

فیلم Soft & Quiet (٢٠٢٢) از سینمای مستقل به کارگردانی خانم Beth de Araujo ساخته شده تا برخلاف عنوانش، اعصاب شما رو خورد کنه. اون جوری ساخته شده که انگار کلش در یک برداشت ضبط شده و داستان معلم دبستانی به اسم Emily رو روایت میکنه که یه دورهمی با یکسری خانم همفکر با خودش رو در یک کلیسا ترتیب میده. خیلی زود متوجه میشیم که این اکیپ که همگی زنان ٢٠ تا ۵۰ ساله هستن، برخلاف ظاهر ملایم و آرومشون، قرار نیست برخوردی همراه با متانت و پذیرش در برابر گروههای مختلف انسانی ازشون سربزنه. اصلا وقتی فویل آلومینیوم کیک پای گیلاسی که یکیشون درست کرده کنار زده میشه و علامت صلیب شکستۀ نازی (swastika) که روش حک شده مشخص میشه و میفهمیم اسم دورهمیشون "دختران اتحاد آریایی"ه، حساب کار دستمون میاد. ببینیم این خانمها کی هستن و چرا دور هم جمع شدن. Emily که معرف حضورتون هست، معلم مدرسه که بخاطر اینکه نمیتونه حامله بشه، حسابی اعصاب و روانش بهم ریخته و علاوه بر اون مشکلات خونوادگی هم داره که بعدا بهش میپردازم. Marjorie، یه زن کارمنده، مشکل مالی داره و فکر میکنه که تنها دلیل ترفیع گرفتنِ زن دیگهای تو محل کارش به جای اون، سیاستهای تنوع نژادی شرکت (سیاست EDI یا همون Equality, Diversity and Inclusion یا برابری،تنوع و فراگیری) و "کلمبیایی بودن" اونه. Kim یه مادره، مدرک خبرنگاری داره و با اینکه صاحب یه مغازۀ خواربارفروشیه، مشکل مالی داره. اون بر این باوره که خارجیای مهاجر جنسهاش رو میدزدن. Leslie تازه از زندان آزاد شده، خونوادۀ درست و درمونی نداره و شپش ته جیبش جفتک میزنه. اون برای Kim کار میکنه و این صاحبکارش بوده که به این دورهمی دعوتش کرده. دو تا زن دیگه هم تو دورهمی هستن ولی در ادامۀ داستان، بقیه خانمها رو همراهی نمیکنن، پس زیاد وقت صرفشون نمیکنیم. فقط این رو بدونید که یکیشون با دارودستۀ سفیدبرترپندار KKK (یا همون Ku Klux Klan) حشر و نشر داره. تقریبا تمام کاراکترهای فیلم، شخصیتی غیرقابلقبول، حالبهمزن و تنفرانگیز دارن و این نشون از بازی باورپذیر بازیگرها در نمایش افرادی متناقض و غیرقابلپیشبینی داره. بحث فقط و فقط دربارۀ مهاجرهاست. انگار کارگردان گشته و تمام مشکلاتی که به مهاجرین نسبت داده میشه رو لیست کرده، داده دست این چند تا خانم که راجع بهش تو ٢٠ دقیقه صحبت کنن. اونا خودشون رو نه فمینیست بلکه "زنانه" میخونن ولی در برخوردشون با مردها، بسیار تحقیرآمیز و با دید بالا به پایین عمل میکنن و رفتاری مردیزدایانه (emasculative) دارن (این موضوع رو مفصلا تو اپیزود مربوط به The Lighthouse توضیح دادم)؛ چیزی کاملا متفاوت با رفتار "زنانه".

به هر حال، مسئول کلیسا که متوجه بحثهای خطرناک خانمها میشه، خیلی مؤدبانه عذرشون رو میخواد، پس Emily و Kim و Leslie و Marjorie راهی مغازۀ Kim میشن تا با تهیۀ وسایل لهو و لعب، ادامۀ دورهمیشون رو تو خونۀ Emily بگذرونن. وقتی تو مغازهن، دو خواهر آسیایی با اسمهای Ann و Lily وارد میشن ولی با برخورد بد Kim مواجه میشن. بحث بین Lily و خانمهای داستانمون بالا میگیره و نهایتا دو خواهر مجبور میشن تا گرونترین بطری شراب مغازه رو اونم با قیمتی دولا پهنای ٣٠٠ دلار بخرن.

خب یادتونه گفتم که Emily یه سری مشکلات خونوادگی داره؟ اول فیلم، وقتی خانم معلم داشت از مدرسه به کلیسا میرفت تلفنش زنگ میخوره، متوجه میشیم که تماس از داخل زندان برقرار شده و تماسگیرنده کسی نیست جز برادرش که به جرم تجاوز افتاده تو هلفدونی. حالا به کی تجاوز کرده بوده؟ شاید باور نکنید ولی به Ann!

به هر حال، دعوای خواهرها با خانمها بالا میگیره، Emily خواهر بزرگتر (Ann) رو در جریان داداشش، دروغگو خطاب میکنه، همه حرف Emily رو باور میکنن و خواهرها مجبور به ترک مغازه میشن. بعد سر و کلۀ Craig (شوهر Emily) پیدا میشه و سعی میکنه تا زن و دوستهای زنش رو آروم کنه. ولی همونی که بقیه رو به دروغگویی متهم میکرد، حالا شروع میکنه به خالی بندی راجع به اتفاقی که دو دقیقه پیش افتاده. پس Leslie (زندانی سابق) پیشنهاد میده که برن خونۀ Annاینا و با آتیش زدن پاسپورتشون یه درس حسابی بهشون بدن. همه پایۀ این کارن به جز Craig! ولی خب زور همه به Craig میچربه. Craig قبول میکنه که تا خونۀ آسیاییها باهاشون بره و بعد از ۵ دقیقه برگردونشون. ولی Leslie با این مدت کم مشکل داره. به هر حال تو همین بگو مگو هستن که Ann و Lilly سر میرسن. Craig به حرف زنش گوش میده و اونا رو میگیره ولی خودش خونه رو ترک میکنه. Craig یه شخصیتی کمتر نفرتانگیز ولی همچنان شریک جرم تبدیل میشه. زنا تصمیم میگیرن تا کمی خواهرها رو ادب کنن. پس صدای موسیقی رو زیاد میکنن، سس مایونز رو روی موهاشون خالی میکنن، دهنهاشون رو با بادوم زمینی پرمیکنن و بعد هم یه ویسکی مهمونشون میکنن. اما موضوع ترسناکتر میشه وقتی Ann زجه میزنه که Lily به بادومزمینی حساسیت داره! پس جونش رو از دست میده و وارد حلقۀ پایینتری از جهنم میشیم؛ اونا تصمیم میگیرن تا هر چیزی که اونها رو به این جنایت وصل میکنه رو از بین ببرن و Leslie واسه طبیعیتر کردن این تراژدی و کم کردن ارتباطشون باهاش، تز میده که بیاید صحنه رو جوری تغییر بدیم که انگار دو خواهر قربانی تجاوز شدن. اینجوری کسی شک نمیکنه که این جنایت کار چندتا زن بوده. پس Ann که یک بار توسط برادر Emily مورد تجاوز قرار گرفته بود، دوباره مجبور به تحمل این شکنجه میشه و بعد هم به قتل میرسه. پس اجساد رو به هر زحمتی که هست روی قایقی میذارن و میبرن داخل یه برکه.
ایرادی که به فیلم میتونم بگیرم زیاد بودن لحظات پِرت اونه که نه به شخصیتپردازی و نه به پیشروی داستان فیلم کمک میکنه. مثلا تو همون دقایق ابتدایی فیلم، مدت خیلی طولانیای به پیادهروی Emily از مدرسه به سمت محل دورهمی اختصاص داده شده یا ١۵ دقیقه صرف انتقال اجساد از خونه به روی قایق که حذف شدنشون تغییری در داستان ایجاد نمیکنه. اما مشکل بزرگتری که با فیلم دارم، پایانبندی نامشخص اونه. پایانبندی که فهم پیام فیلم رو برای من مخاطب سخت میکنه. درسته که فیلم سعی داره تا پیامدهای "نژادپرستی پشت درهای بسته" رو به مخاطب نشون بده ولی فیلمی که از اول تا آخر یجورایی "فستیوال شکنجه"س اما عاقبت شکنجهگر رو بهمون نشون نمیده، یکمی رو اعصابمه. سوءتفاهم نشه؛ به شخصه هیچ مشکلی با فیلمهای با پایان باز ندارم. ولی پایانبندی Soft & Quiet مخاطب رو تو اوج عصبانیت، دلهره و انتظار برای رسیدن حق به حقدار یا حتی این ذهنیت که "دنیا جای آشغالیه و هیچ عدالتی توش حکمفرما نیست" رها میکنه.




کامنتها ۰
برای مشارکت وارد شو.
هنوز کامنتی نیست. اولین نفر باش.