
فیلم Bird Box به کارگردانیِ خانم Susanne Bier در ماه دسامبر سال ۲۰۱۸ توسط Netflix به روی پردۀ سینما رفت. این فیلم که در ژانر وحشته به اشتباه و بخاطر شباهت جزئیش با فیلم A Quiet Place (به کارگردانی John Krasinski در سال ۲۰۱۸) از نظر خیلیا وام گرفته ازون فیلمه. این درصورتیه که Bird Box بر پایۀ رُمانی با همین عنوان به نوشتۀ Josh Malerman ساخته شده و این رُمان ۴ سال قبل از به روی پرده رفتنِ A Quiet Place منتشر شده.
جالبه بدونید که Sandra Bullock، بازیگر نقش اول فیلم، ۵۰% زمان بازیش رو با چشمهای بسته انجام داد. Bullock حتی حاضر نشد توی چشمبندش سوراخی درست کنه تا ببینه داره چیکار میکنه و فقط در جایی که میبایست یکی از بچهها رو بغل میکرد و میدوید یکی از لایههای پارچۀ چشمبندش رو کم کرد.

فیلم Bird Box در ظاهر داستان خانمیه که تو دنیای هیولاها برای زنده موندن و نجات پیدا کردن در تقلا و کشمکشه، ولی با یه نگاه عمیقتر به داستان متوجه زنی میشیم که در حال غلبه بر ناتوانیش در دوست داشتن و برقراری ارتباطه. برای درک بهتر فیلم باید از اول ماجرا یعنی جایی که شخصیت اصلی فیلم، Malorie (با بازی Sandra Bullock)، معرفی میشه تا اونجا که فیلم رو به پایان میرسونه رو مورد بحث قرار بدیم. اینکه چه جوری متحول میشه و چه چیزایی توی این مسیر یاد میگیره هستۀ اصلی فیلم رو تشکیل میدن. وقتی Jessica (با بازی Sarah Paulson)، خواهر Malorie، به ملاقاتش میاد، متوجه شخصیت منزوی و گوشه گیر Malorie میشیم؛ یخچالش خالیه و خواهرش باید براش غذا بیاره، از خودکشیهای گروهی که تو روسیه اتفاق افتاده و همه جا خبرش پیچیده بی اطلاعه و بیرون کشیدنش از خونه حتی برای دیدن یه اسب عرب با اصالت کار حضرت فیله! در ضمن متوجه میشیم که Malorie با مادرش هم به طور مستقیم در ارتباط نیست و از حال و احوالش توسط Jessica مطلع میشه؛ انگار خودش رو از دنیا جدا کرده. چیزی که این صحنه بخوبی میرسونه، انزوا و اوضاع بد دنیا نه تنها از طریق دیالوگها بلکه از طریق پیامهای تصویریه اونه؛ صحنه با قلموی سیاهی که به روی کانوا کشیده میشه شروع میشه. خیلی جالبه وقتی میفهمیم که شخصیت اصلی فیلمی که در اون آدما نباید به اطراف نگاه کنن (بخاطر هیولا) یه نقاشه! تقریبا تمام تابلوهای نقاشی در استودیوی Malorie، تمی تاریک و افسرده دارن. Jessica به یکیشون که از همه بزرگتره اشاره میکنه و میگه که "به نظر میرسه که توی تابلو کلی آدم در کنار همدیگه نشستن ولی همه شون به شدت حس تنهایی میکنن." و چه توصیفی از این قشنگتر برای جامعۀ امروزه؟ از هر زمانی تو تاریخ ارتباطمون با همدیگه بیشتره ولی همچنان با روند افزایشی افسردگی درگیریم. جوابی که Malorie به خواهرش میده، پیام اصلی فیلم رو به ما میرسونه: "تنهایی یه امر پیش پا افتاده و جانبیه و به ناتوانی افراد در برقراری ارتباط برمیگرده".

شخصیت اصلی فیلم از مشکلش مطلعه ولی هیچ قدمی برای حل اون برنمیداره و فقط با گذروندن اتفاقات هولناک فیلمه که به خطاهای زندگیش پی میبره و شروع به برقراری ارتباط با بقیه میکنه. اگه به بقیه نقاشیهای Malorie دقت کنیم متوجه یکی از اونها که زنی رو در تاریکی نشون میده میشیم؛ منزوی و تنها، درست مثل Malorie. یا نقاشی ای که زن دیگه ای رو در تاریکی و در مقابل منفذ نوری که نماد امیده نشون میده. همینطور که فیلم پیش میره، Malorie با سناریوهای مختلفی مواجه میشه که نظرش رو نسبت به زندگی به چالش میکشن و مجبورش میکنن تا خودش رو با شرایط وفق بده و سرانجام اجتماعی شدن و دوست داشتن رو تجربه کنه. به هر حال Malorie و Jessica رو میبینیم که به بیمارستان میرن و باید بهتون بگم اینکه Malorie ژاکتی آبی با یقۀ پَردار پوشیده اصلا تصادفی نیست؛ Malorie مرغ آبی (نماد ناراحتی، افسردگی و تنهایی) داستان ماست. در راهروی بیمارستان خانمی در لباس آجری رنگ لبخند زنان مشغول صحبت کردن با تلفن همراهشه، Jessica هم داره با تلفن حرف میزنه و لبخند به لب داره. هر دو شخصیت با برقراری ارتباط با شخصی دیگه خوشحال و شادن، درحالیکه Malorie که باید در این روز بزرگ (چک کردن بچه ش در سونوگرافی) خوشحال باشه، خیلی بی تفاوت و ناراحت و تنها جلوه میکنه. رنگ آبی بارها در وسایل مرتبط با Malorie (مثل آگهی مرتبط با اهدای سرپرستی بچه که دکتر بهش میده) به چشم میخوره. در طول فیلم چشمبند آبی به چشم داره و در صحنه ای که به Olympia (زن حامله ای که به اونها میپیونده با بازی Danielle Macdonald) قول نگهداری از بچش رو میده، بهش کیفی آبی رنگ که روش عبارت "Thank You" نوشته شده رو میده. این بصورت نمادین به معنی برطرف کردن قسمتی از ناراحتیش توسط Olympia و قدردانی Malorie ازشه. Malorie که با عده ای دیگه توی یه خونه گیر افتاده باید یاد بگیره که برای نجات باید با بقیه ارتباط برقرار کنه.
افراد خونه به فروشگاهی میرن و از اونجا قفسی با سه پرنده میارن که هم از وجود هیولا مطلعشون میکنه و هم نمادیه به امید و آزادی زندانی شده. وقتی Tom (مرد سیاهپوستی که Malorie رو همراهی میکنه با بازی Trevante Rhodes) برای بچهها (با اسمهای Girl و Boy) داستان چیزی رو که در بالای درخت دیده تعریف میکنه، میگه که اونا پرندههایی بودن که پرواز کردن و درخت رو ترک کردن. اینجاست که Malorie بهش میگه که داره به بچهها امید الکی میده. میبینیم که شخصیتش هنوز تغییری نکرده. Tom بهش میگه که بچهها به این امید که بالاخره یه روز رها میشن احتیاج دارن. اسم فیلم یعنی Bird Box هم اشاره داره به همین سه پرنده که Girl توی یه جعبه با خودش اینور اونور میبره. جالبه وقتی میبینیم که کاراکترهای فیلم که آزادی ازشون سلب شده و تنها از روزنههایی حق دیدن دنیای پیرامونشون رو دارن، خودشون این پرندهها رو توی جعبه ای محبوس کردن و فقط چند تا سوراخ برای رسیدن نور و هوا توش ایجاد کردن. البته توی فیلم به غیر از پرندهها از حیوونهای دیگه ای مثل اسب عربی برای ایجاد ایدۀ آزادی استفاده شده (اسبها سابقۀ طولانی در ارتباط با مسئلۀ آزادی دارن). اسبی که Jessica اصرار داشت Malorie ببینه ولی بعدا اون رو توی اخبار دید. همون اسبی که میخواست برای خواهرش بخره ولی حالا به آزادیش رسیده. تنهایی Malorie در خونۀ پناهجویان وقتی Olympia تصمیم میگیره تا باهاش هم اتاقی بشه به عرصۀ نمایش درمیاد. Olympia بهش میگه که "بچهها توی شکم متوجه تنهایی مادرشون میشن". وقتی ازش راجع به خونوادش میپرسه، Malorie بهونه ای دست و پا میکنه و اتاق رو ترک میکنه. میدونیم که با مادرش در ارتباط نیست و بعدا میفهمیم که باباش آدم جالبی نبوده و Ryan، مردی که حامله ش کرده گذاشتش رفته. تمام این بدبیاریها که روی شونه ش تلنبار شده دلیل دید منفی Malorie به زندگیشه. ولی این منفی گرایی به معنی بد بودن Malorie نیست همونطوری که بارها در طول فیلم میبینیم که تو موقعیتهای حساس تصمیمات درست و انسانی میگیره، مثلا وقتی در مقابل Douglas (با بازی John Malkovich) که پیشنهاد موندن توی فروشگاه و بیخیال شدن بقیۀ افراد توی خونه رو داد وایستاد یا عشقش به حیوونها (پرندههای توی قفس) و یا سیسمونی که برای Olympia خرید.

قسمت دردناک همۀ اینها اینجاست که میبینیم Malorie در باطن میخواد که ارتباط برقرار کنه ولی متوجه ش نمیشه و یا اونقد قوی نیست که قدمی در جهتش برداره. تلخترین جنبۀ ناتوانی Malorie برای ارتباط برقرار کردن جاییه که بجای نامگذاری بچهها، که یکیشون از پوست و خون خودشه، اونها رو Boy و Girl صدا میزنه. میدونیم که اسمگذاری به روی هر چیزی، حالا میتونه شیء، حیوون یا انسان باشه، باعث برقراری عاطفه با اون چیز میشه. به عبارت دیگه به اون چیز جنبۀ انسانی میده. حتی به اشخاصی که گمارده میشن تا کسی رو بکشن معمولا پیشنهاد میشه تا کمتر راجع به زندگی اون فرد (حتی اسمش) بدونن تا بدون ایجاد حس عاطفی، مأموریتشون رو انجام بدن. پس نگذاشتن اسم به روی بچهها فقط برای دوری از برقراری ارتباط با اوناس. Malorie بیشتر مثل یه تلاشگر جهت نجات عمل میکنه تا یه مادر. حتی جایی Tom رو میبینیم که بهش میگه "اونا احتیاج به یه مادر دارن و باید دوستشون داشته باشی چون احتمال از دست دادنشون تو هر لحظه وجود داره". بدتر اینکه، حتی بچهها هم او رو "مامان" صدا نمیکنن و بهش میگن Malorie. البته همۀ اینها بعد از سفر دو روزۀ Malorie و بچهها به روی رودخونه تغییر میکنه. بعد از چپ شدن قایق و گم کردن بچهها، انگار معنی و حس واقعی تنهایی رو بالاخره میچشه. از دختر (Girl) معذرتخواهی میکنه. وقتی احساس میکنه که هیولا پشت سرشه بهش التماس میکنه تا بجای بچهها خودش رو ببره. آماده س که بخاطر عشقش به اون بچهها خودش رو قربانی کنه. در آخرین صحنه (در مدرسه نابینایان) هم برای اولین بار میگه که مادرشونه و براشون اسم انتخاب میکنه. Malorie سفرش رو کامل میکنه و در کنار پرندههای آزاد به ادامۀ زندگی میپردازه.

حالا بیاید به این بپردازیم که بالاخره اون هیولا چی بود! خب ببینیم چی راجع بهش میدونیم؛ اوایل تابستون بود که یه نیروی عجیب و غریب در سیبری و روسیه که مردم با دیدنش دست به خودکشی میزدن شروع به آشکار شدن کرد. این نیرو در عرض چند روز به کالیفرنیا، یعنی جایی که داستان توش اتفاق میافته، رسید. نیرو باعث تغییر در حالت روانی مردم میشد که بسته به قربانی به شکلهای مختلفی عمل میکرد، مثلا آدمای شادی مثل Jessica یا Lydia (زن Douglas) خودشون رو کشتن. Malorie در جایی گفت که این نیرو، خواهرش رو غمگین کرده بود. انگار که این نیرو یادآور تلخترین لحظات زندگی افراد بوده و جوری افسرده شون میکرده که ترجیح میدادن تا بمیرن. وقتی Lydia (با بازی Rebecca Pidgeon) تحت تأثیر نیرو قرار گرفت، صدای مادر فوت شدش رو شنید که باهاش صحبت میکرد. در بعضی مردم هم این نیرو باعث تغییر در تفکراتشون میشه و اونها رو با خودش متحد میکنه و اونها به بقیه آسیب میرسوندن. این دسته افراد معمولا گذشته ای پرخشونت داشتن مثل همکار Charlie (یکی از پناهجویان در خونه با بازی Lil Rel Howery) در فروشگاه که گویا مجرم سابقه دار بوده و از تیمارستانی در Northwood فرار کرده بوده. اینها کسانی بودن که قبلا با بدترین و تاریکترین ترسهاشون مواجه شده بودن. مجری اخبار گفت که این نیرو یه ویروس نیست و مبدأ و ریشۀ مشخصی نداره. ولی Charlie که عشق تئوریهای توطئه بود مطمئن بود که این اتفاق یا نیرو همون آخرالزمانه و انسانها دارن توسط موجوداتی که به شکل بدترین ترسهاشون، عمیقترین غمهاشون و بزرگترین از دست دادههاشون هستن قضاوت و محاکمه میشن. تمام این نیروها که از ادیان و افسانههای مختلف هستن ذهن قربانیهاشون رو تغییر میدن مثل Aka Manah (اکومن یا روح پلید که در آیین زرتشتی فرستاده ای از اهریمن برای از راه بدر کردن زرتشت و مردم با استفاده از عنصر شهوته)، Surgat (از آیینهای قدیمی مسیحیت که باعث میشه زنان حامله فک کنن توی رحمشون بجای بچه، خرچنگ و عنکبوته - چهرۀ Malorie وقتی اسم اون رو میشنوه خیلی جالب تغییر میکنه)، Huli Jing (از افسانههای چینی که معمولا ارواحی به شکل زنان زیبا هستن و مردها رو گول میزنن. اونها میتونن به شکل عزیزان تازه فوت شده در بیان و یا قربانی رو به چیزی که براش مفید نیست راهنمایی کنن) و Puca (از افسانههای سنتی سلتیکه که قدرت تغییر شکل داره) که از نظر Charlie همه یکی هستن و به معنای پایان بشریتن.
میدونیم که آدما نباید بهشون نگاه کنن و در طول فیلم هم هیچوقت اون رو نمیبینیم. کارگردان فیلم، خانم Susanne Bier، میخواد که بیننده خودش رو در جای شخصیتهای فیلم بذاره. تنها تصاویری که از اونها میبینیم طراحیهای Gary (مردی که به خونۀ پناهجویان میاد ولی باعث مرگ چند تا از افراد میشه با بازی Tom Hollander)ه. مشخص نیست که اینها تصاویر این هیولاها هستن یا برداشت Gary از اونها. ولی من ترجیح میدم که فک کنم اونها تصاویر اجنههایی هستن که قبلا تر Charlie بهشون اشاره کرد. به هر حال در پایان فیلم، اونجوری که توی فیلم A Quiet Place (به کارگردانی John Krasinski در سال ۲۰۱۸) دیدیمه شاهد هویت این هیولا نیستیم، ولی کل نکتۀ فیلم همینه! بزرگترین هیولا، درون ما وجود داره. همون هیولایی که هولناکترین ترسمون و غمگینترین از دست دادنمون رو تشکیل میده و تنها با رو در رو شدن با این جنهای درونی (در مورد Malorie، ناتوانیش برای برقراری ارتباطه) هست که میتونیم پیروزمندانه نجات پیدا کنیم.
در مورد دلیل دیده نشدن هیولاها یه نظریه دیگه هم وجود داره که میگه همونطور که Charlie قبلا گفته بود، اونها برای هر فرد به شکل متفاوتی ظهور میکنن پس امکان نشون دادن اون برای بینندهها وجود نداشته، البته خانم Bullock تو مصاحبه ای میگه که توی یه صحنۀ حذف شده از فیلم میشده چهرۀ هیولا رو دید. او گفته بود که "هیولا یه مرد سبز با صورتی وحشتناک و به شکل نوزاد بود... اون شبیه مار بود و اولین بار که قرار بود باهاش رو در رو بشم حسابی ترسیده بودم. وقتی وارد اتاق شد، پشتم رو بهش کرده بودم، اونم شروع کرد به صدای غرش درآوردن. وقتی برگشتم به سمتش از خنده روده بر شدم! اون فقط یه بچۀ چاق دراز بود!"
حالا اگه دوباره برگردیم به طراحیهای Gary و اونهایی که نشون دهندۀ چشمهای آتشین هستن و همون پروسۀ دیدن هیولا رو به تصویر کشیدن رو حذف کنیم، سه تا طرح باقی میمونه. یکی از اونها صورت موجودیه که در ناحیه فک زائدههایی هشت پا مانند داره. خیلی شبیه موجودی به اسم Cthulhu (حتما عکسش رو توی Google سرچ کنید)ه. Cthulhu موجودی خدا گونه س که توسط آقای H. P. Lovecraft نویسندۀ داستان کوتاه The Call of Cthulhu ساخته و پرداخته شده. Cthulhu از دنیایی فرازمینی به اعماق اقیانوسهای زمین اومده و منتظر بیدار شدنه. آقای Josh Malerman نویسندۀ Bird Box تو مصاحبه ای در سال ۲۰۱۵ میگه که "معلمی بهم گفت که اگه آدم بخواد "بینهایت" رو درک کنه صد در صد دیوونه میشه. این مسئله برای من خیلی ترسناک جلوه میکنه. پس فک کردم که چی میشد اگه آدم بَدۀ یه داستان "بینهایت" باشه که جسم گرفته". پس هیولای Bird Box از بینهایت الهام گرفته شده و جالبه بدونید که کتاب Cthulhu هم بر پایۀ ناچیز بودن بشر در مقابل ایدۀ بینهایت نوشته شده. در این کتاب وقتی آدمها با Cthulhu مواجه میشن میزنه به سرشون و دیوونه میشن. البته مثل فیلم Bird Box، این اتفاق برای همه نمیفته و یه سری شروع به پرستش Cthulhu میکنن. بقیه طراحیهای Gary هم تشابه زیادی با بقیه موجودات کتاب The Call of Cthulhu مثل Chaugnar Faugn و Night-Gaunt دارن.

جالبه بدونید صحنههایی که توی بخش اخبار نشون داده شد تصاویری واقعی از یه حادثه وحشتناک که در ۱۶م ماه June سال ۲۰۱۳ در Lac-Megantic کِبِک کانادا اتفاق افتاد هستن. اون روز یه قطار باربری حامل نفت خام از ریل خارج میشه و با انفجارش جونِ ۴۷ نفر آدم رو میگیره. البته Netflix بخاطر این کار معذرتخواهی کرده ولی از خارج کردن این تصاویر از Bird Box امتناع کرده.

بعد از پخش فیلم، یه چالش بیخود به اسم Bird Box challenge بین بینندههای فیلم شروع شد که چشمبند میبستن و مسافتی رو به همون شکل طی میکردن و ویدئوهاشون رو روی YouTube به اشتراک میذاشتن. طی این چالش کلی دست و پا شکست و کار به جایی رسید که Netflix طی بیانیه ای ازشون خواست که دست از این کار بردارن.
پایان داستان در رمان Bird Box یکمی تاریکتر از اون چیزیه که توی فیلم میبینیم. هرچند، در هر دو نسخه Malorie و بچهها به سلامت به پناهگاه میرسن، توی کتاب داستان یکمی تلختر تموم میشه؛ توی این نسخه، وقتی به پناهگاه میرسن و حس امنیت میکنن متوجه میشن که خیلی از اهالی نابینای پناهگاه برای در امون بودن از شر هیولا خودشون رو کور کردن.



کامنتها ۷۵
برای مشارکت وارد شو.
من عاشق این ژئانر هستم اماااااا این فیلم غیر از صحنه پردازی و بازی خوب ، چیزی نداشت.. داستان ؟ ایده؟ مفهوم؟ هدف؟ بالاخره این نیروی اهریمنی که دنیا رو نابود کرد چی بود؟؟ اگر فیلم فلسفی بود و قرار بر درد کنش های انشانی و اجتماعی بود ، نبایست اینقدر متافیزیکی ارائه میشد. اگر مشاله متافیزیکی بود ، رئالیتی ماجراش زیادی داره تو ذوق میزنه.. من از ۱۰ بهش بیش از ۵.۵ نمیدم
@avahya مطالب داخل صفحات رو مطالعه کردید؟
@cheshme3om بله
@cheshme3om منتهی به نظرم به این اندازه ای که سر و صدا کرده جذاب نبود.. میشد خیلی بهتر باشه
@avahya درسته... کلا فیلما برای اینکه بفروشن مجبورن سرو صدای الکی تولید کنن... نمونه ش فیلم "درایو" که برای ایجاد این سر و صدا، براش تِرِیلرِ متفاوت با جَوِ فیلم ساختن.
فیلمو کامل دیدم نمیدونم چرا فکر میکنم نویسنده ی کتاب از روی رمان کوری قسمتایی رو برداشته و تغییر داده و نتیجش شده این .وقتی اینجور شباهت هایی وجود داره واقعا دیدنش برام سخت میشه.دقیقا این حالت برام بین سریال فرندز و how i met your mother اتفاق افتاد
یه سوال دیگه مگه اکثرا خودکشی نکرده بودن؟ یا دیوونه نبودن؟ پس تکلیف نیروگاه های هستهای چی میشه؟ اون طوری که کل زمین نابود میشه🤔
@kasrashojaeii ببینید آدما دو دسته شدن. درسته؟ یه سری خودکشی میکردن و عده ی دیگه بقیه رو به دیدن هیولا تشویق میکردن و اگه کسی سر باز میزد میکشتنش. پس دلیلی نداشته کسی اسلحه بگیره تو دستش و الکی بقیه رو بکشه یا با بمب اتم همه رو نابود کنه.
@cheshme3om 💪😍عالی بود
@kasrashojaeii مخخخلصتم ❤️
@kasrashojaeii ببخشید من متوجه سوالتون نشدم. نیروگاه هستهای کجای فیلم نشون داده شد و ارتباطش با داستان چی بود؟
@zahra.abdolghani نه منظورم به این فیلم نبود، کلا فیلم های آخرالزمانی یه مشکل اصلی که با واقعیت دارن اینه که اگه اکثریت مردم بمیرن حتی اونایی که تو نیروگاه های هستهای کار میکنن، پس اگه یه دفعه طی این سالها مشکلی برای نیروگاه پیش بیاد باعث میشه یه چرنوبیل دیگه رخ بده
@zahra.abdolghani و به خاطر همون واکنش، یه واکنش دومینو وار شکل میگیره و باعث میشه یه منطقهی بسیار بزرگی از زمین شروع به از بین رفتن بکنه و همینطور برای نیروگاه های دیگه اگه این اتفاق بیوفته باعث میشه رادیواکتیو دیگه چیزی رو زمین باقی نذاره
@kasrashojaeii آها، متوجه شدم. ممنون 🙏
دیدن بقیۀ کامنتها (۶۱)بستن بقیۀ کامنتها
میتونید چند تا فیلم مثل همین موضوع رو بهم معرفی کنید؟
@zahra.rxz A Quiet Place I and II, Don't Breath
@cheshme3om خیلی ممنونم 🙏🏼
@zahra.rxz خواهش میکنم 🙏🏻
@cheshme3om ببخشید اینایی که معرفی کردید ترسناکن؟!؟ چون سرچ کردم دیدم نوشته ژانرش وحشته و من از فیلمای ترسناک خیلی بدم میاد. فقط توی همین سبکی که این قفس پرنده بود ، میتونم ببینم..
@zahra.rxz قفس پرنده هم تریلر / ترسناکه
@cheshme3om ترسناک نبود اخه
اقا نمیشه فونت تکسات رو ییییی کوچولو بزرگتر کنی؟بخدا بعد عمل کردن چشمام باز دارن ضعیف میشن بخاطر پیجت😂😂😂❤
@farzad.hanafi باور کنید با در نظر گرفتن فضای کم (کمتر از نُه صفحه) و مطلب زیاد برای نوشتن نمیتونم فونت رو بزرگتر کنم. یعنی میشه ها ولی باید کلی از مطالب رو ننویسم
@cheshme3om الان فک کنم مربع هست ..اندازه پست مستطیل عمود هم هست و میتونی تست کنی
@farzad.hanafi من هم موافقم با نظر ایشون
@eddyninja ایده ی عالی ای بود... چشم... ممنونم
@savi.es
@amirhosseinraeesi دیدی حاجی ؟
@savi.es bale
@amirhosseinraeesi من عید دیدمش خیلی موضوعه باحالی داشت
@savi.es اینجا نقدشو بخون جالبه برات
نميشه فونت رو بزرگتر كرد چشمام در اومد😑
@parsamaleki باور کنید با در نظر گرفتن فضای کم (کمتر از نُه صفحه) و مطلب زیاد برای نوشتن نمیتونم فونت رو بزرگتر کنم. یعنی میشه ها ولی باید کلی از مطالب رو ننویسم
@cheshme3om بنظرم با فونت بزرگتر استوري هايلايت درست كنيد
@parsamaleki خیلیا استوری ها رو نمیبینن، صفحه بالای هشت هزار عضو داره ولی فقط سه هزار نفر استوریها رو میبینن. ازین به بعد صفحه های عمودی رو برای پست ها بجای مربع انتخاب میکنم
كَس ، فونت صفحه آخر قبل از عكس رو لحاظ كن لطفن . اينجورى ممكنه خيلى ها حوصله شون نكشه بخونن مطالب رو ، حيفه . ميتونى دو پارتش كنى اگه جا نميشه
@el_taheripour اِلی جونم... من خودم پست های متعددی که مربوط به یه موضوع میشن رو حوصله م نمیاد بخونم. برای پست های بعدی از صفحات مستطیلی عمودی که جای بیشتری بهم میدن استفاده میکنم
@cheshme3om ايول ، چون مطالب خيلى خوبن و حيفه واقعن👍🏻
@el_taheripour قربوووووونت برم... مررررسی ❤️❤️❤️❤️❤️
این فیلم را دیدم و از موضوع متفاوت و بازی خوب خانم ساندرا لذت بردم . فیلم خوب = شعور انتخاب تماشاچی . . متشکر از معرفی ، تحلیل خوب و کمک به بالا بردن سطح دید عمومی .. موفق باشید . 🌷🍀👌
@amirmasoudmina ممنونم از محبتتون... شما همیشه لطف دارید نسبت به بنده ❤️
مثل همیشه عالی بود داداش تحلیلات از هز چیزی خوندنی و دقیق و با علمه واقهن دمت گرم و خسته نباشید
@night.side مخخخخلصصصصتم آقا... مرسی... لطف داری❤️
اگه جا نمیشه تو دوتا پست یا بیشتر بنویسین حتما که نباید تو یه پست باشه ممنون از نقد زیباتون
@m.ebrahim87 ببینید من خودم جایی پست های متعدد برای یه موضوع ببینم حوصله م سر میره. برای پست های بعدی از صفحات مستطیلی عمودی که جای بیشتری بهم میدن استفاده میکنم
فیلم خوبی بود ممنون از توضیحات مفید👌
@moein_amiir خواهش میکنم. مرسی 🙏🙏
👌
@eddyninja 🙏❤️🙏
تو اون قسمت که گفتی دو تا تئوری برای اون هیولا وجود داره، میشه گفت که تئوری اول که اون همون ترس مردم از بزرگترین ترس زندگیشون هست باعث خودکشی میشه..... البته من چون قبل تر از فیلمش رمانش رو خوندم درک فیلم خیلی برام راحتتر بود برا همین حس میکنم اگه فیلم و کتاب رو در کنار هم بذاریم بیشتر به همون تئوری اول برمیگردیم...... ولی حیف شد که تم داستان فیلم تا حدودی از دارک بودنش در اومده بود 🙄... فقط تنها چیزی که به قول خودم اومدم قبل از شما بهش پی ببرم رنگ لباس بود که اشتباه برداشت کردم 😂
@kasrashojaeii به نظر من هم اون هیولا چیزی نیست جز بزرگترین دردی که هممون تو دلامون داریم... دردی که خلاصی ازش فقط مرگه... آقا من مخلص شمام... مرسی بخاطر پیامت ❤️
نقد هات درباره فیلم ها عالیه،فقط یه پیشنهاد داشتم اینم اینکه نمره های سایت های مختلف رو پایین هرنقد بنویسید و خودتون هم نمره بدید
@ashkan_fox ممنونم از لطفتون... چشم اگه یادم بمونه نمراتی که سایت های معتبر دادن رو مینویسم... ولی هیچوقت خودم رو در حدی ندیدم که بتونم به فیلمی نمره بدم. شاید دلیل این باشه که توی ذهنم توی هر ژانر فیلمی رو ندارم که نمره ی کامل بگیره. اما پیشنهاد خیلی خوبی بود. سعی میکنم انجام بدم. ممنونم🌹
شاید بهتر باشه به جای هیولا، از حقیقت استفاده کنیم، وقتی افراد با حقیقت رو به رو میشن، یعنی حقیقتِ حقیقت، خودشون رو کوچکتر از اینی میبینن که بتونن باهاش کنار بیان، حتی حرفی هم ازش نمیزنن، ولی این وسط تنها افرادی که زنده میمونن، همون دیوونه ها هستن، یعنی در مواجهه با حقیقت یا خودتو میکشی، یا دیوونه میشی( یا شاید اینجوری باشه که دیوونه ها زودتر حقیقت و شناختن یا حداقل نزدیک بهش هستن، واس همین باهاش کنار میان و بقیه رو هم بهش دعوت میکنن) داستان میتونه خیلی نمادین تر باشه، یعنی بازمانده ها اونایی هستن که هیچوقت چشمشون رو باز نکردن، یکسری ها انتخاب کردن که نبینن، و یکسری ها چاره ای جز ندیدن نداشتن، حقیقت همیشه ترسناک ترین چیز برای انسان بوده، واسه همین همه ترجیحشون فرار بوده به هر طریقی، خیلیا با دین، با اعتقاد به یه نیروی خیل
@siaw_sh با اعتقاد به یه نیروی خیر که حواسش بهشونه، به هر روشی، و وقتی که میخوان باهاش مواجه شن، چشماشون رو میبندن، چون تنها راه فرارشون، ندیدنه
👌👌👌
@amirosenam 🙏🙏🙏
خیلی جالبه الن ک متن نقد رو خوندم برام بیشتر قابل درک شد چون در زمان مشاهده فیلم تنهایی عجیبی منو فرا کرفته بود و اذیتم میکرد هرچند اشتیاق ب دیدن ادامهاش ازارم رو کم میکرد💙🤘 ممنونم از نقد زیبات مثل همیشه درجه یک
@behradhasibi ممنونم که همیشه متن ها رو مطالعه میکنید و لطف دارید نسبت به بنده ❤️❤️❤️🌹
عالی نوشتین👌👌نظر منم با شما در مورد هیولا یکیه👌🌹
@elham__nazaripv ممنونم از محبتتون 🌹🌹🌹
👍👍👍👍😍
@shoarnazi 🙏🙏🙏🙏🌹
👌👌👌🌹
@yalda_as72 🙏🌹🙏
عالی بود👌🏻👏🏻
@_fatemeh_.ghorbani 🙏🏻🙏🏻🙏🏻
میخوام برم ببینمش😐
ولی اصلا از فیلمش خوشم نیومد 🤐🤐
حیف ک قبلش فیلم زیبای مکان ساکت رو دیده بودم!!
قسمتی از نقد نوشته شده ک اون موجود رو فردی سبز رنگ با صورتی بچگونه ساختن ک حذو شده.اینکه طرف سبز میپوشه خودش اصن داستان داره.صورت بچگونه مظهر معصومیت و نورانی بودن چهرس و سبز هم ک برای امامان بوده.نمدونم حرفم درسته یا ن ولی انگار گریزی داره به حضرت مهدی و اخرالزمانی ک ایشون پدیدار میکنه و تمام حقایق رو روشن میکنه
اون قسمت فیلم که داشتن راجب این چیز عجیب غریب حرف میزدن و یه مرد تو اون خونه برگشت و گفت کار ایران یا کره شمالیه،باعث شد با دید خوب فیلم رو نگاه نکنم .
اقا من دیروز فیلمو دیدم ولی تا گفت کار ایرانه اصلا دیگه نتونستم با حس خوب ببینم تا اخرش.
👌👌👌👌👌
عالیه این فیلم