رفتن به محتوای اصلی

زمان مطالعه: حدود ۴ دقیقه۰ بازدید

فیلم Maestro (٢٠٢٣) بعد از A Star is Born (٢٠١٨) دومین فیلم بلند به کارگردانی آقای Bradley Cooperه (بازیگر فیلم‌هایی چون The Hangover و Limitless و American Sniper) که اتفاقا هر دو روایتگر داستانی حول محور موسیقی هستن. آقای Cooper، که اجرای نقش اول این فیلم رو هم برعهده داره، کارنامۀ هنری جالبی داره؛ ایشون چهار بار نامزد دریافت جایزۀ بهترین بازیگر و چهار بار دیگه نامزد دریافت بهترین تهیه‌کننده در آکادمی اسکار شدن. اولین فیلمی که کارگردانی کردن نامرد ٨ جایزۀ آکادمی شد که نهایتا موفق به دریافت جایزۀ بهترین موسیقی فیلم شد. Maestro که توسط Netflix تهیه و پخش شده، فیلمی بایوگرافیک از زندگی پیچیدۀ رهبر ارکستر، آهنگساز، پیانیست، مدرس موسیقی و مالف افسانه‌ای آمریکا، آقای Leonard Bernsteinه. گویا ایشون اولین رهبر ارکستر آمریکایی بوده که مورد تحسین بین‌المللی قرار گرفته. فیلم بیشتر از اون که به دستاوردهای هنری ایشون بپردازه، روی وجه شخصیتی و زندگی خصوصیشون متمرکز شده. یه چیزی تو مایه‌های The Theory of Everything یا The Imitation Game (هر دو محصول سال ٢٠١۴). قبل از اینکه به داستان فیلم بپردازم، باید بگم که در نگاه اول، عاشق سینماتوگرافی عالی آقای Matthew Libatique شدم که هر دوره که توسط فیلم روایت می‌شه رو با سبک و سیاق اون بخش از تاریخ سینما فیلمبرداری کرده و تا حدی حسی مستندوار به این فیلم داده. این حس، علاوه بر تبدیل شدن تصاویر سیاه و سفید اول فیلم به صحنه‌هایی رنگی با فیلتری که رنگ‌های تیره رو اشباع‌تر نشون میده و یادآور فیلم‌های دهۀ ۶٠ و ٧٠ میلادیه، توسط طراحی لباس عالیش به بیننده القا می‌شه. موسیقی فیلم به شکل هوشمندانه‌ای از بین قطعاتی که آقای Bernstein نوشته انتخاب شده. گذشته از این‌ها و کارگردانی عالی آقای Copper، گریم باورپذیر ایشون و بازی فوق‌العاده‌ش که یادآور سبک اجرای آقایون Daniel Day-Lewis و Christian Bale، مخاطب رو مجذوب خودش می‌کنه. آقای Cooper برای فرو رفتن و بهتر بگم، حل شدن بیشتر توی نقشش، علاوه بر لهجه‌ش، صداش رو هم تغییر داده و تو دماغی کرده تا بیشتر از خود واقعیش دور و به Bernstein نزدیک بشه. نقش مقابل آقای Cooper یعنی Felicia Montealegre، همسر Bernstein، رو خانم Carey Mulliganی بازی می‌کنه که با اینکه بازیگر دلخواه من نیست، توی این فیلم خوش درخشیده. نقش‌های فرعی فیلم هم چیزی کم از آقای Cooper و خانم Mulligan ندارن. مثلا خانم Maya Hawk (دختر Ethan Hawk و Uma Thurman) در نقش دختر Bernstein واقعا از عهدۀ نقشش برومده.

(اسپویلر ←) همون ابتدای فیلم متوجه گرایش جنسی متفاوت آقای Bernstein می‌شیم. Bernsteinی که خیلی سریع عاشق Felicia، هنرپیشۀ تلویزیون، می‌شه، باهاش ازدواج می‌کنه و ازش صاحب سه فرزند می‌شه. جالبی ماجرا یا شاید بهتر باشه بگم بدی ماجرا اینجاست که Felicia از گرایش Bernstein به مردها و روابط نه چندان پنهانیش آگاهه، زجر می‌کشه ولی تحمل می‌کنه. بعد از مدتی از اینکه زندگیش رو نه با یک مرد بلکه میراث و گنجینه‌ای ملی میگذرونه خسته می‌شه و ترکیب عشق، حسادت، همدلی، خشم و حیرتش از استعداد شوهرش به شکل عالی از صحنه‌ای به صحنۀ دیگه و از لحظه‌ای به لحظۀ دیگه خیلی خوب به چشم میاد. ولی چه کاری از دستش برمیاد؟ شوهرش روشنایی و نشاط زندگیشه! روشنی که در طول فیلم، مخاطب رو روی لبۀ صندلی میخکوب می‌کنه که مبادا خاموش بشه. خواسته‌های Bernstein، مردی که در ظاهر شاد و خوشحال و خوش‌گذرونه ولی درونش رو تنهایی و افسردگی گرفته، به توقع‌های دیگران، علی‌الخصوص خونواده‌ش می‌چربه و زندگی رو سالن ارکستر و خودش رو در مرکز در حال هدایتش می‌بینه. تا اینکه کار از کار می‌گذره. Felicia به سرطان ریه مبتلا می‌شه و در سکانسی که قلب هر مخاطبی رو جر می‌ده در ۵۶ سالگی از دنیا می‌ره. به هر حال فیلم پیام "پشت هر مرد موفق، زنیه که باید در نظر گرفته بشه" رو به خوبی در مخاطب القا می‌کنه.

لئونارد برنستاین و فلیشیا مونته‌آلگره بر پلکان، در قابی سیاه‌وسفید از زندگی مشترکشان.
لئونارد برنستاین و فلیشیا مونته‌آلگره بر پلکان، در قابی سیاه‌وسفید از زندگی مشترکشان.

به نظرم نقطۀ اوج فیلم و یکی از صحنه‌های فراموش نشدنیش، در انتهای اون، وقتی که Bernstein رو در حال هدایت ارکستری مشاهده می‌کنیمه. اینجاست که به نبوغ بازیگری آقای Cooper پی می‌بریم. خدا می‌دونه این صحنه چقدر تمرین و تکرار شده ولی آقای Cooper به خوبی از پس خلق صحنه‌ای باورپذیر و پرشکوه براومده.

کامنت‌ها ۰

برای مشارکت وارد شو.

هنوز کامنتی نیست. اولین نفر باش.

نقدهای دیگر