. بعدا متوجه میشیم که Diane تو همین رستوران درخواست قتل Camilla رو به قاتل مزدور داده و اونجا بوده که مردی که خوابش رو تعریف میکرده رو در نزدیکی صندوق دیده. همونطور که مرد در رویا توضیح میده، ما توی خوابهامون افرادی رو میبینیم که قبلا در واقعیت باهاشون برخورد داشتیم. اون مرد میگه که توی خوابش، مردی ترسناک رو دیده که در پشت رستوران زندگی میکنه. دوستش برای اینکه بهش ثابت کنه که این فقط یه خواب بوده، او رو به پشت رستوران میبره. ولی یه بیخانمان ترسناک رو درست همونجا که مرد گفته بود میبینن. این بیخانمان، نماد شرارت و عدم موفقیت و همون چیزیه که Diane فکر میکنه بهش تبدیل شده. قبلتر مرد به دوستش میگه که دوست نداره هرگز این بیخانمان رو در واقعیت ببینه. این دقیقا همون چیزیه که Diane میخواد، چون هنوز آمادگی رویارویی با واقعیت رو نداره.
در رویاهای Diane، او خودش رو بشکل کاراکتری شیرین و شجاع به اسم Betty تصور میکنه. Betty با هواپیمایی به هالیوود اومده و در فرودگاه زوجی مسن که با او هممسیر بودن، همراهیش میکنن. این زوج همونهایی هستن که قبلتر در کنار Diane در مراسم اهدای جوایز رقصِ Jiggerbug دیده بودیمشون. اونها برای Betty آرزوی موفقیت در سینمای هالیوود میکنن و بعد ترکش میکنن. این صحنه با رنگهای اشباعشدهش، دیالوگها و حتی صداگذاری عجیبش خیلی تصنعی و مثل فیلمهای قدیمی هالیوودی به نظر میرسه. زوج مسن سوار تاکسی میشن و با رفتار و لبخندی مبالغهآمیز فرودگاه رو ترک میکنن. در طول فیلم، شاهد صحنههای اینچنینی که حسی غیرواقعی دارن هستیم. از همون ابتدا متوجه میشیم که شانس به طور غیرعادیای با Betty یاره. وقتی از فرودگاه بیرون میاد، رانندۀ تاکسی باهاش مثل یه سوپراستار برخورد میکنه و چمدونهاش رو بدون اینکه Betty ازش خواسته باشه بلند میکنه و داخل صندوق عقب ماشین میذاره. عمۀ Betty (یا Aunt Ruth که اگه حرف A اون رو حذف کنیم میشه Untruth به معنی غیرواقعی یا دروغ) که بازیگره و برای کار شهر رو ترک کرده، آپارتمان شیکش رو در اختیارش قرار میده. Coco Lenoix (در زبان فرانسوی le noix میشه گردو)، خانم صاحبخونه، آپارتمان رو به Betty نشون میده. Coco، در واقعیت، مادر Adam Kesherه که Diane پیشتر باهاش برخورد داشته (او رو در مهمونی Adam در حال خوردن گردو دیده بودیم). Betty در حین گشت و گذار توی آپارتمان، متوجه حضور خانم تنهایی در حمام میشه. خانم که اسمش یادش نمیاد، اسم Rita رو برای خودش انتخاب میکنه. Betty اول فکر میکنه که او یکی از دوستان عمهشه ولی به محض بو بردن از واقعیت به روی Rita میاره.
اینجا میشه در کنار خوانش رویا و واقعیت، سراغ احتمال دیگهای هم رفت: اینکه بعضی از تصاویر فیلم به گذشتۀ خانوادگی و تجربۀ احتمالی آزار در زندگی Diane اشاره دارن. این یک تفسیره، نه شرح گذشتهای که فیلم مستقیما بهمون نشون داده.

اگرچه رفتار زوج مسن با Betty در فرودگاه با روی خوش و حمایتکننده به نظر میرسه، وقتی ازش جدا میشن و داخل لیموزین میشینن، خندههاشون حالتی شرارتبار پیدا میکنه. طرز نگاه کردنشون به همدیگه و تشابه مرد مسن با Kesher، که هر دو عینک دارن، یادآور صحنۀ مهمونی Adam Kesherه؛ وقتی جلوی Diane از برنامۀ ازدواجش با Camilla میگه. انگار ذهن Diane شکل مشابهی از تحقیر یا تهدید رو در دو رابطۀ متفاوت بازسازی میکنه.
در این خوانش، جدا شدن Diane از زوج مسن در رویا، او رو به سمت فرد قابل اعتماد خانوادهش یعنی عمه Ruth میکشونه؛ عمهای که در دنیای خیال توی خونهش نیست و شاید غیبتش بازتاب فوت شدنش در دنیای واقعی باشه.
وقتی Betty در حال گشت و گذار تو خونۀ عمهشه، چیزهایی که از زاویۀ دید او میبینیم جالبن؛ یه گلدون با گلی صورتی، همرنگ لباس Betty، میبینیم. صورتی اینجا میتونه نماد معصومیت باشه؛ جنبۀ معصوم و پاک Diane که در Betty خلاصه شده. در پشت گلدون، کتابخونهای رو میبینیم که روی قفسهش عکس خانمی جوان بهمراه یه دختر بچۀ بلوند به چشم میخوره. میشه این عکس رو در پیوند با رابطۀ خوب Diane و عمهش خوند و حضورش تو خیالات Diane رو نشونۀ تلاش برای برگشتن به زندگی معصومانۀ قبل از اومدن به هالیوود دونست؛ برای همینه که در رویاهاش به خونۀ Ruth اومده.

دوربین روی تابلویی کمی مکث میکنه؛ تصویری از Beatrice Cenci که در این خوانش به نقاشی منسوب به Guido Reni در حدود سال ۱۶۰۰ مربوط میشه. Beatrice Cenci نجیبزادۀ رومی و قربانی آزار جنسی خانوادگی بود که در ماجرای قتل پدرش مجرم شناخته شد و در سال ۱۵۹۹ اعدام شد. حضور این تصویر میتونه یکی از نشانههای احتمال آزار جنسی در گذشتۀ Diane باشه، نه مدرکی قطعی برای اون.
بعدش Rita اعتراف میکنه که نمیدونه واقعا کیه. این قسمت از فیلم اشاره به پارادوکس وجودی Diane داره که این در اصل خودشه که دچار ابهام هویتی شده و نمیدونه که این واقعیت نیست و Betty و Rita خود خارجی ندارن. البته قاطی حرفاش به Rita میشنویم که میگه "من همین الان از Deep River آنتاریو به این جای 'رویایی' اومدم" که اشاره به خواب و خیال بودن این صحنه داره.
اسم Deep River هم در این خوانش جلب توجه میکنه. Betty از شهر Deep River آنتاریو به هالیوود اومده، و Deep River اسم مجتمع مسکونیه که Dorothy تو فیلم Blue Velvet (۱۹۸۶) در اون مورد آزار و اذیت جنسی Frank قرار میگیره.
از طرف دیگه، Rita اسمش رو از روی پوستر Rita Hayworth انتخاب کرده. روایت آزار جنسی Rita Hayworth توسط پدرش در دوران نوجوانی و زمانی که همراهش رقص اجرا میکرده، پیوند احتمالی دیگهای با همین مضمون میسازه. کنار هم قرار گرفتن این اشارههاست که خوانش گذشتۀ آزاردهندۀ Diane رو مطرح میکنه؛ هیچکدوم به تنهایی اون رو ثابت نمیکنن.
همراستا با جریان Betty و Rita، داستانی در ارتباط با Adam Kesher در حال اتفاق افتادنه. او که کارگردانی جوون و رو به رشده رو در حال مذاکراتی با مافیای هالیوود برای انتخاب بازیگر زن نقش اول فیلم جدیدش میبینیم. Kesher در ابتدا در مقابل باجهای تهدیدآمیز اونها برای انتخاب خانمی جهت ایفای نقش اولش ایستادگی میکنه ولی خیلی زود به قدرت و نفوذ اونها پی میبره (خط تلفنش از کار میفته، حسابهای بانکیش بسته میشن و پیامهای تهدیدآمیزی دریافت میکنه) و تصمیم میگیره تا به درخواستشون عمل کنه. "شاه هالیوود" که همه چیز زیر نظرشه از Kesher میخواد که خانم Camilla Rhodes رو برای ایفای نقش اول فیلمش انتخاب کنه. اما این Camilla (که تو رویای Diane میبینیم)، Camillaی دنیای واقعی نیست. Diane قبلا این دختر بلوند رو همراه Camilla تو مهمونی Kesher دیده بوده. پس Diane توی ذهنش، Camilla رو به دو بخش تقسیم کرده؛ Rita، مو مشکی که نمایندۀ Camillaی معصومیه که او عاشقشه و Camillaی مو بلوند که نمایندۀ صفات منفی Camilla؛ کسی که بخاطر برخورداری از جذابیت جنسی و (در خیالاتش) پارتی و نه الزاما هنر کافی، حق او رو خورده.

وقتی Kesher به خونهش برمیگرده، زنش رو همراه مردی به اسم Gene، که کارش تمیزکردن استخر یا pool manه، توی تخت میبینه. کنار هم گذاشتن اسم Gene، کلمۀ pool و رابطۀ جنسی این صحنه، عبارت Gene pool sex رو تداعی میکنه. در امتداد تفسیر قبلی، میشه این بازی زبانی رو اشارهای احتمالی به همخوابگی با محارم دونست؛ البته این ارتباط هم برداشت تفسیریه، نه معنایی که فیلم صریحا اعلام کنه.
توی صحنهای میبینیم که Betty در یک جلسۀ تست بازیگری در مقابل عوامل تهیۀ فیلم از جمله آقای Bob Brooker (کارگردان) نمایشی خارقالعاده از هنر بازیگریش رو میکنه. میدونیم که Bob Brooker در دنیای واقعی همون کارگردانی بود که نقش اصلی در فیلم Sylvia North Story رو بجای Diane به Camilla داد. میبینیم که وقتی نمایش Betty تموم میشه اتاق از تشویق حضار میترکه ولی Brooker خیلی یُبس و بیحس سر جاش نشسته و اصلا توی باغ نیست. در این صحنه میبینیم که از نظر Diane، آقای Brooker یه کارگردان بیکفایته که از هنر هیچی نمیفهمه و حتی همکارهاش هم قبولش ندارن. بعد از تست، Betty توسط یه تیم جذب بازیگری که میخوان او رو به Adam Kesher معرفی کنن، به استودیوی تست بازیگری فیلم Kesher هدایت میشه. Kesher با اولین نگاه به Betty عاشقش میشه ولی میدونیم که بخاطر فشار مافیا نمیتونه علاقهش به استخدام Betty و یا حتی دوستی باهاش رو ابراز کنه. در اینجا میبینیم که ذهن Diane چگونه انتخاب نشدنش برای بازی در فیلم Sylvia North رو توجیه میکنه؛ دلیلش نداشتن هنر و استعداد Diane نبوده بلکه حتما یا حماقت کارگردان در کار بوده و یا دستهای پشت پرده.

خود صحنۀ تست بازیگری هم از زاویۀ گذشتۀ احتمالی Diane قابل بررسیه. Woody، بازیگری که نقش مقابل او و "رفیق فاب بابا"ش رو برعهده داره، حدود ۲۰ تا ۳۰ سال ازش بزرگتره. Woody در زبان انگلیسی کاربرد عامیانۀ جنسی هم داره. جملاتی مثل "بهم بگو کجات اوخ شده" یا "تو آروم باش تا من آروم باشم" که از دهن او بیرون میان، در این خوانش میتونن بازتاب حرفهای فرد متجاوز در کودکی Diane باشن. عبارت "رفیق فاب بابا" هم ممکنه همین تداعی رو تقویت کنه.
این عبارت یادآور Twin Peaks (۱۹۹۲) هم هست؛ جایی که Laura Palmer، کاراکتر Bob رو که با وجه شیطانی پدر متجاوزش پیوند داره، "رفیق فاب بابا" خطاب میکنه. توی دیالوگ تست، Betty تهدید میکنه که ارتباط جنسی/عاطفیش با مرد مسنتر رو به پدرش لو میده. این دیالوگ میتونه حس یک رابطۀ قدیمی و سوءاستفادهگرانه رو القا کنه. ممکنه صحنه در نگاه اول فقط اجرای یک نقش باشه، ولی در کنار نشانههای قبلی میشه ارتباط احتمالیش با زندگی Diane رو هم دید.
اسم Sylvia North Story هم در مهمونی خونۀ Adam Kesher و وقتی Diane از شروع مسیر بازیگریش حرف میزنه مطرح میشه؛ همون فیلمی که برای نقش اولش تست داده بود ولی نقش به Camilla رسید و آشنایی اون دو هم از همونجا شروع شد. تا جایی که من میدونم فیلمی به اسم The Sylvia North Story نداریم. اما یه فیلم به اسم Sylvia در سال ۱۹۶۵ ساخته شد که به داستان آزار و اذیت جنسی کاراکتر Sylvia West توسط پدرخوندهش در ۱۴ سالگیش و رابطهش با انتخاب شغل فاحشگی در سنین بالاتر میپردازه. این شباهت اسمی و مضمونی، امکان مقایسۀ دیگهای رو پیش میکشه، هرچند به تنهایی ارجاع عمدی Lynch رو ثابت نمیکنه.
برگردیم به داستان Betty و Rita. میبینیم که Betty دوست جدیدش رو قانع میکنه تا با کمک او به حل معمای هویتش بپردازه. Rita به یاد میاره که در شب تصادف قرار بوده تا به Mulholland Drive بره. پس اونها شروع به تحقیق میکنن و از رستوران Winkie’s در Sunset Blvd سر در میارن. این رفرنسیه به فیلم Sunset Boulevard (۱۹۵۰) که روایتگر داستان ستارۀ سابق هالیوود به اسم Norma Desmondه که تو دنیای خیالیش به سر میبره و نمیتونه باور کنه که دوران اوجش خیلی وقته که به پایان رسیده. در صحنهای که Betty برای تست بازیگری به شرکت تهیۀ فیلم Paramount Studios میره، ماشین Norma Desmond رو در پشت دروازۀ شرکت میشه دید. توی این فیلم، آقای Lynch ارتباط مستقیمی بین Norma و Diane که هر دو در دنیای خیالیشون غرق شدن و قدرت رویارویی با واقعیتشون رو ندارن برقرار کرده. هر دوی اونها تو "رویای هالیوودی" گیر کردن.

برگردیم به رستوران Winkie’s. در اونجا خانمی به اسم Diane سفارش غذای Betty و Rita رو یادداشت میکنه. میدونیم که قبلتر Diane این خانم رو (با اسم واقعی Betty) وقتی توی رستوران دربارۀ قتل Camilla با قاتل صحبت میکرد دیده بود. همین که Rita اسم "Diane" رو از روی لباس کارمند رستوران میخونه، به یاد میاره که شاید اسم واقعی خودش Diane Selwyn باشه. این یکی از تلاشهای مغز Diane برای بیدار کردن او از خواب و یادآوری واقعیته. Rita و Betty شمارۀ Diane Selwyn رو از کتاب شمارهها پیدا میکنن و Betty با جملۀ "بیایید تظاهر کنیم که یکی دیگهایم" (اشاره به تمایلات پنهان Diane) Rita رو قانع میکنه تا بهش زنگ بزنن. Betty میگه که "خیلی عجیبه وقتی آدم به خودش زنگ میزنه". این هم اشارهایه به اینکه Betty همون Diane Selwynه.
در خیالات Diane میبینیم که قاتلی که برای کشتن Camilla استخدام کرده، در یکی از ماموریتهاش بخاطر نابلد و دست و پا چلفتی بودنش مجبور به کشتن یه سری آدم بیگناه که اتفاقی سر راهش قرار گرفتن میشه. تازه قبل از اینکه دفتر تلفن سیاه رنگ مردی رو که کشتنش هدف ماموریت بوده، از روی میز برداره و پا به فرار بذاره، اتفاقی باعث به صدا درومدن آژیر آتش ساختمان هم میشه. این صحنه از عذاب وجدان و آرزوهای قلبی بر باد رفتۀ Diane برای احمق بودن قاتل و عدم موفقیتش برای کشتن Camilla سرچشمه گرفته. جالبه بدونیم که این دفتر سیاه در رویاهای Diane هم از واقعیت نشأت گرفته و اون رو جلوی قاتل وقتی توی Winkie’s با هم قرار داشتن دیده بوده. در صحنهای دیگه قاتل رو در رویاهای Diane میبینیم که آمار Camilla رو از یه روسپی میگیره. این هم در راستای آرزوی Diane و به این معنیه که قاتل در انجام ماموریتش ناموفق بوده.
در صحنهای در ابتدای فیلم شاهد یک سری تماسهای تلفنی هستیم که در اونها "شاه هالیوود" اعلام میکنه که "دختره (اشاره به Rita) هنوز پیدا نشده". این سری تماسها به یه تلفن مشکی در کنار یه لامپ قرمز رنگ ختم میشه. بعدا میبینیم که این تلفن متعلق به Dianeه.
کاراکترهای Betty و Rita تصمیم میگیرن تا آمار خونۀ Diane Selwyn رو دربیارن. وقتی به اونجا میرسن با خانمی مواجه میشن که ادعا میکنه خونهش رو با خونۀ Diane طاق زده و اونها رو به سمت خونۀ جدید Diane هدایت میکنه. این صحنه هم از واقعیت نشأت گرفته و Diane واقعا خونهش رو با همسایهش عوض کرده بوده. فیلم چیزی از شکل رابطۀ بین Diane و همسایهش بهمون نمیگه ولی میشه حدس زد که شاید وقتی Camilla با Diane بهم میزنه، این همسایۀ Dianeه که برای مدتی جایگزین Camilla میشه. این رو میشه از نگاههای معنیدار "همسایه" به Rita فهمید. بهرحال Betty و Rita وارد خونۀ Diane و با جسد زنی به روی تخت مواجه میشن. این میتونه پیشبینی مرگ Diane در واقعیت باشه. گذاشتن نقطۀ پایان به زندگیش، ایدهای بوده که از قبل توی ذهنش ریشه دوونده بوده. وحشتی که این صحنه بهش وارد میکنه باعث میشه Rita تصمیم بگیره تا تغییری در ظاهرش بده، پس دست به کوتاه کردن موهاش میزنه. ولی Betty جلوش رو میگیره و بجاش کلاهگیسی بلوند روی سرش میذاره. با این کار شباهت دو کاراکتر بهم خیلی زیاد میشه. این صحنه، یادآور فیلم Vertigo به کارگردانی Alfred Hitchcockه که در اون کاراکتر اصلی دست به کشتن عشقش در وجود معشوقهش میکنه، درست مثل این حرکت Diane. او دست به تغییر شکل Rita میزنه، Ritaیی که از همه جهات از Camillaیی که از روش ساخته شده فرمانبردارتره.

وقتی Rita از تصادف اتومبیل در ابتدای فیلم جون سالم به در میبره، کیفی پر از پول و کلیدی آبی همراه داره. پول همون اسکناسهاییه که Diane در واقعیت به قاتل داده بود و کلید آبی، پیامی از طرف قاتل به معنی انجام موفقیتآمیز ماموریتشه. Diane وقتی برای اولین بار کلید رو میبینه، از قاتل میپرسه که "چه چیزی رو باز میکنه؟" این سوال باعث خندۀ قاتل میشه. این شاید به این معنیه که این کلید هیچ دری رو باز نمیکنه و فقط و فقط پیامیه به منظور نشون دادن انجام کار. ولی در رویای Diane کلید آبی بازکنندۀ جعبهای به همین رنگه که باز شدنش باعث روشن شدن همه چیز و از بین رفتن رویای Diane میشه.
یه شب Rita کابوسی میبینه که او و Betty رو راهی تماشای برنامهای در کلوب Silencio میکنه. این همونجاییه که بالاخره تکلیف همه چی روشن میشه. مجری برنامه مستقیما به Betty و Rita و حضار میگه که همه چیز توهمی بیش نیست. Betty با شنیدن این گفته، شروع به لرزیدن میکنه. خانمی روی صحنه اجرایی حزنآلود از ترانۀ Crying (از Roy Orbison) به اسپانیایی رو به نمایش میذاره. او از قلب شکستهش، تو ذوق خوردنهاش و طرد شدنش توسط عاشقش میخونه. کلماتش روی Betty و Rita تاثیر میذاره و به گریه میندازتشون. رویاپردازی Diane به انتهاش نزدیک میشه و بزودی باید با واقعیت روبرو بشه. وقتی Betty جعبۀ آبی رو در کیفش پیدا میکنه، به خونهشون برمیگردن تا بازش کنن. درست زمانیکه Rita میخواد جعبه رو باز کنه Betty ناپدید میشه و دنیای خیالیش از هم میپاشه. Rita در جعبه رو باز میکنه و به داخلش کشیده میشه (خیالی بودن جعبه و ناپدید شدن Betty نشونهایه به عدم قبول واقعیت از طرف Diane) و دیگه نمیبینیمش. بعد عمۀ Betty رو میبینیم که به خونهش برگشته. شاید هم هیچوقت اصلا اونجا رو ترک نکرده بوده. وقتی به اتاقی که درونش Rita و Betty خوابیده بودن نگاه میکنه، هیچ اثری از اونها به چشم نمیاد و همه چیز شبیه روز اوله. در اینجاست که از دنیای خیال خارج میشیم. شخصیت Cowboy ظاهر میشه و به Diane میگه "وقت بیدار شدنه، خوشگله".

این Cowboy رو قبلا دیده بودیم. وقتی Adam Kesher توسط مافیا مجبور به انتخاب Camillaی بلوند به عنوان بازیگر اصلی فیلمش میشه، Cowboy دو پیام مهم بهش میرسونه؛ اول اینکه برخورد و رفتار آدمی تا حد زیادی سرنوشت زندگیش رو مشخص میکنه. این پیام انگار بیشتر برای Diane و مخاطبه. Diane و حتی ما خیلی درگیر "رویای هالیوودی"ایم. ستارههای سینما تو جامعۀ مدرن حاضر، حکم خدا رو پیدا کردن و شهرت و موفقیت تنها چیزهایین که مهمن. اصرار Diane به موفق شدن، به قیمت از دست دادن شادیش تموم شده.
دومین پیام Cowboy به Kesher اینه که اگه آدم خوبی باشه او رو یکبار دیگه میبینه، ولی اگه آدم بدی باشه، او رو دو بار دیگه میبینه. مهم نیست چند بار دیگه Kesher ایشون رو میبینه، چون او زادۀ ذهن Dianeه. این مهمه که چند بار Diane اون Cowboy رو میبینه. در کل او Cowboy رو سه بار میبینه: یکبار در هنگام ملاقات Cowboy با Kesher در خیالش، یکبار در مهمانی Kesher در دنیای واقعی و بالاخره یکبار وقتی Cowboy او رو از خواب بیدار میکنه. Diane او رو سه بار دیده چون آدم بدی بوده. ما هم او رو سه بار دیدیم پس ما هم از نظر جناب Lynch آدمهای خوبی نیستیم.
Mulholland Drive فیلمی انتقادی به سوءاستفاده و بیلطفی هالیوود و مخاطب نسبت بازیگران زنه. این به وضوح در صحنۀ کلوب Silencio وقتی با وجود غش کردن و یا حتی مردن خوانندۀ زن، موزیک و شو ادامه پیدا میکنه قابل مشاهدهس.
وقتی Diane از رویا و خیال بیرون میاد، بسیار افسرده به نظر میرسه و واقعیت کمکم خودش رو نشون میده. کلید آبی روی میز، پیامآور مرگ Camillaس. و همسایۀ Diane بهش میگه که کارآگاههایی سراغش رو میگرفتن. دوباره جعبۀ آبی رو میبینیم که اینبار در دستان بیخانمان قرار داره. در خونۀ Diane زده میشه، شاید دو کارآگاهی باشن که اومدن پیشش ولی چیزی که Diane میبینه نسخۀ مینیاتوری از زوج مسنیه که قبلتر در مسابقۀ رقص Jitterbug و در فرودگاه دیدهشون. گذشتهش برای آزار و اذیتش به سراغش اومده و حالا معصومیت از دست رفتهش مثل پتکی تو سرش میخوره. جیغزنان به اتاق خوابش برمیگرده، از کشوی کنار تخت خوابش اسلحهای بیرون میکشه (داخل کشو، جعبۀ آبی به چشم میخوره) و به سمت سرش شلیک میکنه.
حالا میشه به احتمال گذشتۀ آزاردهندۀ Diane برگردیم. در پایان، همون زوج مسن به شکل هیولاهایی ظاهر میشن که او رو تا اتاق خوابش تعقیب میکنن. اگر اونها رو تصویر پدربزرگ و مادربزرگ Diane در نظر بگیریم، این تعقیب میتونه بازگشت خاطراتی باشه که او ازشون فرار میکنه. در این صورت، Woody هم میتونه بازنمایی فرد متجاوز در خانواده باشه و حضور زن مسن در کنار مرد، همراهی یا سکوت در برابر آزار رو تداعی کنه. صداهای خنده و جیغ اطراف این صحنه هم به این برداشت حالتی ترسناک میدن.
در دیالوگ تست بازیگری گفته میشه که پدر و مادر دختر در "طبقۀ بالا" هستن. میشه این عبارت رو در امتداد همین خوانش، استعارهای از مرگ والدین و زندگی دختر با پدربزرگ و مادربزرگش دونست؛ اما ندیدن والدین Diane در فیلم برای قطعی دونستن چنین گذشتهای کافی نیست. اینها تکههای یک تفسیرن که کنار هم معنا پیدا میکنن.
اگر این احتمال رو بپذیریم، تجربۀ آزار در سنین پایین میتونه به تصویر منفی Diane از خودش و رابطۀ یکطرفهش با Camilla پیوند بخوره. در نگاه Diane، Camilla بخاطر ظاهر جذاب و روابطش با کارگردانها به درجات بالای هالیوود رسیده؛ کاری که خود Diane از پسش برنمیاد. در نتیجه، رابطۀ جنسی برای او هم با ناکامی حرفهای و هم با آسیب عاطفی گره میخوره.
صحنۀ گفتوگوی قاتل با روسپی رو هم میشه در همین چارچوب دوباره دید. کبودی صورت و بازوی زن نشونۀ آسیبدیدگیه. قاتل از جیب روی لباسش سیگاری به او میده؛ همون جیبی که کلید آبی رو ازش درمیاره و به Diane میده. هر دو زن چیزی رو از یک نفر و با حرکتی مشابه دریافت میکنن. اگر کاراکترهای رویا رو وجههایی از خود Diane بدونیم، این صحنه میتونه او رو با زن آسیبدیده و احساس ناخوشایندش نسبت به سکس پیوند بده.
در صحنۀ دیگهای، همسر سابق Adam Kesher و دوستپسرش با یه غول بیابونی درگیر میشن و کتک سیری میخورن. این خشونت در دنیای خیال میتونه شکل دیگهای از میل به انتقام باشه؛ هم از خیانت و هم، در خوانش مورد بحث، از آزار جنسی.
حتی حضور عمه Ruth بعد از باز شدن جعبۀ آبی هم معنای تازهای پیدا میکنه. او وارد اتاق میشه، تخت رو نگاه میکنه و هیچ اثری از Betty و Rita نمیبینه. این تصویر میتونه بیاطلاعی یا بیتفاوتی یک فرد نزدیک به رنج Diane رو تداعی کنه؛ کسی که در خیال پناهگاهه ولی در واقعیت از نجات او ناتوان یا غایبه.
رنگ آبی مدام در مخیلۀ Diane تکرار میشه. این رنگ در مقابل رنگ قرمز که نماد خواب و خیال توی این فیلمه، میتونه نماد واقعیتی باشه که Diane مدام ازش فراریه. همچنین، بخاطر کلید آبی قاتل و حضور جعبۀ آبی در کنار اسلحه در کشوی اتاق خواب Diane، شاید آبی نمادی از مرگ باشه. وقتی Diane ماشه رو میکشه، تصویر محو میشه و کاراکترهای دنیای خیالیش رو میبینیم؛ بیخانمان، که نماد شرارت و ناموفقیته و بعد Betty و Rita رو وقتی لحظات شادی با هم داشتن رو میبینیم و در آخر هم به کلوب Silencio میریم و زنی با کلاهگیس آبی رو میبینیم که میگه Silencio (سکوت). صورتی اشاره به معصومیت و رنگ سیاه نماد قدرت و مرگه. هر دوی Diane و Rita وقتی تو لیموزین مشکی بودن لباسی سیاه بر تن داشتن. در رویای Diane، قاتل برای پیدا کردن Rita دست به دزدیدن کتابی سیاه میزنه.
میشه به فیلم به این صورت هم نگاه کرد که هر کاراکتری که تو خیالات Diane میبینیم نمادی از خودشه، کلا ما دنیای اطرافمون رو با بازتاب خودمون از آدمهای طرفمون تفسیر میکنیم. خون بر روی پیشونی Rita در ابتدای فیلم میتونه اشارهای به انتهای اون، وقتی Diane به زندگی خودش خاتمه میده باشه. پس عشق Betty به Rita در اصل عشق Diane به خودشه. Dan (با اسمی بسیار مشابه با Diane)، مردیه که در Winkie’s میبینیم، او هم وجه دیگهای از Dianeه، چرا که بیخانمانی که در رویاش میبینه و از دیدنش در دنیای بیداری وحشت داره حکم "کلید آبی" رو برای Diane داره چون دیدن اون نمایهای برای واقعیت تلخ کشته شدن Camillaه. دو مافیای هالیوودی (اسم یکیشون Ryanه که هموزن Dianeه) وجه دیگهای از Diane هستن. اونها به Kesher عکس Camillaی بلوند رو نشون میدن و میگن "دختره اینه"، در صحنهای میبینیم که قاتلی که برای کشتن Camilla استخدام میشه و موی کوتاه بلوند داره، مردی رو با موی بلند مشکی به قتل میرسونه. این تشابه ظاهری اشاره به کشته شدن Camilla توسط Diane داره. Kesher نمادی بر جدیت حرفۀ Dianeه. او با پارتی بازی مخالفه ولی شرایط به اون سمت هلش میده. Diane در دنیای واقعی عکس Camilla رو به قاتل نشون میده و میگه "دختره اینه". چون Diane احساس ناراحتی میکنه، آدمهای توی خوابش هم همه مشکلات بزرگی دارن. Adam Kesher مشکل مبالغهشدهای با همسر سابقش داره و بقیه هم مثل Dan مشکلات مندرآوردی دارن. در رویاهاش کنترل Adam بر روی فیلمهاش ازش سلب میشه، همونجوری که در واقعیت Diane کنترلی بر زندگیش نداره. قبلتر گفتم که شاهد یک سری تماس از آدم بدۀ داستان (شاه هالیوود) در مورد گم شدن Rita هستیم که به تلفن Diane ختم میشه. پس آدم بدۀ تخیلاتش هم خودشه.

این جابهجایی نقش آدمهای واقعی در دنیای خیال، ما رو به مقایسۀ دیگهای میرسونه: The Wizard of Oz (۱۹۳۹). کنار تاثیر Sunset Boulevard، میشه شباهتهای ساختاری و تصویری این فیلم رو هم در Mulholland Drive دنبال کرد. این مقایسه راه دیگهای برای فکر کردن به مرز واقعیت و خیال Diane پیش رومون میذاره.
فیلم Lynch با رقص و فضایی شاد و پرانرژی شروع میشه، ولی خیلی زود جاش رو به تصویر تاریک و شوم پایین اومدن سر Diane روی بالشت میده. در The Wizard of Oz هم ورود Dorothy به جهان خیال با از دست رفتن هوشیاریش پیوند داره. در هر دو، شخصیت اصلی روی تخت قرار میگیره و روایت به دنیایی ذهنی راه پیدا میکنه.
وقتی خونۀ Dorothy روی زمین فرود میاد، او وارد دنیای خیالی شگفتانگیزی میشه؛ درست مثل وقتی هواپیمای Betty فرود میاد و او وارد هالیوودی میشه که به قول خودش "دنیایی خیالی"ه. Dorothy بعد از خارج شدن از خونه، مسیر سنگفرش زردرنگ رو پیش میگیره و Betty هم بعد از بیرون اومدن از فرودگاه سوار تاکسی زردرنگ میشه.

هر دو شخصیت عمهای دارن که دوستشون داره و خونهش میتونه پناهگاه باشه؛ Dorothy میخواد به Kansas برگرده تا عمه Em رو ببینه و Betty به خونۀ عمه Ruth در لسآنجلس میره. البته جهت حرکتشون یکسان نیست: یکی دنبال برگشتنه و دیگری تازه وارد دنیای آرزوهاش شده.
در هر دو فیلم، آدمهایی که در دنیای واقعی با شخصیت اصلی در ارتباط بودن، با نقشهایی متفاوت در دنیای خیالی ظاهر میشن. شناختن همین چهرههای آشنا به مخاطب کمک میکنه تا رابطۀ خیال با واقعیت رو پیدا کنه.
در The Wizard of Oz، جادوگر شهر Emerald دربارۀ ویژگیهای همراهان Dorothy حرف میزنه و چیزهایی رو به رسمیت میشناسه که اونها از قبل داشتن. در Mulholland Drive هم میشه شعبدهباز کلوب Silencio رو کسی دید که ماهیت نمایش رو آشکار میکنه؛ او با گفتن اینکه همه چیز توهمه، به واقعیتی اشاره میکنه که Diane نمیخواد بپذیره.
ماجراجویی Dorothy اهمیت ذکاوت، شجاعت و محبت رو به ترتیب از طریق مترسک، شیر و مرد حلبی مطرح میکنه. در رویای Diane هم میشه کاراکترهایی رو پیدا کرد که وجوه متفاوتی از زندگی یا ذهنش رو نمایندگی میکنن. Cowboy رو میشه نمادی از ذکاوت دونست. او در جایی میگه "یه لحظه به این فکر کن. میتونی این کار (فکر کردن) رو بکنی یا واسه فکر کردن خیلی تیز و زبلی؟" در این مقایسه، Cowboy روی تاریک ذکاوته؛ اینکه بدونی چیکار باید کرد ولی از این آگاهی در جهتی بد استفاده کنی.
آقای Roque، یا همون "شاه هالیوود"، میتونه همتای مرد حلبی باشه؛ کسی که در این خوانش قلب نداره و فاقد احساسات عاطفیه. برادران Castigliane هم میتونن یادآور شیر بزدل باشن که با ایجاد رعب و وحشت و تهدید کارشون رو جلو میبرن. این تطبیقها قرار نیست معادلسازی قطعی باشن، بلکه راهی برای دیدن شکل تیرهتر همون ویژگیها در دنیای Diane هستن.
اسم رستوران Winkie’s هم یادآور Winkies در جهان The Wizard of Ozه؛ مردمی که زیر سلطۀ جادوگر بدجنس غرب زندگی میکنن و در فیلم به شکل نگهبانان قصر دیده میشن. در این مقایسه، بیخانمان پشت رستوران Winkie’s میتونه جایگاه جادوگر ترسناک رو پیدا کنه؛ حضوری که پشت ظاهر معمولی جهان پنهان شده.
در ابتدای The Wizard of Oz، Dorothy ترانهای دربارۀ رویاهاش برای فرار از Kansas و رفتن به جایی بهتر و جادویی میخونه. اما "دنیای پشت رنگینکمون" که دنبالش بوده، خطرهایی هم داره و در پایان میخواد به خونه برگرده. در Mulholland Drive هم رسیدن به دنیای آرزوها لزوما به معنی رهایی نیست. تفاوت تلخ اینجاست که برای Diane، بیدار شدن از رویا راهی به آرامش باز نمیکنه.
در فیلم Mulholland Drive، آقای Lynch بهمون نشون میده که درست مثل رویای Diane، هالیوودی که متصوریم رویایی بیش نیست. او در مصاحبهای میگه که "هر کسی تو لسآنجلس، رزومۀ هنری بهمراه یه عکس پرترۀ بزرگ داره (درست مثل چیزی که Diane در مورد عکس Camilla به قاتل میگه) که نشوندهندۀ شهوت مردم، نه برای معروفیت بلکه برای ابراز خودشونه". رویاپردازی Diane در خلق مجدد خودش و Camilla اشارهای به تغییرات آدمها در هالیوود و گیر کردنشون بین واقعیت و رویا داره.





کامنتها ۹۴
برای مشارکت وارد شو.
من به نظرم یک مقدار توی تطابق نمادها تجدیدنظر کن ... اصلا خود بحث نماد توی سینما خصوصا سینمای لینچ یک مقدار جایگاه درستی نداشته باشه ... مثلن اون بخش مصرف مخدر توسط دایان رو نمیتونم بپذیرم... نکته ی جالبی هم که بهش اشاره کردی به نوعی ، صحنه ی مواجه شدن اون دو تا غریبه توی رستوران و صحبت درمورد خواب، درواقع این صحنه خلاصه ای از کل ماجرای فیلمه که گنجوندن این مدل سکانس ها که خلاصه ای از خود فیلم باشه توی فیلم اصلی به عنوان بخشی از قصه فیلم، از شیوه های فیلمسازی لینچه که توی فیلمهای دیگه ش هم می بینم این رو...🌹
@mohammad.mahmoodi7.1 همونطور که توی توضیحات پست عرض کردم، این فقط تفسیر من بود و همونطور که جناب لینچ گفتن هر کسی میتونه تفسیر خودش رو داشته باشه و الزاما غلط هم نیست
نمیدونم چرا وقتی این فیلمو دیدم اصلا حال نکردم در کل نفهمیدم چی میخواد بگه و برای من افتضاح بود
@hadiazami آقا الزاما هر چیزی که نمیتونیم درک کنم افتضاح نیست
اون جن پشت دیوار چی بود?
@mindthepotato 😂لعنتی فهمیدی?
@mindthepotato ده صفحه طولانی نوشته اگه خوندیش تو بگو. ثابت کن ک خوندیش
@mindthepotato بخدا کار دارم. بگو.
@mindthepotato دیدمش زحمت نکش. ولی تو نخوندیش😂
دیدن بقیۀ کامنتها (۸۵)بستن بقیۀ کامنتها
ممنون بابت این توضیحات☺✌
@the.untitledsamepage قربان شما 🙏🙏🙏
@cheshme3om من دیشب فیلمو دیدم و کلی گیج بودم ولی چون میدونستم شما یه توضیحاتی تو پیجتون گذاشته بودین مستقیم اومدم اینجا و جوابم گرفتم😅
@the.untitledsamepage من مخلص شمام... ممنونم از اعتماد و حمایتتون🤘
چه خوب شد که این نقد وجود داشت، من که هیچی از فیلم نفهمیدم👍👍👍 تشکر فراوان
@raheleh.memarzadeh ممنونم.... اگه فرصت کردید، هایلایتهای مربوط بهش رو هم ببینید 🙏🏻🙏🏻🙏🏻
@cheshme3om دیشب همه رو کامل دیدم.
@raheleh.memarzadeh 👌🏻🙏🏻👌🏻
🙏🏼🙏🏼🙏🏼🎩🎩
@jaweed.dst ❤️❤️❤️
مثل همیشه عالی👌👌👌
@fateme.khoshkho ممنونم از لطفتون🌹🌹🌹
خیلی خوب بود فهمیدن بعضی فیلم ها یکم دشواره ولی با خوندن این مطالب ادم تازه میفهمه جریان چی بوده
@ztjam 🙏❤️🙏❤️🙏 لطف داری
🔝👌
@mesbah.bsm 🙏❤️🙏
بالاخره داستان فیلم رو فهمیدم خیلی ممنون 😁❤️
@ahmadreza.z8 قربونت آقا... ممنونم از لطفت❤️
عالی بود❤️❤️❤️
@mohammadrezaahmadzadeh محبت داری آقا ❤️🙏❤️
عالی👏👏ممنون 🙏🌹
@marziii._ym ممنونم از محبت شما 🙏🌹🙏
khoda qovvat merci az vaqti k mizari. karet doste👌👌
@amirhossein_hajihadi قربانت آقا... ممتونم از لطفت ❤️❤️❤️
👍👍🌷
@essahebi 🙏🌹🙏
ایول آقا ایول ارزش این همه صبر کردن رو داشت. یه عالمه نقد از این فیلم خوندم ولی هیچکدوم مثل این کامل و منطقی نبودن❤️
@skullxboy مخلصصصصتم... لطف داری آقا... دمتم گرم❤️
awliee😍🔥😭
@itsnobodybaby 👌👌👌
درست برعکس نیمه ی ابتدای فیلم در خیالپردازی و فانتزی سپری میشه و ما در نیمه دوم امر واقعی رو تماشامی کنیم
@dar_aastaaneh من هم فکر میکنم شما متن بنده رو درست و کامل نخوندید
👏👏👏👏👏👏🌹🌹🌹 درود . . .
@ako.art.studio 🙏❤️🙏
با "پرسونا"ی برگمان هم مشخصه های نزدیکی داره این فیلم
@ako.art.studio به اون فیلم نمیرسه اصلا .. اون فیلم فرم قوی ای داره ولی این صرفا روی ساختارش کار شده
عالی👌👌👌
@yalda_as72 🙏🙏🌹🙏🙏
مجبورم کردین دوباره بشینم دو ساعت و نیم فیلمو ببینم دوباره لذت ببرم
@sabatabarestani 😂😂😂😂🙏
به نظر من دیوید لینچ توی زندگی قبلیش زن بوده، چون فقط زنها میتونن یه چیزی بگن ولی منظورشون کاملا یه چیز دیگه باشه
@sabatabarestani 😂😂😂😂👊
فیلمی که ساختار کمی پیچیده روانکاوی داره . همین . ارزش یه بار دیدن داره .. شاید دوبار
@pilot_jonez 👌👌👌
ممنون نقد جالبی است 👍 کامیلا وقتی در حموم هست و دایانا ازش میپرسه اسمت چیه، کامیلا که اسمشو یادش نیست نگاهش به پوستر ریتا هیورث می افته و میگه اسمم ریتاست. اشاره ای به بیماری آلزایمر ریتا هیورث در سالهای پایانی زندگیش
@abtin.1354 ممنونم از لطفتون... به نکته ی جالبی اشاره کردید. مرسی❤️
👏👏👏👏
@eliwmsl 🙏🙏🙏🙏
مثل همیشه عالی بود😍👌🏾
@bahazae ممنونم واقعا از لطفتون🌹
ممنون بابت نقد و تفسیرتون.👌❤
@kiaza.h خواهش میکنم 🙏🌹🙏
الان فیلمو تموم کردم . ممنون از پست خوبتون👍👍
@hadializadeh96 قربان شما 🙏🌹
فوق العاده بودمرسی ک یکم از گیجی در اوردیمون🌹🌹
@masihmo مخخخخلصصصتم ❤️
از خوندن تفسیرتون و هایلایتا خیلی لذت بردم😍😍👏👏
@hani__md قربان شما... ممنونم از محبتتون❤️
من كه براي اولين بار حدود سال ٢٠٠٥ اين فيلم رو ديدم ،حس كردم اينقد پيچيدس كه چندين بار بايد نگاهش كنم تا بفهمم چي به چيه!
@r.1983.b برای خوندن تحلیل فیلم &پست رو ورق بزنید و هایلایت مربوط به فیلم رو لخونید
مرسی عالی بود
@ali._.gulliver مخخخخلصم 🙏🏻🙏🏻🙏🏻
خیلی عالی بود👌🏻👌🏻👌🏻🙏🏻🙏🏻
@nsshiin ممنونم ازتون 🙏🏻🙏🏻🙏🏻
کل فیلم یه طرف تفسیر شما یه طرفمن همین که فیلم تموم شد اومدم تفسیر شمارو بخونمدمتون گرم
@waheed_rahimi66 شما لطف داری آقا 🙏🏻❤️ ممنونم
👏👏👏👏
@sh.p.m98 🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻
👌🏼👌🏼👌🏼👌🏼😍
@maryam.kmrn 🙏🏻🙏🏻🙏🏻
به جرأت میتونم بگم از همه نظر کامل ترین فیلمیه که دیدم. لینچ به مهم ترین و تاریک ترین ویژگی های انسان میپردازه. حسادت، خشم، شهرت، سرکوب کردن وجدان و... . این که هالیوود و به طور کلی تمایل به دیده شدن و رسیدن به شهرت باعث میشه ادم دست به هر کاری بزنه. دقیقا مثل همین ادمایی که تو اینستاگرام هم این روزا زیاد میبینیم .حالا توی فیلم این کارها به مرگ کاراکتر ختم میشه ولی توی واقعیت شاید منجر به مرگ نشه ولی ۱۰۰٪ اون ادم رو از یک زندگی حقیقی میندازه و مثل فیلم درگیر ساختن یا پیدا کردن دنیای غیرواقعی یا سورئال خودش میکنه.❤️✌️
واقعا مغز آدم منفجر میشه از دیدنش
من فکر میکنم کلا این رو متوجه نشدین، برای دیدن فیلمهای لینچ حتما و حتما باید روانکاوی ژک لکان رو خونده باشین وگرنه چیز زیادی از فیلم متوجه نمیشین
این دو پارگی امر خیالی - امر واقعی در تمامی اوار لینچ وجود داره از این منظر جاده گمشده ژویسانس ( لذت - درد ) مردانه و جاده مالهلند ژویسانس زنانه رو تصویر میکنه
Alie in film 🤘🤘
برای تشریح این فیلم و دو فیلم قبل و بعدش یعنی بزرگراه گمشده و امپراطوری درون (هر دو از لینچ) نیازه که به آرای فروید من باب ناخودآگاه و فلاسفهی بعد از ایشون همچون لکان مراجعه بشه. علیرغم اینکه این فیلم یک هزارتوی بدون راه خروجه برای و حل شدن ساخته نشده اما میشه به طرق مختلف و نه قطعی ، تشریحش کرد.
بهترین فیلمی که دیدم.معرکست البته.گلادیاتور.فارست گامپ.دوازده مرد خشمگین.اینا تو یه سطح هستن از نظر من.البت از لحاض علاقه گفتم
👏👏👏👏👏👏👏👏👏👌👌👌🌹🌹🌹🌹💖💖💖💖💖🌻🌻🌻🌻🌸🌸🍁🍁🍁انتخاب و کپشن عالی
صفحهی شما شده مثل صفحه رفرنس برای فیلم ها. هر وقت درکمون از فیلمهای پر تفسیر کم میاد میایم اینجا هر چند که پستتون جدید هم نباشه.💜
شاهکار استاد لینچ🔥
یاد سید محمد بخیر که اولین بررسی فارسی از این فیلم رو تو همون زمان انتشار فیلم منتشر کرده بود(سید محمد نامی مستعار بود در فضای مجازی)،متنی که مدتی بعد توی ملحقات دیویدی زیر نویس فارسی مالهالتد درایو هم قرار گرفت
#cheshme3om_davidlynch
از نظرمنبهترین فیلمیه که دیدم.واقعا بار اول نمیشه فهمید چی به چیه
#cheshme3om_davidlynch #cheshme3om_mulhollanddrive
بدترین فیلمی که دیدم