
زمان مطالعه: حدود ۳ دقیقه۰ بازدید
فیلم Licorice Pizza (٢٠٢١) به کارگردانی آقای Paul Thomas Anderson یه جورایی ادای احترام کارگردان به شهر زادگاهش یعنی لسآنجلسه. داستان فیلم که تا حدی از زندگی Gary Goetzman، تهیهکنندۀ سینما و تلویزیون، الهام گرفته به داستان عاشقونۀ پسری ١۵ ساله با بازی آقای Cooper Hoffman (پسر Philip Seymour Hoffman فقید) و دختری ٢۵ سالهبا بازی خانم Alana Haim (خواننده و آهنگساز گروه پاپراک Haim) در San Fernando Valley لسآنجلس در سال ١٩٧٣ میپردازه. این دو کاراکتر توسط کلی ستاره مثل آقایون Bradley Cooper (در نقش Jon Peters، گریمور و تهیهکنندۀ هالیوود)، Sean Pann (در نقش بازیگری پا به سن گذاشته به نام Jack Holden که به نظر میاد اشارهای به آقای William Holden، بازیگر معروف فیلمهایی چون Sunset Blvd. و Network باشه)، Tom Waits (در نقش Rex Blau) و Benny Safdie (کارگردان فیلمهای Good Time و Uncut Gems، در نقش Joel Wachs) همراهی میشن. فیلم Licorice Pizza انگار یه جورایی بچۀ خلف فیلمهای Boogie Nights (١٩٩٧) و Punch-Drunk Love (٢٠٠٢) به کارگردانی Paul Thomas Andersonه و تا حدودی من رو یاد فیلمهای جناب آقای Richard Linklater مثل Everybody Wants Some (٢٠١۶)، Boyhood (٢٠١۴) یا Dazed and Confused (١٩٩٣) انداخت. علاوه بر این Licorice Pizza پُره از رفرنس به فیلمهایی از قبیل American Graffiti (١٩٧٣)، Amarcord (١٩٧٣)، Breezy (١٩٧٣)، Taxi Driver (١٩٧۶)، Melvin and Howard (١٩٨٠) و Rushmore (١٩٩٨).

گذشته از کارگردانی، سینماتوگرافی، موسیقی متن (آقای Jonny Greenwood از گروه Radiohead)، گریم، طراحی لباس (آقای Mark Bridges، برندۀ اسکار بهترین طراحی لباس برای فیلم Phantom Thread (٢٠١٧) و Artist (٢٠١١)) و صحنه، نورپردازی، فیلترهای تصویری و دیالوگهای فوقالعادهش از نکات مثبت فیلم که اون رو خیلی باورپذیر کرده، میشه به بازی طبیعی دو کاراکتر اصلی اون اشاره کرد. بیننده میتونه با هر کدومشون همذاتپنداری کنه.


به نظر من آقای Anderson با این فیلم و قرار دادن دو کاراکتر اصلیش در داستانهای جور واجور و تقریبا بیربط به هم میخواسته به اهمیت دو مقوله بپردازه؛ ١) ارزش روابط عاطفی و ٢) جوری که افراد به مسیر و هدف زندگیشون نگاه میکنن. فیلم نگاهی حالگرا به زندگی داره؛ داستانش در زمان گذشته و در دهۀ ٧٠ میلادی اتفاق میفته. زمانی که شاید انقلابیترین، روی بورسترین و جذابترین کالای بازارش، تشکهای آبی بوده و نقش اصلی فیلم آقای Anderson همۀ تلاشش رو وقف در دست گرفتن بازارش میکنه. اما مخاطب قرن ٢١ی میدونه که علیرغم خاص بودن این کالا در زمان خودش، محبوبیت تشکهای آبی خیلی زودگذر بوده و الان بازار داغی براش وجود نداره. با این حال در دست داشتن چنین بازاری در اواسط دهۀ ٧٠ میلادی چیزی بوده که شور و شوق رو به زندگی کاراکتر نقش اول فیلم و لبخند رو به روی لبش میاورده و این خیلی مهمه.





کامنتها ۰
برای مشارکت وارد شو.
هنوز کامنتی نیست. اولین نفر باش.