


فیلمِ Pulp Fiction (یکی از فیلمهای مورد علاقۀ Stanley Kubrick) راجع به "رستگاری"ه؛ راجع به کسی مثل Julesه که کل زندگیش رو به گانگستری و خلاف گذرونده، تو کارش جدی و حرفه ایه، ولی از زندگی چیز بیشتری میخواد. دوست داره چیزای جدیدی تجربه کنه. وقتی به سمتش شلیک میشه، جون سالم به در بردنش رو یه "اخطار" از سمت خدا تلقی میکنه. مهم نیست ما چی راجبِش فک کنیم، به موقع میکشه کنار. شاید اگه این کار رو نمیکرد باید بجای رفیقش Vincent توی دستشویی گلوله میخورد و می مُرد. Vincent دقیقا نقطه مقابل Julesه؛ کارش رو جدی نمیگیره و در حین ماموریتهاش مواد میزنه ولی همچنان یه حرفه ایه و ماموریتهاش رو به پایان میرسونه. میدونه که اگه کارها رو درست انجام نده، زندگیش در خطره. در طول فیلم متوجه میشیم که Vincent مسائل رو همونطوری که هستن میپذیره; وقتی مشکلی پیش میاد، برای رفعش تلاش میکنه و به هیچ اتفاقی به شکل جادو و معجزه نگاه نمیکنه و اسمشون رو شانس میذاره. که البته این به مُردنش ختم میشه. حاضره به باورهاش بچسبه و بمیره تا اینکه زندگی و شخصیتش رو تغییر بده. شخصیتِ Mia زندگیش رو بدون هیچ نگرانی یا اهمیت دادنی میگذرونه. با کسی ازدواج کرده که میتونه ازش محافظت کنه. عشقش بازی با آتیش و خطر کردنه. مواد میزنه و به رغم دونستن اینکه ممکنه تو دردسر بیوفته به Vincent نخ میده. البته واسه همین تنبیه هم میشه (اشاره به overdose). با توجه به تِم فیلم که "رستگاری"ه، سوال اصلی اینه که آیا Mia به زندگی پر ریسکش ادامه میده یا این تنبیه رو به منزلۀ "اخطار" میگیره و به رستگاری میرسه؟ شخصیت Butch یکی از نجیبترین شخصیتهای فیلمه؛ تو زندگی چندتا چیزن که از همه چی براش مهمترن؛ بالاتر از همه میراث خونوادگیش. انقد به باباش اهمیت میده که جونش رو برای نگهداشتن ساعت یادگاریش به خطر میندازه تا میراثش از بین نره. از طرف دیگه سخت ترین کاراکتر برای همزاد پنداریه. مشکلاتش خیلی خصوصیه. بدون توجه به ریسکش تمام تلاشش رو برای رسیدن به هدف میکنه. Pumpkin و Honey Bunny جزو مهمترین شخصیتهای فیلمن. فیلم با اونا شروع و به پایان میرسه. اول فیلم میبینیم که طی یه حرکت غیرعادی قصد دزدی از یه رستوران رو دارن ولی آخر فیلم با دیدن تمام داستانهای عجیب و خشن، دیگه حرکت اونا غیرعادی و بد به نظر نمیاد. در نهایت اونا هم مورد بخشش Jules قرار میگیرن و با گرفتن پول و زنده موندن به "رستگاری" میرسن.
اسم فیلم اشاره داره به مجله های "Pulp" که اواسط قرن ۲۰ام بخاطر تصاویر خشن و دیالوگ های سنگینشون بسیار پرطرفدار بودن.
فیلمنامه دست نویس Pulp Fiction توسط Linda Chen یکی از دوستای Tarantino تایپ شد. Linda بجای دریافت پول در ازای کاری که انجام داده بود از Tarantino خواست تا از Honey Bunny، خرگوش خونگیش وقتی خونه نیست نگهداری کنه. البته Tarantino قبول نکرد و بعدها که خرگوش مُرد به یادش اسم شخصیت Amanda Plummer رو Honey Bunny گذاشت.

اول قرار بود که Tarantino بازی نقش Lance (دلال مواد) رو به عهده بگیره اما چون میخواست در حین ضبط صحنۀ احیای Mia پشت دوربین باشه نقش Jimmie رو بازی کرد. وقتی Tarantino برای اجرای نقش Jimmie جلوی دوربین میره این Robert Rodriguezه که فیلم رو کارگردانی میکنه.
تو مصاحبه ای Courtney Love ادعا کرده بود که Quentin Tarantino میخواسته اون و Kurt Cobain نقش Jody و Lance رو بازی کنن. ولی Tarantino هرگونه پیشنهاد کاری یا حتی ملاقات با Kurt رو رد کرده.

روی تی شرتی که Jimmie پوشیده لوگوی Orbitz که یه روزنامۀ Detroitیه قابل مشاهده س. Tarantino این تی شرت رو وقتی با این روزنامه برای تبلیغ فیلم Reservoir Dogs مصاحبه میکرد دریافت کرده بود.
کاراکتر Vincent Vega و کاراکتر Vic Vega (با بازی Michael Madsen) از فیلم Reservoir Dogs (اثر Tarantino در سال ۱۹۹۲) در اصل برادرن. Tarantino میخواست که Madsen توی Pulp Fiction هم در نقش Vic بازی کنه، ولی Madsen در اون زمان مشغول بازی در فیلم Wyatt Earp ساختۀ Lawrence Kasdan بود و نتونست به تیم Pulp Fiction بپیونده، پس Tarantino مجبور شد تا کاراکتر رو دوباره و این بار برای John Travolta به عنوان برادر Vic بنویسه. جالبه بدونید که اسم فامیل Vega رفرنسیه به Suzanne Vega یکی از خواننده های مورد علاقۀ Tarantino. تو یکی از صحنه های حذف شدۀ فیلم، Vincent به Mia میگه که Suzanne Vega دختر عموشه.

آیات Ezequiel 25:11 که Jules دو جا از فیلم بازگو میکنه بغیر از دو خط آخرش از انجیل گرفته نشده. قسمتیش رو Tarantino نوشتشون و قسمتیش از فیلم The Bodyguard (ساخته دهۀ ۷۰) گرفته شده.

طی دیدار نه چندان دوستانه شون توی بار Vincent با کلمۀ Palooka به Butch توهین میکنه. تو دنیای مشت زنی (boxing) از این کلمه برای تحقیر مشت زن های درجه دو یا اونایی که واسه پول تظاهر به باخت میکنن استفاده میشه. Tarantino تو مصاحبه ای گفت که این Butch (با بازی Bruce Willis) بوده که ماشین Chevy Malibu 1964 که Vincent داشته رو بعد از این دیدار با کلید خط خطی میکنه. البته جالبه بدونید که این ماشین که در اصل متعلق به Quentin Tarantino بوده در زمان ضبط فیلم به سرقت میره. تا سال ۲۰۱۳ هیچ خبری از ماشین نمیشه تا اینکه یه پلیس دو تا جوون رو حین لخت کردن یه ماشین دستگیر میکنه. بعد از بازرسی ماشین متوجه میشه که شمارۀ VIN (شماره شناسایی ماشین)ش بطور خیلی حرفه ای تغییر داده شده. صاحب ماشین که جدیدا خریده بودتش روحشم از دزدی بودن ماشینش و اینکه صاحب اصلیش Tarantinoه خبر نداشته!
مسابقات بوکسی که تلویزیون رو بعد از فرار Butch از استادیوم میبینیم مربوط میشه به دو بازی Coolidge vs. Wilson و Russell Vossler vs. Jerry Martinez که اولی رفرنسیه به دو رئیس جمهور امریکا یعنی Calvin Coolidge و Woodrow Wilson و دومی هم اسامی دو تا از همکارای Tarantino وقتی تو ویدئو کلوب کار میکرد هستن.

نقش شوفر تاکسی Butch یعنی Esmeralda Villalobos رو Angela Jones به عهده داره. Jones در سال ۱۹۹۱ تو یه فیلم کوتاه ۳۰ دقیقه ای به اسم Curdled نقش زن جوونی رو بازی کرده بود که شغلش تمیز کردن صحنه قتله. این باعث میشه که یواش یواش از ایدۀ قتل خوشش بیاد. Tarantino با دیدن این فیلم به فکر اضافه کردن این نقش به فیلمش شد.
جایی که Butch با رابط ش قرار میذاره، همچنین جایی که جدش ساعت رو خریداری کرده Knoxville, Tennesseeه. جالبه بدونید Quentin Tarantino متولد Knoxville, Tennesseeه.
ماشین Honda Civic سفیدی که Butch سوار میشه همون ماشینیه که توی فیلم های Jackie Brown (۱۹۹۷) و Kill Bill: Volume 2 (۲۰۰۴)، هر دو به کارگردانی Tarantino، استفاده شده.

وقتی Butch به سمت خونه ش در حال رانندگیه به ترانۀ Flowers on the Wall از گروه Statler Brothers گوش میده و این قسمت رو همخونی میکنه: "Smoking cigarettes and watching Captain Kangaroo" (سیگار میکشم و شوی Captain Kangaroo رو نگاه میکنم) یک سال بعد توی فیلم Die Hard: With a Vengeance، وقتی Samuel L. Jackson از Bruce Willis (در نقش John McClane) میپرسه که "چی کار میکردی؟" جواب میشنوه که "سیگار میکشیدن و شوی Captain Kangaroo تماشا میکردم".


برای بازی صحنۀ نشئگی با کوکائین یکی از رفقای Tarantino که در حال ترک این ماده بود به John Travolta پیشنهاد کرد که با تکیلا مست کنه و بعد یه حمام آب گرم بگیره تا نتیجه ای مشابه با مواد زدن توش بوجود بیاد.

وقتی توی Jack Rabbit Slim's پیشخدمت (Steve Buscemi) از Mia میپرسه که که شیک ۵ دلاریش Martin and Lewis باشه یا Amos and Andy، در اصل منظورش به ترتیب زوج کمدین Dean Martin و Jerry Lewis که سفید پوست بودن و شوی کمدی The Amos 'n Andy Show که دو کمدین سیاه پوست تو سال ۱۹۵۱ میگردوندنش بوده. یعنی شیک وانیل میخواسته یا شکلاتی که انتخاب Mia وانیلی بود.
شخصیت های سریال ناموفقی که Mia توش بازی کرده بود تشابه فوق العاده زیادی با کاراکترهای فیلم Kill Bill (۲۰۰۳) به کارگردانی Tarantino دارن. البته خیلی هم شبیه سه کاراکتر با پوست آبی از دنیای X-Men کمیک Marvel هستن: اسم کاراکتر Mia توی سریال Raven McCoy بوده. Raven رفرنسیه به Raven Darkholme و McCoy اسم فامیل Beastه (Hank McCoy). Mia میگه که شخصیتش توی یه سیرک بزرگ شده درست مثل کاراکتر Kurt Wagner (Nightcrowler).

رقص Vincent و Mia تو Jack Rabbit Slim's از فیلم های 8 1/2 ساختۀ Fellini (۱۹۶۳) و Band à Part به کارگردانی Jean-Luc Godard (۱۹۶۴) و Who's Afraid of Virginia Woolf ساختۀ Mike Nichols (۱۹۶۶) الهام گرفته شده.

وقتی بعد از مسابقه Vincent و Mia بهمراه جایزه به خونۀ Mia برمیگردن، خیال میکنیم که حتما مسابقه رو بردن. اما بعدا وقتی Butch نزدیک خونه ش میشه از تلویزیون خونۀ همسایه صدای اخبار رو میشنویم که خبر از دزدیده شدن جایزۀ رقص میده.

صحنۀ احیای Mia توسط Vincent بصورت برعکس (reversed) ضبط شده یعنی در اصل John Travolta سوزن رو از سینۀ Uma Thurman میکشه بیرون ولی با پخش برعکس اون بیننده Vincent رو میبینه که سوزن رو وارد سینۀ Mia میکنه.

یکی از اثرات جانبی استعمال هروئین یبوسته، بهمین خاطره که هر بار Vincent Vega به دستشویی میره مدت زیادی رو اونجا میگذرونه. چرا توی این مدت کتاب نخونه (خوشبختانه سال ۹۴ هنوز گوشی های هوشمند امروزی و اینستاگرام نبودن)؟ کتابی که در دستشویی رستوران و خونۀ Butch میخونه Modesty Blaise نوشتۀ Peter O'Dannellه، کتابی که همیشه از طرف Tarantino ستایش شده و میخواسته که یه فیلم بر اساسش بسازه که بالاخره در سال ۲۰۰۴ فیلم My Name is Modesty رو به کارگردانی Scott Spiegel برای پخش در سینمای خانگی اسپانسری کرد.
ترکیب لحظات روتین و کسالت آور با پرش های آنی و هیجان آور استایل منحصر به فرد Quentin Tarantinoه. برای من تماشای فیلم ها مثل گوش کردن به ترانۀ "Chop Suey" از گروه System of A Down میمونه. دیالوگهای طولانی و بی سر و ته، صحنه ها با دکورهای معمولی و لحظات کوتاه به ظاهر بی اهمیت، یکدفعه با انفجارهای خشن خونبار یهوویی همراه میشن. توی فیلم Pulp Fiction این همزیستیِ اتفاقات روتین و خطر با استفاده از عنصر "دستشویی" نشون داده میشه. هر دفعه که Vincent با بازی John Travolta به دستشویی میره، یه اتفاق بد میوفته؛ به دستشویی رستوران میره و اسلحه های Jules و Pumpkin و Honey Bonny همدیگه رو نشونه میگیرن، از دستشویی خونۀ Marsellus Wallace میاد بیرون و Mia رو روی زمین و بعد از overdose پیدا میکنه، و نهایتا هم تو آپارتمان Butch توی دستشویی کشته میشه. جای دیگه ای از فیلم هم یه مرد مسلح یهوویی از دستشویی میپره بیرون ک به Jules و Vincent تیراندازی میکنه که اونم قربانی "دستشویی" میشه و کشته میشه. وقتی Vince و Jules به دستشوییِ خونۀ Jimmie میرن تا دست و صورتشون رو بشورن، Jules حسابی دستش رو از خون میشوره و راهش رو برای همیشه عوض میکنه ولی دستهای Vincent (که به فکر تغییر مسیر نیوفتاده) خوب تمیز نشده و دستمال سفید رو خونی میکنه. در دستشویی Jack Rabbit Slim's هم میبینیم که وقتی بقیه خانم ها در جلوی آینه در حال آرایش کردن هستن (اصطلاحا powder one's nose که تو ترجمۀ مستقیم معنی پودر زدن به روی بینی میشه) Mia کوکائین میزنه (snorting up someone's nose یا بالا کشیدن دماغی مواد). این پیش بینی ای هست برای overdose بعدیش. تو صحنه هایی که Vincent رو در دستشویی نشون میدن اون رو جدا از هیاهوی بیرون و تو خلوت خودش مشغول کتاب خوندن میبینیم. در صورتیکه به نظر میرسه Mia باکی از به اشتراک گذاشتن این لحظات با بقیه نداره. با این حال انقد همه درگیر خودشون هستن که کسی متوجه حرکاتش (مواد زدنش) نمیشه و خلوت خصوصیش بهم نمیخوره. این حس جدا شدگی و خلوت نمادی بر تنهایی نهایی مرگه. از نظر منطقی، دلیل دستشویی رفتنای مکرر و طولانی مدت Vincent رو اعتیادش به هروئین و یبوست ناشی از اون دونست. پس یه جورایی اعتیادش به هروئین دلیل اصلی مرگشه. ولی اگر از نظر تم اصلی فیلم بهش نگاه کنیم، "دستشویی"های Pulp Fiction پیام بالاتری از این دارن که زندگی همون قدر که حول روزمرگی میگرده تحت تاثیر لحظات اکشن و پراتفاقه. گاهی اوقات این اتفاقا مسیر زندگی رو تغییر میدن یا کلا نقطه پایانیش میشن . بعضی حوادث بزرگ فیلم مثل اُوردُزِ Mia یا مرگ Vincent شاید اتفاق نمیوفتادن اگه Vincent تو دستشویی گیر نکرده بود.





وقتی Vincent بدست Butch کشته میشه، این اسلحۀ Vincent نیست که باهاش شلیک صورت میگیره و در اصل اسلحۀ Marsellus Wallaceه که از خونه بیرون رفته بوده تا دونات بخره!

صحنه ای که در اون Marsellus Wallace در حین رد شدن از خیابون متوجه Butch میشه رفرنسیه به فیلم Psycho (۱۹۶۰) اثر Alfred Hitchcock.
بازیگر عابری که توی فیلم توسط Marsellus Wallace تیر میخوره همون بازیگریه که Mr. Pink تو فیلم Reservoir Dogs (ساختۀ Tarantino در سال ۱۹۹۲) از ماشینش بیرون میکشه.

تمام سلاح هایی که Butch برای گرفتن انتقام تو مغازه دست دوم فروشی سراغشون میره، رفرنسهایی هستن به فیلمای دیگه: چکش از فیلم Friday the 13th Part 2 (۱۹۸۱)، چوب بیسبال از Walking Tall (۱۹۷۳)، اره برقی از The Texas Chainsaw Massacre (۱۹۷۴) و شمشیر سامورایی از Lightning Swords of Death (۱۹۷۲) گرفته شده.

وقتی Butch از مغازه میخواد فرار کنه در بالا سمت راست طبقه ها چراغهای نئونی "Killian's Red" رو میبینه که بدلیل سوختن چند لامپش بصورت "Kill" "ed" دیده میشه. بعد نگاهش میوفته به دسته کلید Zed که بهش یه حرف Z گنده وصله. حالا اگه این Z رو در کنار حرف های باقی مونده از نوشته بذاریم عبارت "Kill Zed" یا "Zed رو بکش" بدست میاد. بعد هم Butch شمشیر رو ور میداره و میره سراغ Z.

اول قرار بود که Marvin (که توی ماشین تصادفا با شلیک گلوله به صورتش کشته شد) با شلیک دو گلوله کشته بشه. قرار بود اول Vincent اشتباها به سمتش شلیک کنه و گلوله به گردنش اصابت کنه و بعد برای خلاص کردنش ماشه رو توی سرش بچکونه. اما Phil LaMarr بازیگر نقش Marvin پیشنهاد شلیک تصادفی مستقیم توی صورت رو داد و گفت اینجوری ماجرا خیلی خنده دار تر میشه. جسد Marvin که تو صندوق عقب ماشین میبینیم هم در اصل یه عروسک با اندازه و قیافۀ Marvinه.
در انتهای فیلم Jules به Vincent میگه که میخواد شروع به دوره گردی کنه. تو فیلم Kill Bill: Volume 2 (ساختۀ Tarantino در سال ۲۰۰۴) Samuel L. Jackson نقش یه پیانیست دوره گرد رو بازی میکنه.

کیف پول معروف Jules که عبارت Bad Mother Fucker روشه در اصل متعلق به Tarantinoه و رفرنسیه به ترانۀ اصلی فیلم Shaft (۱۹۷۱) ساختۀ Gordon Parks. جالبه بدونید که شش سال بعد از اکران فیلم، Samuel L. Jackson نقش شخصیت اصلی در قسمتهای دوم (ساختۀ John Singleton در سال ۲۰۰۰) و سوم (ساختۀ Tim Story در سال ۲۰۱۹) این فیلم رو به عهده گرفت.
در پایان فیلم وقتی Pumpkin تفنگش رو روی گردن صاحب رستوران میذاره، صاحب رستوران میخواد التماس کنه که "خواهش میکنم، من فقط صاحب کافی شاپ م" ولی Pumpkin حرفش رو وقتی میگه "Please, I'm just a coffee shop" (خواهش میکنم من فقط یه کافی شاپ م) قطع میکنه. در فهرست بازیگران در پایان فیلم، نقش بازیگر صاحب کافی شاپ (Robert Ruth) "کافی شاپ" ذکر شده.

تاکتیک دزدیِ Pumpkin و Honey Bunny (جمع کردن یه مشت آدم و خالی کردن جیباشون) رفرنس مستقیمیه به فیلم The Great Train Robbery (ساختۀ Edwin S. Porter در سال ۱۹۰۳).

وقتی Mia به Vincent پیشنهاد رفتن به Jack Rabbit Slim's رو میده و با موافقتش روبرو نمیشه، بهش میگه "Don't be a ..." بعد با دستش یه مربع میکشه. Square یا مربع به آدمای ضدحالی میگن که خیلی قدیمی فک میکنن و نمیتونن به روز باشن.

در طول فیلم کیفی رو میبینیم که حکم McGuffin فیلم رو داره (توی نقد Léon توضیح دادم McGuffin چیه). دو بار درش باز میشه. نمیبینیم توش چیه اما هر بار نور طلایی ای ازش به بیرون میپاشه که حس جادویی و تقریبا مقدسی رو در بیننده القا میکنه. از واکنش کاراکترها مطمئن میشیم که هر چی هست خیلی خفنه. مطمئنا بخاطر وزن طلا، محتوی کیف نمیتونه شمش های طلا باشه. یه تئوری خیلی رایج بین طرفدارا هست که میگه کیف حاوی روح Marsellusه که به شیطون فروخته بوده (فروختن روح به شیطون نشونۀ تسلیم فرد به وسوسه های تاریک و پُر گناهشه). رمز قفل کیف عدد ۶۶۶ که در بسیاری باورها عدد شیطونه س. پشت سر و در بالای گردن Marsellus چسب زخم کُت و کلفتی رو میبینیم. خیلیا اعتقاد دارن که روح از پشت سر از بدن بیرون میاد پس این زخم هم دلالت بر جدا شدن روح Marsellus از بدنش داره. پس پسرای توی آپارتمان، همکارای شیطونن، و Jules و Vincent رفتن سراغشون تا روح Marsellus رو پس بگیرن. وقتی نفر چهارم به سمتشون شلیک میکنه و تیرها به شکل معجزه آسایی خطا میرن، Jules میگه که "این مداخله و شفاعت الهی بود" که ازشون محافظت کرد یعنی چون اون پسر از طرف شیطون بوده، خدا Jules و Vincent رو نجات داده.

با تمام این تفاصیل بعدا اعلام شد که چسب زخم روی سر Marsellus بخاطر زخمی بوده که بازیگر برای تیغ زدن سرش روی گردنش ایجاد کرده. Tarantino هم باهاش کلی حال کرده و فک کرده شرارت Marsellus رو بیشتر نشون میده. برای همینه که بیشتر چسب زخم رو مرکز توجه قرار میده تا صورت کاراکتر رو. بعضیا اعتقاد دارن که کیف رفرنسیه به کیف پر از مواد رادیواکتیو تو فیلم Kiss Me Deadly (اثر Robert Aldrich در سال ۱۹۵۵). البته خود Tarantino با اینکه عاشق این فیلمه این شباهت رو غیر عمدی اعلام کرده. شکل کیفها هم فرق میکنه. تو Kiss Me Deadly کاراکترها با دیدن محتویات فیلم وحشتزده میشن ولی تو Pulp Fiction محو و مسخش میشن. تئوری بعدی اینه که چمدون حاوی کت طلایی Elvis از فیلم True Romance (به نویسندگی Tarantino در سال ۱۹۹۳) یا الماسهای فیلم Reservoir Dogs (به کارگردانی Tarantino در سال ۱۹۹۲)ه. بهر حال به گفتۀ Tarantino و Roger Avary (کمک نویسندۀ فیلم) اینکه توی کیف چیه به عهدۀ تماشاچی گذاشته شده. تو ذهن هر کسی محتویات کیف میتونه متفاوت باشه همون طور که اثرش روی Vincent و Jules و Pumpkin متفاوت بود. اما چیزی که سر صحنه توی کیف بود چیزی نبود جز یه باطری و یه لامپ زرد!




کامنتها ۳۳
برای مشارکت وارد شو.
داداش چقدر خوب تحلیل می کنی چرا من این پیج رو تا حالا ندیدم. عالی عالی عالی 👏👏👏
@shaayaan11 مخخخلصصصتم آقا ❤️❤️❤️❤️
این فیلمش واقعا ساعت ها سر هر سکانس میشه صحبت کرد و تئوری داد ، واقعا چقدر پیچیده و حرفه ای
@_sanam1_ حتما استوریهای هایلایت شده راجع بهش رو هم توی پیج ببینید❤️
@cheshme3om اره دیدم واسه همون پیجو فالو کردم عالیه منتظرم یه وقت پیدا کنم تک تک پست ها رو بخونم
@_sanam1_ 🙏🙏🙏🙏🙏❤️
@_sanam1_ 🙏🙏🙏🙏🙏❤️
@_sanam1_ 🙏🙏🙏🙏🙏❤️
دوستان در صفحه ی شوم به اشتباه نوشته شده که بوچ ماشین وینس رو میدزده. در اصل بوچ ماشین وینس رو خط میندازه و نمیدزده
دیدن بقیۀ کامنتها (۲۴)بستن بقیۀ کامنتها
من هرچی با دقت نگاه کردم جایی رو ندیدم ک تو تلویزیون بگه جایزخ رقص رو دزدیدن
@ali.heydari.kahkesh وقتی بوچ به خونه ش برمیگرده به صدای تلویزسون همشایه ش دقت کنید. پیشنهاد میکنم استوریهای مربوط به فیلم رو مطالعه بفرمایید
@cheshme3om اره. وقتی برمیگرده ک ساعتشو برداره?
@ali.heydari.kahkesh درسته
محشر بود. دمت گرم.
@mohsenmarzban3 مخخخخلصصتم... اگه فرصت کردی هایلایت مربوط به فیلم.رو هم ببین ❤️🙏
@cheshme3om با سرچ هشتک پیداتون کردم. قشنگ ده دقیقه جذاب با خوندن تحلیلتون بر من گذشت. آقا ممنون.
@mohsenmarzban3 باعث افتخار بنده س... 🙏🙏🙏
مثل میشه عالی، ممنونم بابت اطلاعان ارزندهای که کلی براش وقت و انرژی و عمرتونو صرف میکنین🙏🙏❤️🌹
@rmousapoor قربان شما... اگه فرصت کردید هایلایت مربوط بهش رو هم ببینید ❤️🙏🏻
@cheshme3om حتما چشم با کمال میل😍
@rmousapoor 🙏🏻❤️🙏🏻
خیلی جالب بود
@mona611117 ممنونم از لطفتون
پاپ فیکشن بهترین فیلم دهه 90 بود
@mamadslhzd بهترین فیلم تمام دوران ها 👌👌👌
🙏🙏🙏🙏🙏🙏❤️❤️❤️❤️❤️❤️👌👌👌👌👌👌👌👏👏👏😍😍😍😍😍😍😍
@tribute.to.artistic 🙏🙏🙏🙏🙏
عالی ممنون واسه توضیحات خوبتون🥀🥀🥀
@tarantino_057 قربان شما... ممنون از لطفتون❤️
پالپ فیکشن پدر سینمای پست مدرن
#cheshme3om_quentintarantino #cheshme3om_pulpfiction #cheshme3om_film
یه ذره سوتی زیاد داشت پالپ فیکشن، یکیش اینکه اون عروسک ماروین صورتش سالم بود!!!!
عالی بود ممنون 👍👍👍👍