
Hereditary؛ میراثی که راه فراری نمیگذارد
صفحۀ فیلم و هشدارهای محتوایی ←فیلم Hereditary اولین فیلم بلندِ Ari Asterه که در ۲۱ام ژانویه سال ۲۰۱۸ برای اولین بار در فستیوال فیلم Sundance بروی پرده سینما رفت. Hereditary فیلمی در ژانر وحشت و در قالبی کلاسیکه که حس ممتد سرد و آزاردهنده ش تا مدت ها تو ذهن بیننده میمونه. این فیلم از طیف وسیعی از فیلمهای ترسناک و غیرترسناک کلاسیک مثل Rosemary's Baby و The Exorcist و The Amityville Horror و The Texas Chainsaw و Don't Look Now و The Innocents و Ordinary People و The Ice Storm و فیلمهای آسیایی مثل The Grudge و The Eye الهام گرفته.

فیلم با نمایش آگهی فوت خانمی ۷۸ ساله به اسم Ellen Taper Leigh شروع میشه. کارگردان فیلم، آقای Ari Aster تو مصاحبه ای با هفته نامۀ Newsweek گفت که این آگهی توی فیلمنامه وجود نداشت و ایده ش وقتی تو اتاق ادیت بود به ذهنش رسید. از اونجایی که فیلم راجع به مرگ و از دست دادن عزیزان و عزاداریه، دنبالش رو گرفت و اون رو تو فیلم قرار داد.

در ابتدای فیلم میبینیم که دختر خونواده، Charlie، برای خواب به خونۀ درختی شون رفته. این خونه در اصل معبد Paimon (جن خبیث فیلم که طبق افسانه ها و روایات قومی از مقامات بالای جهنمه، یه چیزی تو مایه های پادشاه یا دوک)ه و Charlie در اونجا میخوابه چون توسط Paimon جن زده شده. همونطور که Ari Aster تو مصاحبه ای با سایت Variety گفته این جن زدگی از بدو تولد Charlie صورت گرفته. برای همینه که میتونه تو اون محیط سرد بدون هیتر برقی بخوابه (اگه یادتون باشه، مادرش، Annie، هر بار که به خونه درختی میرفت دو تا هیتر برقی روشن میکرد).

اگه به اسباب و اثاثیه داخل خونه درختی توجه کنید، محراب ساده ای رو میبینید که با استفاده از دو تا جعبه میوه چوبی به عنوان پایه ها و یه تخته چوب روشن ساخته شده. روی جعبه میوه نوشته شده Hercules Powder. شخصیت Hercules قهرمان و خدایی زمینی با نقطه ضعف "غفلت نسبت به علائم اطراف" بوده. بعد از ۱۵ دقیقه از شروع فیلم داخل کلاس درس هم رفرنس مستقیمی به این داستان رو از زبون معلم میشنویم. از اینجا به بعد میدونیم که باید به تمام علائم فیلم توجه کنیم.
دستگیره در اتاق Charlie قرمزه که رفرنسیه به فیلم Sixth Sense که در اون هم اتاق با دستگیره قرمز نشون دهنده حضور ارواح بود.

در مراسم بزرگداشت Ellen، گردنبندی با آویز بخصوص به گردن Annie و Ellen میبینیم که سمبل "Seal of Paimon"ه که از کتاب سحر و جادوی The Lesser Key of Solomon (که در اواسط قرن ۱۷ میلادی نوشته شده) گرفته شده. وقتی Charlie میخواد بره بالاسر تابوت Ellen، مردی با موهای بور رو میبینیم که با لبخند عجیبی بهش خیره شده (این مرد رو اواخر فیلم هم میبینیم). در همین لحظه حالۀ آبی رنگی در گوشه بالا سمت چپ تصویر میبینیم که در طول فیلم حضورش تکرار میشه. این همون Paimonه که برای راهنمایی شخصیت ها ظاهر میشه.


وقتی Charlie در مراسم بزرگداشت مادربزرگش مشغول طراحی تصویر مادرشه، صدایی از دهنش درمیاره که در طول فیلم هم ادامه داره. این صدا در اصل بخاطر حضور Paimon در بدنش بوجود میاد و کلا توی فیلم در زمان حضور Paimon این صدا رو میشنویم.

داخل خونۀ خونوادۀ Graham، مدل مینیاتوری از خونه با پنجره ها و درهای بسته شده با زنجیر و میله میبینیم که اشاره به محبوس بودن خونواده در این خونه داره. Aster تو مصاحبه ای با Vulture میگه که "مدلها فقط حکم تزئینی مثل عروسک تو خونه عروسکی دارن که از خودشون نیرویی ندارن و تحت تاثیر نیروهای خارجین".

شخصی که از طرف گالری با Annie تماس میگیره تا راجع به پیشرفت کاریش ازش سؤال کنه در اصل کارگردان فیلم یعنی Ari Asterه.


وقتی Annie میخواد Charlie رو که از مرگ مادربزرگش ناراحته دلداری بده، بهش میگه "میدونستی تو نوۀ مورد علاقه ش بودی؟ حتی وقتی بچه بودی اون بهم اجازه نمیداد بهت شیر بدم چون خودش میخواست این کار رو بکنه". Charlie جواب میده که "اون دوست داشت من پسر بودم". این مکالمه دو چیز یادمون میده: ۱) Ellen از بچگی حواسش به Charlie بوده و تر و خشکش میکرده، چون خودش Paimon رو وارد بدنش کرده بوده (Annie در جای دیگه به Charlie میگه که هیچوقت گریه Charlie رو ندیده حتی وقتی نوزاد بود. این میتونه نشونه وجود Paimon در Charlie باشه) و ۲) Paimon برای موندگاری دائم به بدن یه فرد مذکر نیاز داره و Charlie فقط یه میزبان موقته؛ برای همینه که Ellen آرزو داشته اون پسر می بود. Annie ادامه میده که "منم خیلی پسرونه بودم و از پیراهن و دامن و عروسک و چیز میزای صورتی حالم بهم میخورد". این نشون میده که همون طور که از اسم فیلم (موروثی) بر میاد، Ellen میخواسته Paimon رو در بدن بچه های خودش وارد کنه؛ اول از بدن Annie استفاده میکرده و بعد، وقتی میخواسته اون رو در بدن پسرش Charles بذاره، با مخالفت و خودکشی اون مواجه میشه. بعد از اون به Annie اصرار میکنه تا بچه دار بشه. Peter اولین بچۀ Annie بوده، ولی Annie اونو از Ellen مخفی میکنه. چون دومین بچه ش دختر بوده، این بار گاردش رو پایین میاره و Ellen به بچه نزدیک میشه، Paimon رو وارد بدنش میکنه و به یاد پسر خودش اسمش رو Charlie میذاره.
در طول فیلم ۳ کلمه نوشته شده بر روی دیوار میبینیم که بقول کارگردان فیلم، جزو دکورهایی از یه طلسم هستن که باید در جاهای مختلف خونه نوشته بشه. یکی از کلمه ها Zasasه که نقله که توسط Aleister Crowley (جادو جنبل باز انگلیسی ۱۸۷۵-۱۹۴۷) برای احضار جنی به اسم Chronozon استفاده میشده. کلمۀ Liftooch Pandemonium به معنی "درهای هرج و مرج (یا جهنم) رو باز کن"ه.


در کلاس درس Peter رو میبینیم که حواسش به همه جا هست الا حرفهای معلم راجع به Hercules که داستانش بسیار شبیه خونواده خودشه که با بی توجهی به نشانه ها هیچ انتخابی برای سرنوشت خودشون نداشتن.

تو همین صحنه، روی تخته سیاه عبارت Escaping Fate نوشته شده و معلم هم در حال توضیح دادنشه. این رفرنسی به فیلم Halloween (۱۹۷۸)ه که در صحنه ای ازش، شخصیت اصلی به توضیح همین مسئله در کلاس درس می پردازه. جالبه بدونید که Hereditary در همون روزی که آنونس فیلم Halloween (۲۰۱۸) پخش شد به روی پرده سینماها اومد.


در کلاس Charlie، میبینیمش که بجای پر کردن برگه امتحان مشغول تلاش برای جا انداختن سر یه روباته. در همین لحظه کبوتری با پنجره کلاس برخورد میکنه و میمیره. در زنگ تفریح Charlie رو میبینیم که سر کبوتر رو میبره و داخل جیبش میذارش. انگار Charlie از مرحلۀ کندن سر اسباب بازیها به مرحله کندن سر حیوونا ارتقا پیدا کرده باشه. این پیشگویی اتفاقات بعدی فیلم و رفرنسی به سنت بریده شدن سر برای انتقال Paimon از بدنی به بدن دیگه هم میتونه باشه.


مثلث یکی از سنبل های جادوگریه و یه بزرگش رو کف اتاق Ellen میشه دید.

وقتی Peter و Charlie به سمت مهمونی میرن برای یه لحظه تیر تلفنی رو میبینیم که روش سنبل Paimon حک شده. این همون تیریه که بعدتر سر Charlie باهاش برخورد میکنه.

در دقیقه ۵۰ فیلم وقتی Annie در حال رنگ کردن مدل مینیاتوری اتاق Charlieه، دستش رو به سمت قوطی رنگ نارنجی میبره. در همون لحظه حاله نور (Paimon) رو میبینیم که از پنجره به داخل میاد و بعد قوطی رنگ آبی که درش باز بود رو بروی میز برمیگردونه و رنگ به روی کاغذی میریزه که شمارۀ Joan (که بعد از Ellen ریاست گروه شیطانیش رو برعهده گرفته) روش نوشته شده.

وقتی Annie به خونۀ Joan میره صحنه رویارویی با جنازه Charlie توی ماشینش رو اینجوری تشریح میکنه: "بدنش با خون سیاه مثل قیر پوشونده شده بود". خون سیاه نقطه مشترک بین حامل های Paimonه. بعدا توی فیلم میبینیم که جسد نبش قبر شدۀ Ellen هم با خون تاریک و غلیظی آغشته شده.

چیزی که Annie توی چایی ای که Joan براش ریخته پیدا میکنه به گفتۀ Ari Aster نوعی گیاهه که Ellen به Charlie میداده تا بدنش رو برای حمل Paimon آماده کنه.
وقتی Joan توی پارکینگ فروشگاه Annie رو میبینه و متقاعدش میکنه تا باهاش بخونه ش بره تا روح نوه ش رو احضار کنن، توی صندوق عقب ماشینش یه جعبه آکبند تخته سیاه میبینیم. این همون تخته سیاهیه که Joan باهاش با نوه ش ارتباط برقرار میکنه و به دروغ میگه که به نوه ش تعلق داشته.
برای ضبط صحنۀ ظاهر شدن نوشته بر روی تخته سیاه، عوامل جلوه های ویژه یه آهنربای کوچیک توی گچ کار گذاشتن و اون رو با یه آهنربای قوی در پشت تخته سیاه جوری تکون دادن که چیزی رو که میخوان بنویسن.

خانم Joan از Annie میخواد تا برای احضار روح Charlie طلسمی رو در حضور تمام افراد خونواده بخونه ولی در اصل این کار برای آماده سازی شرایط خونه و خونواده برای انتقال Paimon به جسم Peter بوده. وقتی Annie دستورالعمل رو بصورت تمام و کمال با حضور Steve و Peter انجام میده این روح Charlie نیست که لیوان رو تکون میده، بلکه Paimonه.

نوشته ای که برای احضار Paimon نوشته شده مخلوطی از زبان های عبری و اینوکایی ه.

یه نظریه راجع به مدلهای مینیاتوری که Annie از روی خونه ش یا اتفاقاتی که برای خونواده ش میوفته میسازه اینه که با ساختن اونها Annie میخواد به خودش بقبولونه که بر خونواده ش و این اتفاقات تسلط داره و زمانی که بهش ثابت میشه که هیچ چیز تحت کنترلش نیست دست به خراب کردنشون میزنه.

در یکی از مدلهای مینیاتوری بدن بدون سر Peter رو بروی تختش میبینیم؛ دقیقا مثل همون اتفاقی که توی کابوسش میدید و فک میکرد که مادرش میخواد سرش رو از تنش جدا کنه.
به روی تخت Charlie دفتر نقاشیش رو میبینیم که در هر صفحه ش چهره Peter با چشمهای ضربدر خورده کشیده شده. ضربدر روی چشمها به این معنیه که قراره تا روح واقعی Peter از بدنش بیرون کشیده بشه تا Paimon بتونه جایگزینش بشه.

در صحنه ای که داخل کلاس، Peter تصویر خودش رو توی شیشۀ کابینت با لب خندون میبینه، استادش داره داستان Iphigenia دختر Agamemnon رو تعریف میکنه. داستان رو به تفصیل تو نقد مربوط به فیلم The Killing of a Sacred Deer توضیح دادم. Agamemnon در راه حمله به Troy مجبور به قربانی کردن Iphigenia شد. این رفرنسی به قربانی شدن Charlie.

تو مصاحبه ای Alex Wolff، بازیگر نقش Peter، گفت که برای ضبط صحنه ای که در اون صورتش رو به صندلی میکوبه میخواسته انقد این کار رو محکم و جدی انجام بده که دماغش بشکنه ولی Ari Aster این پیشنهاد رو رد میکنه و بهش میگه که نیازی به این کار نیست چون برای این صحنه صندلی ای نرم و بالشتکی بهش میدن. وقتی Wolff صورتش رو به صندلی میکوبه متوجه میشه که فقط لایۀ رویی اون نرمه و زیرش تخته چوب سفته! این باعث میشه که فک ش از جا در بره.

وقتی برای دومین بار Annie دفتر نقاشی Charlie رو داخل شومینه میندازه برعکس دفعه اول که خودش آتیش گرفت، Steve غرق شعله میشه. Steve چون از خون Ellen نیست جسمش مورد پسند و مناسب حضور Paimon نیست (رفرنس به اسم فیلم) ولی Peter داستانش جداس. Aster تو مصاحبه ای میگه که Annie فک میکرده که کنترل اتفاقات رو در دست داره و با سوزوندن کتاب و متعاقبا قربانی کردن خودش از ادامه این اتفاقات جلوگیری میکنه اما اون هم مثل داستان Hercules هیچ قدرت انتخابی نداره و Steve آتیش میگیره. Annie از این اتفاق شوکه میشه ولی با ورود حاله نور به بدنش حسش عوض میشه و میره سراغ Peter.


در انتهای فیلم، برای ضبط صحنه ای که در اون Annie سر خودش رو میبره، از یه گردن مصنوعی و سیم پیانو استفاده شده.

وقتی Peter خودش رو از اتاق زیر شیروونی به پایین پرت میکنه و میمیره اول یه سایه از روش میگذره که روح مادرشه بعد هالۀ روشن که Paimonه وارد بدنش میشه.

در داخل خونه درختی مانکنی رو با سمبل Paimon روی سینه ش و سر Charlie روی شونه هاش میبینیم. در سر عصای مانکن دستی هست که حالتش خیلی شبیه حالت دست Peter وقتی داخل کلاس دچار جن زدگی شده. از طرف دیگه، دست راستش حالتی مشابه با حالت دست حضرت مسیح تو نقاشیهای قرون وسطی (با انگشت اشاره و وسط به سمت بالا و انگشت حلقه و کوچک جمع شده در کف دست و انگشت شست موازی انگشت اشاره ولی با کمی خمیدگی) داره با این تفاوت که در مدل Paimon دست به سمت پایین گرفته شده که این اهانت به مسیح و دشمنی با اون رو نشون میده. بروی سر Paimon هم تاجی به شکل هاله نور دیده میشه که در نقاشی ها مشابه ش رو دور سر حضرت مسیح میشه دید. این به این معنیه که دنباله رو های Paimon او رو نجات دهنده بشر میدونن نه مسیح. حین مراسم تاجگذاری، Joan با اسم Charlie اون رو صدا میزنه. این به این خاطره که Paimon برای سالها Charlie صدا زده شده.



صحنۀ آخر داخل خونه درختی طوری فیلمبرداری شده که انگار مدل مینیاتوریه. پس فیلم با مینیاتوری که شبیه واقعیته شروع میشه و با صحنه واقعی که شبیه مینیاتوره تموم میشه. تو مصاحبه ای Aster گفت که این صحنه از فیلم The Night of the Hunter الهام گرفته شده.

اگر دقت کرده باشید در پایان فیلم وقتی اسامی بازیگرا روی صفحه ظاهر میشه بعضی حروف از اسم بالا به اسم پایین حرکت میکنن درست مثل به ارث رسیدن چیزی از والدین به فرزند (رفرنس به اسم و داستان فیلم).




کامنتها ۰
برای مشارکت وارد شو.
هنوز کامنتی نیست. اولین نفر باش.