
زمان مطالعه: حدود ۷ دقیقه۲ بازدید
داستان فیلم May December (٢٠٢٣) به کارگردانی آقای Todd Haynes با الهام از فیلمهای Persona (١٩۶۶) و Winter Light (١٩۶٣) به کارگردانی جناب آقای Ingmar Bergman و البته جریان رسوایی خانم Mary Kay Letourneau ساخته و پرداخته شده. پیشنهاد میکنم هر دو فیلم آقای Bergman رو اگه ندیدید حتما تماشا کنید. ولی بیاید ببینیم داستان خانم Letourneau (که از این به بعد با اسم کوچکش یعنی Mary خطابش میکنم) چی بوده. اگه اسمهای Mary و شوهرش Vili Fualaau رو توی گوگل سرچ کنید، فکر میکنید که با یه زوج عاشق معمولی طرفید. ولی وقتی فکتون میوفته که متوجه میشید اولین رابطۀ جنسی اونا زمانی بوده که Mary ٣۶ ساله بوده و Vili تنها ١٢ سال داشته! بله فیلم May December اثری برگرفته از چنین واقعۀ جنجالی و وحشتناکیه.
خب سبزیاتون رو بیارید میخوایم آش زندگی مردم رو بار بذاریم. در سال ١٩٩١، Mary که معلم مدرسۀ ابتدایی Shorewood در حومۀ Seattle آمریکا بود با Vili وارد رابطهای دوستانه میشه که خودش ازش با عنوان "احترام، بینش، اشتیاق و ادراکی که با گذشت زمان بینشون بوجود اومده" یاد میکنه. این رابطه چندین سال کش میاد و در این مدت Mary برای Vili ابزارآلات نقاشی میخریده، به موزه میبردش و استعدادش در شعر و شاعری رو تشویق میکرده. در سالهای ١٩٩۵ و ٩۶، رابطۀ زناشویی Mary با شوهرش شروع به وخامت میذاره. بله، در تمام این مدت Mary شوهر داشته. واسه بدتر شدن اوضاع یه سقط جنین هم به معادله اضافه کنید. پس برای کنار اومدن با مشکلات، زمان بیشتری رو با Vili میگذرونه و یواش یواش شروع به رویاپردازیهای جنسی راجع بهش میکنه.

چند روز قبل از تولد ١٣ سالگی Vili، دستدرازیهای جنسی Mary شروع میشه که البته با هیچ مقاومتی از سمت پسرک مواجه نمیشه. حس Mary هر روز بیشتر و بیشتر میشه و زمان بیشتری رو به Vili اختصاص میده تا بالاخره در پاییز سال ٩۶ ازش حامله میشه و در ماه مارچ سال بعد به جرم آزار جنسی بچۀ زیر سن قانونی توسط پلیس دستگیر میشه. Mary محکوم به زندان میشه و به محض آزادی با Vili ازدواج میکنه. نتیجۀ ازدواجشون دو تا دختر میشه.

توی فیلم با داستان مشابهی طرفیم؛ Gracieی ٣۶ ساله (با بازی خانم Julianne Moore) با Joeی ١٣ ساله که دانشآموز کلاسش بوده وارد رابطه میشه، به زندان میفته، آزاد میشه، با Joe ازدواج میکنه و سالیان سال رو در عشق واقعی با شوهر جَوونش سپری میکنه. اونا که طبل داستان رسواییشون تو تموم مجلات زرد دنیای غرب کوبیده شده، حالا از طرف جامعهشون طرد شدن تا جایی که ملت جعبههای پر از مدفوع رو روی ایوون خونهشون میذارن. Gracie پیشنهاد یه بازیگر معروف به اسم Elizabeth (با بازی خانم Natalie Portman) برای ساخت فیلمی از زندگی خصوصیش (نمیدونم میشه اسمش رو خصوصی گذاشت یا نه) رو به امید ایجاد درک بهتر مردم از رابطهش با Joe قبول میکنه. یواش یواش متوجه مشکلات روانی Gracie و تاثیرش روی زندگی مشترکش میشیم.


چیزی که بیشتر از همه نظر مخاطب رو به خودش جلب میکنه اختلال دوقطبی شدید Gracie و تاثیرات بلندمدت سوءاستفادههای جنسی روی Joeه. بیاید با Joe شروع کنیم؛ اون قربانی دستدرازیهای جنسی در سنین پایینه و درست مثل Vili از عواقب بلند مدتش رنج میبره. در روانشناسی و مسائل حقوقی به چنین وضعیتی sexual grooming میگن. Sexual grooming یعنی یه فرد بالغ وارد روابط احساسی با یه کودک بشه و ازش سوءاستفادۀ جنسی کنه. در چنین شرایطی، قربانی در طول زمان احساسات پیچیدهای نسبت به فرد بزرگسال پیدا میکنه. احساساتی چون تعهد، ستایش و عشق تا اضطراب و پریشونی. این پریشونی و گیجی ذهنی میتونه تا مدتها با فرد بمونه و حتی سلامت روانیش رو با مشکلاتی چون استرس، افسردگی، سرافکندگی، عذاب وجدان و استرسهای پس از سانحه به خطر بندازه. همۀ اینها میتونن تو روابط احساسی بعدی فرد تاثیر منفی بذارن. مثلا ممکنه نتونه به هر کسی اعتماد کنه یا اصلا پروسۀ رشد ذهنیش به عنوان یک فرد بالغ مستقل به تعویق بیفته. این دقیقا چیزیه که در Joe به چشم میخوره. انگار اصلا بزرگ نشده. عین بچههای ١٣ سالۀ سادهلوح برخورد میکنه، هیچ نشونۀ پدر بودن در رفتارش با بچههاش به چشم نمیخوره و روابطش با Gracie مثل رابطۀ پسربچهها با مامانشون میمونه.


برای درک وضعیت روانی Gracie باید دوباره به پروندۀ Mary برگردیم. وکیل Mary و خیلی روانشناسها بر این باورن که اون زنی مریضه و مجرم نیست. روانشناسها خیلی واضح میگفتن که بابا ایشون اختلال دوقطبی داره؛ مشکل روانیای که باعث تغییرات شدید و آنی در روحیه، حس و حال، سطح انرژی و تمرکز فرد میشه و منشا برخوردهای بدون فکرشه. دادستان پروندۀ Mary به دادگاه گفت که اون درمانش رو در زندان متوقف کرده بوده چون فکر می کرده که نیازی بهش نداره و اصلا کار اشتباهی ازش سر نزده بوده. از علائم اختلال دوقطبی میشه به حس سلامت و اعتماد به نفس کاذب قبل از حس سرخوردگی و ناراحتی شدید برای چیزهای پیش و پا افتاده اشاره کرد. این اختلال میتونه باعث تصمیمگیریهای اشتباه مخصوصا در مورد شرکت در روابط جنسی پرخطر بشه. همچنین روی قدرت قضاوت فرد در برخورد با دیگران و انتخاب کلماتش هم تاثیر میذاره. این بخوبی از نحوۀ صحبت کردن Gracie وقتی با دخترش راجع به مدل لباسی که انتخاب کرده و بازوهای تپلش حرف میزنه پیداست.

تمام اینا رو گفتم تا بگم که ترکیب اختلال دوقطبی Gracie و اثرات بلندمدت سوءاستفادههای جنسی در Joe باعث شده تا کنار همدیگه جفت و جور بشن. Gracie به خودش قبولونده که عاشقه و این باعث شده تا Joe هم توهم این رو داشته باشه که عاشق Gracieه.
بگذریم. عنوان فیلم در ادبیات انگلیسی به معنی رابطهای عاشقانه یک فرد جَوون (ماه بهاری May) با فردی به مراتب پیرتر از خودشه (ماه زمستونی December). در طول فیلم بارها تصاویری از پروانهها و مارها رو میبینیم. همونطور که در اپیزود مربوط به فیلم Pulp Fiction تو پادکست چشم_سوم بهش اشاره کردم، پروانه نماد دگردیسیه؛ همون تغییر و تحولاتی که در پروسۀ بلوغ تجربه میکنیم. تحولاتی که ممکنه در اثر سوانح تراماتیک از نظم خارج بشه. درست مثل اتفاقی که برای Joe افتاد و زندگیش رو تحت تاثیر گذاشت. در طول فیلم متوجه میشیم که یکی از سرگرمیهای Joe رصد پروسۀ تبدیل تخم به کرم و بعد تبدیل شفیره به پروانهس که به نظرم نمادیه برای تلاش Joe برای پیدا کردن راه دگردیسی و پیشرفت خودش در تبدیل شدن به فردی مستقل.

مار در فیلم نمادیه بر شکارچی. مارها معمولا به دور از چشمها و در خفا هستن تا اینکه یهو چشمهات رو باز میکنی میبینی کار از کار گذشته و زهرشون رو ریختن یا دارن خیلی آروم و با شکیبایی کامل سانت به سانت میفرستنت توی معدهشون. این میتونه اشارهای به بچهبازان مؤنث مثل Gracie باشه.

در نگاه اول به مخیلۀ هیچکسی نمیرسه که Gracie و Mary قادر به ارتکاب همچین جنایاتی باشن. خب حالا یه چیزی بگم حال کنید؛ بیشترین قربانیان مارها، پروانهها هستن! خب حالا که داریم راجع به نمادها و قدرت تغییر در پروانهها و مارها صحبت میکنیم، چه چیزی یا بهتره بگم چه کسی میتونه بین پروانه و مار قرار بگیره؟ یه بازیگر! کسی که تبهرش و منبع درآمدش در تغییر شکل و گول زدن بقیهس! Elizabethی که منِ مخاطب در درک هدفش از این پروژه به مشکل خوردم؛ آیا نیتش از ساخت این فیلم رونق دادن بازار صنعت سرگرمی با استفاده از زندگی تراژیک Gracie و Joeه؟ یا واقعا میخواد نظر ملت راجع به این زوج رو تغییر بده؟ هدفش هر چیزی که هست، پافشاری بیش از حدش در کشف تمام رموز برای واقعیتر درومدن فیلم من رو یاد تلاش بیامان Gracie و Joe برای تظاهر به خوشحال بودنشون با وجود عذاب درونیشون میندازه. Elizabeth انقدر درگیر ماجرا میشه و خودش رو به نقش Gracie نزدیک میکنه که حتی مخ Joe رو هم میزنه و باهاش میخوابه (نابالغی Joe چقدر توی این صحنه مشخصه)!

در صحنۀ پایانی فیلم هم وقتی جلوی دوربین سکانس معاشقهش با پسری خردسال رو بازی میکنه، چندین بار از کارگردان میخواد تا صحنه رو تکرار کنه و دوباره و دوباره با نوازش پسر بازیگر بهش بگه که مار توی دستش خطرناک نیست و میتونه لمسش کنه! نکتۀ جالب دیگه راجع به Elizabeth همزمانی ورودش به خونۀ Gracie و Joe با بستۀ پستی محتوی مدفوعه. نیازی به توضیح بیشتر نیست.




کامنتها ۰
برای مشارکت وارد شو.
هنوز کامنتی نیست. اولین نفر باش.