رفتن به محتوای اصلی
Kandoo
Kandoo

کندو؛ هفت‌خوانِ ابی در زخم‌های شهر

صفحهٔ فیلم و هشدارهای محتوایی ←
محصول:ایران

زمان مطالعه: حدود ۳ دقیقه۱ بازدید

فیلم "کندو" (۱۳۵۴) به کارگردانی آقای فریدون گُله نمونۀ خوبی از ابراز وجود سینمای موج نوی ایران در دهۀ ۵۰ شمسی در برابر همهمۀ سینمای سخیف فیلمفارسی هم‌عصر خودشه. کندو یه درام اجتماعیه که مشکلات جامعۀ ایرانی رو بخوبی به تصویر می‌کشه. (اسپویلر ←) داستان فیلم به ماجرای آزادی ابی (با بازی آقای بهروز وثوقی) از زندان و ورودش به جامعه‌ای می‌پردازه که نه پذیرای آدم‌هایی مثل اونه و نه شرایط رو برای وفق پیدا کردن و بازگشت به زندگی‌ای عادی مهیا می‌کنه.

ابی آسمون جُلیه که حتی دوست‌هاش معتقدن توی زندون می‌تونه شرایط بهتری نسبت به ولگردی و بی‌خانمانی تو جامعه داشته باشه. با جیب خالی و بدون آشنایی که بتونه دستش رو جایی بندِ کاری کنه و سقفی بالا سرش بیاره، وارد همون جامعه‌ای می‌شه که یک روز به سمت زندان هولش داد. جامعه‌ای که داخلش برای ارضای نیازهای عاطفی و جنسیش، رفع گشنگیش و تامین سقفی بالای سرش باید به ترتیب دست به دامن بنگاه‌های عشق‌های کرایه‌ای، اغذیه‌فروشی‌های نسیه‌ای و قهوه‌خونه‌ها بشه. رفقاش هم که بدتر از خودش! يا درگیر قمار و عیاشین يا گرفتار اعتیاد و فقر شدن.

وقتی می‌بینه عبداللّه که یه زمانی تو کُشتی پشتش رو به زمین زده و آدم مستعد و ورزشکاری بوده، حالا درگیر اعتیاد شده و نهایتا تو قهوه‌خونه (که با عکس شاه به دیوارش و صاحب مخبرش نمادی از جامعه‌س) با خفت و زاری می‌میره، به این فکر میفته که دیگه نباید از کسی بخوره، باید نسیه‌خوری و آسمون جل بودن رو بذاره کنار و زندگیش رو متحول کنه. این می‌شه که به حکم عجیب و غریب آقا حسینی (با بازی آقای داوود رشیدی) به گرفتن سرویس مجانی تو کافه‌ها از پایین شهر تا تجریش نه نمی‌گه و راهی می‌شه.

آقا حسینی، ابی و یکی از رفقای قهوه‌خانه در فیلم کندو
آقا حسینی، ابی و یکی از رفقای قهوه‌خانه؛ شرطِ هفت کافه از دل همین جمع شکل می‌گیرد.

این می‌شه که رستم‌وار وارد این هفت‌خوان می‌شه، هفت کافه/رستوران/هتل رو نشون می‌کنه و یکی یکی خیابون‌ها رو به سمت تجریش تلوتلو می‌خوره. از نظر ابی هر کدوم از این کافه‌ها نماد مشکلاتیه که اون رو به اینجا رسونده؛ پس وقت انتقام‌گیری و عقده گشاییه. البته که این انزجار یه جادۀ دوطرفه‌س؛ همونطور که ابی جامعه و افرادش رو مشکلات سر راهش و عامل بدبختیاش می‌بینه، جامعه هم ابی رو موجودی اضافی و به قولی سر خر می‌بینه که هر چی فاصله طبقاتی بیشتری باهاش داشته باشه، زائد بودنش رو بیشتر حس و کمتر تحمل می‌کنه. نهایتا هم با راپورت صاحب قهوه‌خونه، دوباره از اجتماع طرد و به زندان فرستاده می‌شه تا برای دومین بار ضربه فنی بشه‌.

علاوه بر تمایز داستانی کندو با اکثر فیلم‌های هم‌عصر خودش، کارگردانی آقای گله، موسیقی آقای واروژان و مخصوصا بازی باورپذیر آقای وثوقی از نقاط قوت فیلمه. از نکات منفیش می‌تونم به سینماتوگرافی معمولیش و مکث بیش از حدش روی نیاز جنسی ابی که این حس رو بهم داد که شاید برای جذب بينندۀ سطحی و آماتور بوده اشاره کنم.

کامنت‌ها ۰

برای مشارکت وارد شو.

هنوز کامنتی نیست. اولین نفر باش.

نقدهای دیگر