
Crimes of the Future، بدن بهمثابه صحنۀ نمایش
صفحهٔ فیلم و هشدارهای محتوایی ←زمان مطالعه: حدود ۷ دقیقه۱ بازدید
یکی دو ماه پیش فیلم Crimes of the Future (٢٠٢٢) به کارگردانی آقای David Cronenberg رو تماشا کردم. برخلاف چیزی که فکر میکردم داستان فیلم به جز یکی دو اشارۀ کوچیک، ربط چندانی به دومین فیلم بلند آقای Cronenberg که تحت همین عنوان در سال ١٩٧٠ منتشر شد نداره. گویا آقای Cronenberg فیلمنامۀ این فیلم رو حدود ٢٠ سال نوشته و Crimes of the Future یه جورایی بازگشت ایشون بعد از ٢٣ سال به سینمای body horror به حساب میاد. به هر حال، داستان فیلم در آیندهای دور و بعد از سقوط اخلاقی و تکنولوژیک اتفاق میفته؛ زمانی که ژن انسان به خاطر محیط آلوده به صنایع شیمیایی اطرافش دچار جهشهای عجیب و غریب شده، احساس درد به خاطرهای فراموش شده تبدیل شده، دیگه خبری از عفونتهای میکروبی نیست و به جای رویش درخت و گیاه روی زمین، اعضای داخلی و ظاهری جدیدی شروع به رشد و تولید شدن توی بدن بعضی افراد کرده. اکثر این اعضای جدید فاقد کاربرد خاص و بلااستفادهن و شاید این تنها نقطۀ مشترک این فیلم با فیلم سال ١٩٧٠ آقای Cronenberg باشه که در اون شاهد فردی هستیم که بدنش مدام در حال ساخت و رشد جوارح بیکاربرد جدیده.
برگردیم به فیلم. شخصیت Saul Tenser، با بازی آقای Viggo Mortensen، یکی از همین افراده که با همکاری تتوآرتیسنی به اسم Caprice، با بازی خانم Léa Sydoux، دست به تبدیل جوارح جدیدش به آثاری هنری زده. کاراکتر Caprice احتمالا بر اساس خانم Gina Payne، پرفورمنس آرتیست دهۀ ٧٠ میلادی، ساخته و پرداخته شده. کاراکتر Saul هم من رو یاد آقای Cronenberg میندازه؛ هنرمندی مشهور که از جون خودش برای هنرش مایه گذاشته و همیشه آثارش از سمت بخشی از جامعه تشویق و تحسین و از طرف بخش دیگه مورد تقبیح قرار گرفته. در جایی از فیلم هم Caprice رو میبینیم که با استفاده از دستگاهی شلنگ مانند و ناراحت داخل بدن Saul رو نگاه میکنه تا ببینه جوارح جدید در چه حالن. این میتونه اشارهای به پروسۀ تولید آثار آقای Cronenberg و یا حتی سرک کشیدن افراد در زندگی خصوصی ایشون (یا هر آرتیست دیگهای) باشه. به هر حال Soul و Caprice به فعالیتهای هنری و نمایشیشون ادامه میدن و این وسط بعضی افراد و دولت سعی در جلوگیری از پیشرفت چنین فعالیتهایی دارن و چنین جهشهای ژنتیکی رو خلاف سیر طبیعی تکامل بشری میدونن. یه عده هم دنبال هول دادن این فرایند به مرحلۀ بعدی تکامل انسانن و در تلاشن تا با ایجاد تغییراتی در سیستم گوارش انسان، اون رو به موجودی پلاستیکخور تبدیل کنن. اینجوری به قول خودشون با تکنولوژی همگام میشن و میتونن با تجزیۀ پلاستیک به طبیعت خدمت کنن.
اینجاست که دو مامور با بازی آقای Don McKeller و خانم Kristen Stewart از سازمان ثبت جوارح ملی برای بررسی افراد با سندروم تکامل پیشرفته وارد میدون میشن و Saul رو تحت نظر میگیرن. اونا بر این عقیده هستن که تتو کردن جوارح جدید علاوه بر جنبۀ هنریش، به طبقهبندی اونها کمک میکنه و یه جورایی کدگذاریشون میکنه. این دو مامور نمایندگان دولتی هستن که آثار هنری Saul و Caprice رو قبیح، غیراخلاقی و مشمئزکننده میشمره ولی درست مثل مسئولین حکومتی و مذهبی در دنیای واقعی که خودشون بیشتر از بقیه درگیر فساد مالی و اخلاقی میشن، مجذوب و مسحور اجراهای هنری Saul و Caprice میشن و حتی از Caprice میخوان تا بدن اونها رو هم بشکافه یا به Saul پیشنهادات جنسی میدن. بعدتر حتی مشخص میشه مسئول برگزاری اجراهای هنری که توش برای القای لذت جنسی دل و رودۀ ملت رو میکشن بیرون خودشونن (جریان پخش ماهواره، بطریهای مشروب و VPN و بعد توقیفشون از ملت تو کشور خودمونه).

همونطور که گفته شد، فیلم به ماشینی شدن و خالی شدن بشر از احساسات در آینده میپردازه. زمانی که حتی حس کردن درد تبدیل به آرزو شده و پاره پاره کردن جسم افراد یا همون جراحی برای حس کردن کمی درد، سکس جدید به حساب میاد. مردم برای رسیدن به لذت جنسی، یا بدن همدیگه رو شرحه شرحه میکنن و یا یه گوشه خشکشون میزنه و به اجرای چنین اعمالی خیره میشن. علاوه بر این، Crimes of the Future به دنبال تعریفی جامع از "انسان" یا حتی "هنرمند"ه؛ اینکه چه خصوصیاتی باید داشته باشیم تا "انسان" به حساب بیایم؟ یا اینکه وظیفۀ اصلی "هنرمند" چیه؟ آیا جهشهای ناخواسته و یا حتی خواستۀ بشری، اون رو به سمت تطابق بیشتر و تعامل بهتر با محیط اطرافش و نهایتا بقای نسلش سوق میده یا نه، اون رو به موجودی عجیب که برای رسیدن به لذت به خودش آسیب میرسونه و پلاستیک میخوره تبدیل میکنه؟
داستان فیلم نه تنها در زمان آینده بلکه در دنیایی عجیب و غریب اتفاق میفته که برای من قابل درک نیست. هر کسی که تحصیلات دبیرستانی داشته باشه میدونه که در اواخر قرن ١٨م میلادی، آقای Jean-Baptiste Lamarck فرانسوی یه سری نظرات جالب راجع به چگونگی وقوع تکامل مطرح کرد که خب برای زمان خودش انقلابی به حساب میومد. ایشون اعتقاد داشت که این شرایط محیطی هستن که موجودات رو "مجبور" به تغییر میکنن. مثلا دلیل درازی گردن زرافه تلاشهای ممتدش برای رسیدن دهنش به برگ درختها بوده. پس یه صفت "اکتسابی" (خاصیتی که موجود باهاش به دنیا نیومده و در طول عمرش بدست آوردش) میتونه از نسلی به نسل دیگه "به ارث برسه". دو سال بعد از مرگ Lamarck، آقای Charles Darwin بریتانیایی دست به سفری دریایی زد که علم زیستشناسی رو متحول کرد. ایشون بعدتر در اواسط قرن ١٩م، با نظریۀ انتخاب طبیعی، کاسه کوزۀ آقای Lamarck رو بهم ریخت و اعلام کرد که صفات غالبی که در هر جاندار میبینیم، نتیجۀ حذف شدن جانداران فاقد اون صفت در طول زمانه؛ گردن دراز زرافه بخاطر تلاش پدر و مادرش برای خوردن برگ روی درختان نیست، بلکه نتیجۀ از بین رفتن زرافههای گردن کوتاهه که نتونستن به غذای کافی دسترسی داشته باشن. پس جهشهای ژنتیکی که باعث وفق پیدا کردن بیشتر جاندار با محیط اطرافشه باعث تداوم حیات نسل بعدیش میشه. پس بچه موشی که از والدین و مادربزرگ پدربزرگهای دُم بریده به دنیا بیاد، امکان نداره بیدُم باشه. خب با توجه به این مطلبی که گفته شد، پدری که با جراحیهای مختلف قدرت هضم پلاستیک رو پیدا کرده نمیتونه پسری به دنیا بیاره که آنزیمهای لازم برای هضم پلاستیک رو داره! به هر حال، همونطور که گفته شد، عدهای در تلاشن تا با باب کردن عملهای جراحی به بدن انسان قدرت تجزیۀ پسماندهای صنعتی و پلاستیک بدن و یجورایی بشر رو به مرحلۀ بعدی تکاملیش هول بدن.
ولی خب دولت و سازمان ثبت جوارح ملیش هم بیکار ننشسته و حواسش هست. وقتی Caprice شکم پسر بچه که بصورت مادرزاد چنین قابلیتی داره رو در ملا عام باز میکنه تا همه از چنین تکاملی باخبر بشن، متوجه میشه که تمام جوارحش خالی و با اعضای تتو شدۀ دیگهای جایگزین شدن.
در انتهای فیلم وقتی جوارح جدیدِ رشد کرده در بدن Saul مانع بلع و هضم راحت غذاش میشن، Caprice با ترس و لرز خوردن غذای پلاستیکی که برای آدمهای معمولی کشنده به حساب میاد رو بهش پشنهاد میده و قورت دادن اولین لقمۀ پلاستیک لبخند رضایت رو به لب و اشک خوشحالی رو به چشم Saul میاره. این صحنه که یکی دیگه از معدود تشابهات این فیلم با اثر ١٩٧٠یِ هم اسم خودشه، تنها صحنۀ دارای چکهای احساساتِ ملموس در فیلمه که شاید اشارهای باشه به ذوق هنرمند وقتی اثری ارزشمند ولی غیرقابل فهم برای بشر همنسل خودش خلق میکنه.




کامنتها ۰
برای مشارکت وارد شو.
هنوز کامنتی نیست. اولین نفر باش.