
Climax؛ رقصی تا دل کابوس
صفحۀ فیلم و هشدارهای محتوایی ←فیلمِ Climax (ساختۀ سال ۲۰۱۸) که از نظر کارگردانش، Gaspar Noé، نگاهی سطحی به رویاها و کابوسهاشه و نشون دهندۀ چگونگی تبدیل یه مکان امن به یه دیوونه خونه س، برداشتی آزاد از اتفاقی مشابه در دهۀ ۹۰ میلادی در فرانسه س که در اون به یه گروه رقاص (بدون آگاهیشون) مادۀ روانگردانِ LSD داده شد، که البته اتفاق وحشتناکی بعدش نیفتاد. Noé و تعدادی از افراد تیم کارگردانی چیزهای مبهمی از اون اتفاق رو به یاد داشتن ولی هیچکس از جزئیات ماجرا مطلع نبوده. بعد از پخشِ فیلم، Climax نقدهای بسیار مثبت و خوبی دریافت کرد که Noé رو خیلی متعجب و شوکه کرد چون بقول خودش وظیفۀ هنر در کل و فیلم هاش به طور خاص، معذب کردن مخاطبه.

برای رسیدن به مهلت اعلام شده توسط فستیوال فیلم Canne، پروسۀ نوشتن، فیلمبرداری و اِدیت فیلم فقط ۴ ماه به طول کشید. فیلمبرداریش توی یه مدرسۀ متروکه در اطراف پاریس به مدت ۱۵ روز انجام شد. فیلم نامۀ فیلم فقط ۵ صفحه بود و به غیر از خط دیالوگی که یکی از شخصیت ها (Psyche) در قسمت اول فیلم (مصاحبه ها) راجع به هم خونۀ سابقش در برلین که مادۀ مخدر اسید توی چشماش میریخته میگه، فاقد دیالوگ بوده.

آقای Noé توی مصاحبه ای گفت که پروسۀ ضبطِ Climax لذت بخش ترین پروژه ای بوده که داشته؛ هیچ بحث و جدلی با بازیگرا و دست اندر کارا نداشته. رقاص ها از قشرهای کاملا متفاوت بودن، با این حال همدیگه رو دوست داشتن و تحسین میکردن و انگار که از یه پارتی ۱۵ روزه یه فیلم تهیه میکرده. او همچنین گفت که فیلم حاوی هیچگونه نمادگرایی و پیام اخلاقی یا سیاسیِ بخصوص نیست و هدفش از ساخت اون، تولید درامِ روانشناختی ای کاملا متضاد با چیزی که Stanley Kubrick توی فیلم 2001: A Space Odyssey نشون داد بوده. بصورتی که در اون فیلم Kubrick سعی در نشون دادن تکامل انسان از شامپانزه داشته و او در Climax اُفول انسان ها رو به سطح میمونها به تصویر کشیده.
بجز Sofia Boutella که بازیگر بنامی هست بقیۀ هنرپیشه ها، رقاص های حرفه ای بودن که هیچ سابقۀ بازیگری نداشتن. خانم Boutella تجربۀ رقص کافی (بیش از ۱۵ سال) رو برای بازی در این فیلم داشت ولی چون فیلمنامه ای در کار نبود یکمی دودل بود که نقش رو قبول کنه یا نه. Noé بازیگرهاش رو کاملا آزاد گذاشته بود که هر کاری میخوان بکنن بجز اشاره به مسائل معاصر مثل گوشی همراه، چون داستان فیلم در سال ۱۹۹۶ اتفاق می افته. کلا بغیر از چند دقیقۀ اول فیلم، مابقی توسط بازیگرا بطور فی البداهه انجام شد.
برای اینکه دید روانی مصرف کننده های مواد مخدر رو به بازیگراش القا کنه، Noé کلی ویدئو از نشئگی افرادی که کوکائین، اکستازی یا اسید زده بودن بهشون نشون میداد تا چیزهایی که توی ویدئوها میبینن رو بتونن بدون مصرف الکل یا مواد در جلوی دوربین پیاده کنن.


اول فیلم که یکی از شخصیت ها رو خونین و مالین در برف نشون میده کاملا تصادفی و بدون برنامه ریزی قبلی ضبط شد، چون تو روستای کوچیکی که فیلمبرداری توش انجام میشد به مدت دو روز برف سنگینی اومد و ایدۀ این صحنه با یه پهباد رو توی سر Noé انداخت. فهرست اسامی دست اندر کارای فیلم دو دقیقه بعد از شروع فیلم به روی تصویر میاد. این شاید به این معنا باشه که توی این فیلم "با انداختن LSD در نوشیدنی رقاص ها، همه چی قبل از شروع شدن به پایان رسیده". فهرست بازیگرا و تیم کارگردانی بعد از ۴۵ دقیقه نمایش داده میشه که فیلم رو به دو قسمت تقسیم میکنه. Noé قسمت اول Climax رو به یه رولِرکُستر و قسمت دومش رو به یه قطار ارواح تشبیه کرده. قسمت دوم فیلم یه بخش ۴۲ دقیقه ایه که بصورت long shot (برداشت بلند) فیلمبرداری شده. این برداشت الهام گرفته از فیلم Victoria (ساختۀ Sebastian Schipper در سال ۲۰۱۵)ه که یه فیلم با برداشت بلند و بدون قطع ۱۳۴ دقیقه ایه. عنوان فیلم هم ۸ ثانیه به پایان فیلم به روی تصویر ظاهر میشه.
در اول فیلم عبارت "زندگی، تجربه ای بی همتاس" رو به مدت چند ثانیه روی تصویر میبینیم ولی دو عبارت دیگۀ "زندگی مجموعه ای از غیر ممکن هاس" و "مرگ، تجربه ای خارق العاده س" هم برای کسری از ثانیه و دور از چشم بیننده به ترتیب قبل از فهرست دست اندر کارا و در پایان فیلم به روی تصویر ظاهر میشن.
تو چند دقیقۀ ابتدایی فیلم صحنه هایی از مصاحبه با بازیگرا رو توی قاب تلویزیونی میبینیم که در حین ساعات ناهار و شام اونا ضبط شد. نسبت ابعاد این ویدئوها ۱:۳۳ بوده که به ابعاد کل فیلم که ۲:۳۵ بوده نمیخورده. پس Noé مجبور میشه تا اون ها رو به روی صفحۀ تلویزیونی بندازه و دو طرفش رو با کلی کتاب و نوار VHS پر کنه. فیلمها و کتابها سر نخ های خوبین به چیزایی که Noé ازشون الهام گرفته؛ Luis Buñuel و Dario Argento و فیلسوف رومانیایی Emil Cioran که مشهوره به دید خیلی منفیش راجع به زندگی و انسانیت. فیلم Possession (ساختۀ Andrzej Zulawski در سال ۱۹۸۱) یکی از VHSهاییه که در کنار تلویزیون میبینیم که مطمئنا Noé بعضی صحنه های Climax رو تحت تاثیر صحنه هایی از حالات روانی شخصیت Anna توی فیلم ساخته. یکمی پایین تر فیلم Suspiria (ساختۀ Dario Argento در سال ۱۹۷۷) رو میبینیم که اون هم راجع به اتفاقای عجیبه که برای یه سری رقاص میوفته. پایین تر از اون، فیلم Schizophrenia (ساختۀ Sam Kadi در سال ۲۰۰۷) هست که شاید رفرنسی باشه برای جنون، شیزوفرنی که ممکنه شخصیت Psyche بهش مبتلا باشه. از فیلم های دیگه ای که تاثیر فراوونی روی ساخت Climax داشتن میشه به فیلم های دهۀ ۷۰ ای The Towering Inferno (۱۹۷۴) و The Poseidon Adventures (۱۹۷۲) و Shivers (۱۹۷۵) اشاره کرد. توی مصاحبه ای Noé، فیلم رو الهام گرفته از فیلمهای کارگردانهایی مثل Rainer Warner Fassbinder و Pier Paolo Pasolini و Luis Buñuel و Todd Solondz و Lars von Trier دونسته.

از بین صحنه های رقص فیلم، فقط اولین رقصه که بصورت هماهنگ و برنامه ریزی شده اجرا شده و بقیه صحنه ها رو بازیگرا همونجوری که خودشون میخواستن و فی البداهه اجرا کردن.


اسم کاراکتری که Sophia Boutella نقشش رو برعهده داشته Selvaه. جالبه بدونید که Selva اسم مادربزرگ Gaspar Noéس و به اسپانیایی به معنی جنگله. در فیلم هم اگه دقت کنید وقتی Selva به اوج یا climax نشئگی ش میرسه و شروع به حرکات آنی و خشن میکنه، این عکس یه جنگل به روی دیوار اتاقه که برای یه لحظه آرومش میکنه.
بعد از قطع برق که بخاطر دست زدن به سیمها توسط بچه و کشته شدنش بوده یکی از رقاص ها رو میبینیم که از دست برادرش به سالن اصلی فرار میکنه. با ورودش به سالن، دوربین بصورت ۱۸۰ درجه میچرخه تا با وارونه نشون دادن همه چی، از کنترل خارج شدن و وخامت اوضاع رو نشون بده.

آقای Noé توی فیلم از سانگریا (نوعی نوشیدنی الکلی متشکل از شراب قرمز، آب پرتقال، برندی و تکه های میوه) برای مسموم کردن کاراکترها استفاده کرد چون این همون نوشیدنی بوده که خودش در کودکی همکلاسی هاش رو باهاش مست میکرده. دلیل استفاده از ترانۀ Angie از گروه The Rolling Stones در انتهای فیلم هم فقط پخش موسیقی ای عاطفی و معروف بوده. ترانه های دیگه ای مثل Hotel California از گروه Eagles یا ترانه هایی از David Bowie و Lou Reed هم در نظر گرفته شده بودن ولی از نظر Noé ترانۀ Angie بیشتر به اون صحنه میومده.
یه توضیح کوتاه راجع به مادۀ مخدر LSD (یا lysergic acid diethylamide) و تاثیرات ۸ تا ۱۲ ساعته ش به روی مغز شاید خالی از لطف نباشه؛ این رو باید در نظر بگیریم که برخلاف بعضی مواد مخدر یا روانگردان دیگه که بدون تاثیر از حالت روحی و جسمی مصرف کننده و محیط اطرافش، همیشه حسی خاص رو به فرد منتقل میکنن، نوع و شدت تاثیر LSD کاملا به اینکه مصرف کننده کیه، تو چه شرایطی از زندگیشه و چه چیزایی دور و برشن وابسته س. پس اگه کسی LSD رو در دو حالت روحی متفاوت مصرف کنه حتما دو تجربۀ کاملا متفاوت خواهد داشت. در اینجا سعی میکنم خلاصۀ یه سری تاثیرات این ماده بر روی افراد رو لیست وار توضیح بدم. توجه داشته باشید که ترتیب اتفاقاتی که میگم تو افراد مختلف متفاوته.
▪ تاثیرات فیزیکی: احساس نیاز به دفع مدفوع، حساس شدن پوست، حالت تهوع و فوران انرژی شدید.
▪ تاثیرات روی دید: تیزبینی، جیغ تر شدن رنگ ها، تشدید در دید رنگ قرمز، بالا رفتن حساسیت به نور و کم شدن تحمل اون، بالا رفتن وضوح دید، ایجاد ارتعاش و لرزش در اشیاء ریز (البته با خیره شدن بهشون میشه متوجه شد که تکون نمیخورن)، کش اومدن تصویر اشیا، دید الگوهای هندسی متحرک، دوبینی و دید تصاویر سه بعدی.
▪ تاثیرات روی شنوایی: صداها اکودار به نظر میرسن، مصرف کننده میتونه لایه های مختلف یه ترانه رو براحتی تفکیک و تشخیص بده.
▪ تاثیرات روانی: بالا رفتن سرعت تفکر، حس ثابت بودن یا کندی زمان، حس دژاوو راجع به هر اتفاقی که میوفته یا هر فکری که به سر مصرف کننده میرسه، حس آگاهی از جهانهای موازی.
استفادۀ دُزهای بالاتر تاثیراتی شبیه DMT داره و میتونه باعث از هوش رفتن مصرف کننده بشه.





کامنتها ۰
برای مشارکت وارد شو.
هنوز کامنتی نیست. اولین نفر باش.