
Acide، بارانی که از آسمان نمیآید
صفحهٔ فیلم و هشدارهای محتوایی ←زمان مطالعه: حدود ۶ دقیقه۱ بازدید
همیشه وقتی حرف از بلایای طبیعی میشه، یاد زلزله و سیل و طوفان میفتیم، اما کمتر کسی به "بارون اسیدی" به عنوان یه خطر کشنده و آخرالزمانی فکر میکنه. بیایید اول ببینیم این پدیده از نظر علمی چیه. به زبون ساده وقتی سوختهای فسیلی (مثل زغال سنگ و نفت) سوزونده میشن، گازهایی مثل دیاکسید گوگرد (SO2) و اکسیدهای نیتروژن (NOx) وارد هوا میشن. این گازها اون بالا تو اتمسفر با آب، اکسیژن و مواد شیمیایی دیگه واکنش میدن و اسید سولفوریک (H₂SO₄) و اسید نیتریک (HNO₃) میسازن. نتیجه؟ بارونی که به جای داشتن اسیدیتۀ نرمال (pH حدود ۵.۶)، به شدت اسیدی میشه (pH حدود ۴.۲ یا کمتر - هرچی عدد pH پایینتر، اسیدیتۀ مایع بالاتر).

حالا اینجا باید یه پرانتز باز کنم؛ از نظر علمی چقدر احتمال داره یه بارون اسیدی بتونه تو واقعیت ما رو ذوب کنه؟ راستش رو بخواید، تقریباً صفر! بارونهای اسیدی واقعی تو بدترین حالت، اسیدیتهای شبیه به آب گوجهفرنگی یا قهوۀ سیاه دارن. پوست بدن انسان یه سد دفاعی فوقالعادهس؛ خارجیترین بخش اون یعنی "لایه شاخی" (Stratum corneum) پر از سلولهای مرده و پروتئینی به اسم کراتینه که لایههای زیرین رو از محیط خارج محافظت میکنه. جالبتر اینکه خود پوست ما یه پوشش اسیدی ضعیف (Acid mantle) با pH حدود ۴.۵ تا ۵.۵ داره که اتفاقا برای دفع باکتریهاست. پس در برابر یه بارون اسیدی طبیعی، لایههای محافظ پوست ما اصلاً کم نمیارن و نهایتاً فقط خیس میشید! حتی اگه محالِ ممکن رو در نظر بگیریم و فرض کنیم یه فاجعۀ صنعتی باعث بشه اسید غلیظ (مثل اسید باتری) از آسمون بباره، باز هم لایههای چربی و پروتئینی پوست به این راحتیها تسلیم نمیشن و دقایق تا ساعتها زمان میبره تا پروتئینهای پوست ساختار طبیعیشون رو از دست بدن و فرد دچار سوختگی شیمیایی عمیق بشه. اما خب، سینماست دیگه و برای ایجاد دلهره باید پیاز داغش رو زیاد کنن! تصور کنید این اسیدیته در یک دنیای دیستوپیایی به قدری بالا بره که با یه قطرهش پوست انسان در کسری از ثانیه ذوب بشه! این دقیقا همون کابوسیه که فیلم فرانسوی Acide (۲۰۲۳) به کارگردانی آقای Just Philippot دستمایۀ خودش قرار داده.
آقای Philippot که قبلا با فیلم The Swarm (۲۰۲۰) یا همون La Nuée (که راجع به ملخهای تشنه به خون بود) نشون داده بود تو ژانر "وحشت زیستمحیطی" (Eco-horror) حرفای زیادی برای گفتن داره، این بار سراغ یه سناریوی به شدت ترسناکتر و دلهرهآورتر رفته. سینمای ایشون سینمایی کاملاً چپگرا، ضدسرمایهداری و حامی طبقۀ کارگره و توی این فیلم هم گرایشهای سیاسیش به خوبی به چشم میخوره. فیلم Acide در واقع بسط داده شدۀ فیلم کوتاهی به همین اسم از خود کارگردانه که تو سال ۲۰۱۸ ساخته بود و تونسته بود توجههای زیادی رو در فستیوالها به خودش جلب کنه. نسخۀ بلند این فیلم در بخش Un Certain Regard (نوعی نگاه) در جشنواره Cannes سال ۲۰۲۳ اکران شد و خیلیها رو میخکوب کرد. یکمی بعد هم توجشنوارۀ معتبر فیلمهای فانتزی Sitges تونست نامزد جایزه بشه.

اسپویلر ← داستان فیلم روایتگر زندگی کارگر اخراجی و عصبانیای به اسم Michal (با بازی آقای Guillaume Canet)ه که به خاطر درگیری فیزیکی با پلیس تو یه اعتصاب کارگری در کارخانه، مجبور به استفاده از پابند الکترونیکیه. ایشون که رابطۀ خوبی با همسر سابقش Elise (با بازی خانم Laetitia Dosch) و دختر نوجوانشان Selma (با بازی خانم Patience Munchenbach) نداره، ناگهان با پدیدار شدن ابرهای سیاه و شروع بارش وحشتناک بارونهای اسیدیِ کشنده در فرانسه، تو یه موقعیت نفسگیر قرار میگیره. حالا این پدر که به خاطر رفتارهای تندش از خانواده طرد شده، مجبور میشه برای نجات جونشون از این بلای آسمونی دست به کار و باهاشون همراه بشه.


اما بیایید فیلم رو کمی عمیقتر تفسیر کنیم. بارون اسیدی تو این فیلم فقط یه بلای طبیعی نیست؛ نماد و استعارهای از خشم طبیعت علیه کاپیتالیسم و صنعتیسازی بیرویهس که داره جامعۀ انسانی رو از درون میخوره و ذوب میکنه. فیلم هوشمندانه با یه اعتصاب کارگری شروع میشه؛ جایی که قشر کارگر دارن زیر فشار سیستم اقتصادی له میشن و وقتی هم که بلای طبیعی نازل میشه، باز هم این قشر ضعیف و مردم عادی هستن که در به در دنبال پناهگاه میگردن و سیستم یا همون دولت عملاً ناکارآمده. بارون اسیدی اینجا نمادی از "سمّی بودن" دنیای مدرن ما و روابط انسانها هم هست. خونوادۀ Michal از هم پاشیدهس و این بارون که همه چیز رو تجزیه میکنه، در واقع بازتاب بیرونی و فیزیکیِ از هم پاشیدگی و تجزیۀ روابط انسانی و اجتماعیِ کاراکترهاست.
Acide بیشتر از اینکه راجع به فاجعۀ طبیعی باشه، راجع به "توحش انسانی" در زمان بحرانه. وقتی ابرهای اسیدی میبارن، آدمها برای بقا تبدیل به هیولاهایی میشن که حتی از خود بارون هم خطرناکترن. Michal خودش یه قهرمان کلاسیک هالیوودی نیست؛ اون یه ضدقهرمان و آدمیه که تصمیمات خودخواهانه و اشتباهی میگیره، زود از کوره در میره، با مراجع قدرت (مثل پلیس) مشکل داره و گاهی برای بیننده غیرقابل تحمل میشه. ایشون برخلاف قهرمانهای همیشگی، شاید حتی با تصمیماتش باعث نابودی خانوادهش میشه تا نجاتشون. همین نقصهای شخصیتیه که به رئالیسم فیلم شدت میبخشه و اون رو از فیلمهای فاجعهمحور و پاپکورنی هالیوودی (مثل آثار آقای Roland Emmerich) متمایز میکنه.
بگذریم... از لحاظ تکنیکی، فیلم با وجود بودجۀ نسبتاً محدودش برای جلوههای ویژه، کارش رو عالی انجام میده. آقای Philippot به جای نمایش تخریبهای عظیم با استفاده از CGI، روی ایجاد حس کلاستروفوبیا (تنگناهراسی) و اضطراب تمرکز میکنه. صدای هیسهیسِ ذوب شدن ماشینها و سقفها زیر قطرات بارون، به شدت دلهرهآوره و کارگردان به جای استفاده از خون و خونریزی، با فضاسازی و تعلیق، حس وحشت رو به جون مخاطب میندازه. موسیقی دلهرهآور فیلم (اثر آقای Rob) و سینماتوگرافی عالی (اثر آقای Pierre Dejon) هم این فضای کابوسوار رو به خوبی تکمیل کرده.

در انتها، اگه از فیلمهایی که پایانهای باز و تلخ اروپایی دارن خوشتون میاد و دنبال اثری میگردید که بعد از تماشاش تا مدتها با دیدن یه ابر سیاه تو آسمون دچار اضطراب بشید، تماشای Acide رو بهتون پیشنهاد میکنم. اگه این فضا رو دوست داشتید و با مفهوم غیرقابل فرار بودن فاجعه ارتباط برقرار کردید، فیلمهای The Happening (۲۰۰۸) به کارگردانی آقای M. Night Shyamalan و فیلم It Follows (۲۰۱۴) به کارگردانی آقای David Robert Mitchell و صدالبته فیلم قبلی همین کارگردان یعنی The Swarm (۲۰۲۰) میتونن گزینههای بعدیِ خوبی برای تماشا باشن.




کامنتها ۰
برای مشارکت وارد شو.
هنوز کامنتی نیست. اولین نفر باش.